هر پدیدهای در عالم هستی علت و عاملی در بهوجود آمدنش نقش دارد. حتی پدیدههای اجتماعی، اعتماد و سلباعتماد عمومی هر کدام علل و عواملی دارد که باید بررسی شود تا انسان به نتیجه برسد. همانطور که بیاعتمادی در جامعه معلول عللی است و با گفتن، نوشتن و بخشنامه بهوجود نمیآید. اعتماد مردم نیز همینگونه است و به یکباره جامعه نسبت به مسئولان و عملکردها اعتماد پیدا نمیکند؛ بازسازی اعتماد مردم علل و عواملی دارد که باید ارزیابی شود. اگر بخواهیم اعتماد عمومی که خدشهدار و ضعیف شده را به مسئولان و مجموعه حاکمیت بازگردانیم، باید بررسی کنیم که چرا آن اعتمادی که در زمان حضرت امام (ره) و دفاع مقدس بود و تا مدتی هم ادامه داشت، امروز خدشهدار شده و چه عواملی دستبهدست هم داده که مردم بیاعتماد شوند. اگر این عوامل ارزیابی شده، بهدست آید و مسئولان درصدد حل آن برآیند، راه درستی است و در نهایت میتواند موجب بازیابی اعتماد شود والا با گفتن، نوشتن، دستور دادن و رهنمود دادن اعتمادی حاصل نمیشود. اگر این مساله چاره نشود و راهکارهایی برای بازیابی و جلب آن پیدا نشود این بیاعتمادی روزبهروز بیشتر خواهد شد و فاصله مردم از مسئولان افزایش پیدا میکند. یکی از عوامل بیاعتمادی این است که اوایل انقلاب همه مسئولان افراد پاکدست، سادهزیست و مردمی بودند و مردم نیز به آنها علاقهمند بودند و اعتماد داشتند. امام(ره) بارها میفرمودند که همه مسئولان از افراد پایینشهری، مستضعف یا متوسط هستند و مردم نیز این مساله را با چشم خود میدیدند. اما رفتهرفته این مساله تغییر پیدا کرد و مردم احساس کردند که مسئولان خود را از مردم جدا میکنند و امتیاز و تشخصی برای خود قائلند. حال به بهانههای مختلف میبینیم به محض اینکه مسئولیتی به عهده میگیرند دکور، اتومبیل و منزلشان تغییر میکند. در حالی که مسئولان جمهوری اسلامی باید در دل مردم باشند. چرا اکثریت قریببهاتفاق مسئولان رده بالا در بالای شهر تهران ساکن هستند؟ چرا به مجرد اینکه مسئولیت میگیرند به جاهای خوش آبوهوا میروند؟ همین مساله موجب میشود که از مردم فاصله بگیرند. یکی دیگر از عوامل بیاعتمادی این است که درآمدها و دریافتیهای مسئولان بعضا شفاف نیست. گاهی نیز درز میکند و گفته میشود که مسئولی صد میلیون تومان در ماه دریافت داشته است. در کشوری که اکثر مردم زیر خط فقر هستند و بسیاری از آنها با 2 تا 3 میلیون زندگی میکنند؛ وقتی میبینند یک مسئول درجهچندم است با Nعدد تومان درآمد قطعا اعتمادشان سلب میشود. دیگر عامل سلباعتماد را میتوان در اختلاسها دید که متاسفانه به اشکال مختلف بروز میکند. گاهی به شکل چند هزار میلیاردی که یکی دو قلم هست اما گاهی این فسادها به قدری گسترش پیدا میکند که دیگر از حد شمارش خارج میشود. عجیبتر اینکه این خبر در رسانهها منتشر میشود ولی مردم کمتر خبری از برخورد جدی با آنها بهدست میآورند. این مساله نیز باعث میشود که نگاه و اعتماد مردم به مسئولان و روندهای موجود سلب شود. لذا مسئولان باید با احصاء علل سلب اعتماد مردم درصدد بازیابی آن برآیند.