برکسی پوشیده نیست که هر فعالیت اجتماعی، دارای زمینهها و عقبههایی است که فرایند مشخصی را از ایده تا نتیجهگیری کامل طی میکند. در یک مسابقه دو ۴۰۰ متر امدادی که نفر چهارمِ چوب بهدست، طناب خط پایان را قطع و بهمقام قهرمانی میرسد، عنوان کسب شده را حاصل کار خود و آن ۳ نفر دیگر میداند که این مسافت را طی کردهاند و طبعا در مصاحبه پس از قهرمانی به آن نام آنها اشاره میکند، مثل فوتبالیستی که گل به ثمر رسانده و با بوسه بر یاران خود، همکاری ارزشمند آنان را تا نتیجه نهایی و رد شدن توپ از خط دروازه ارج مینهد. در این میان، فعالیتی که امروز به نام اورژانس اجتماعی، زنان و دختران در معرض آسیب اجتماعی را دعوت به تماس با تلفن شماره ۱۲۳ و استقرار در خانه امن میکند، نیز در چارچوب همین فرایند قابل تحلیل است. فعالیتی با عقبه مشخص و شایسته ذکر و یادآوری با هدف حفظ مالکیت معنوی پیشینیان. خانه امن؛ در سال ۱۳۷۵ دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی معاونت امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور به عنوان نهاد حاکمیتی، بر آن شد که ۳ فعالیت را بر فعالیت های پیشین خود اضافه کند: الف- ایجاد خانه امن برای رانده شدگان از خانوادههای پرتنش و
یا گریزان از آن خانههاب- نفوذ اندیشه مشارکت مددکاران اجتماعی، روان شناسان و مشاورین در پذیرش خانوادههای مصمم به جدایی و اقدام در بررسی و حل مشکل آنان و ارائه نظر تخصصی برای تصمیمگیری قضات در دادگاهها. ج- حمایت و بازپروری غیر مبتنی بر مرکز، زنان و دختران در حال مجازات زندان برای این ۳ فعالیت در یک اقدام ستادی و اجرایی ۱۶ استان کشور مورد مطالعه و زندانهای زنان در این شهرها، مورد بازدید قرار گرفت و نیز با روسای دادگاههای عام که تجربه فعالیت در دادگاههای مدنی خاص ( دادگاههای تخصصی ایجاد شده جهت بررسی مسائل خانوادههای متقاضی طلاق در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران) را نیز داشتهاند، با هدف انجام مصاحبه و دریافت تجربه مقایسهای آنان در مسائل خانواده. در بازدیدهای مذکور همواره در کنار معاون امور اجتماعی بهزیستی استان میزبان، یکی از معاونان امور اجتماعی از بهزیستی استان دیگر نیز در معیت مدیرکل دفتر نهاد حاکمیتی برای تحقق دو هدف زیر حضور داشتهاند. خانه امن، عقبه فعالیت اورژانس اجتماعی: وجود تلاطمهای خانوادگی منجربه درگیریهای اعضا و منتهی به همسر آزاری، فرزند آزاری و بیرون راندن و یا بیرون آمدن به
اجبار از خانه اصلی برای زنان و دختران خانواده میشد. نبود مکانی اجتماعی برای نگهداری و بررسی مسائل این قشر و نیز کاهش ارتباطات خانوادگی و محدود شدن رابطهها به دیدارهای نوروزی و عدم تمایل خانوادهها به ابراز اختلافات، موجب عدم مراجعه به خانوادههای نزدیک به هنگام ضرورت، توسط زنان و دختران در معرض آسیب اجتماعی و عدم بهرهمندی از فضای امن خانوادههای وابسته میشد و در این نبود امکانات مناسب، فرد بیپناه اجتماعی، دچار آسیب اجتماعی دیگری میگشت که بازگشت مجدد او را به خانه خود دشوار مینمود.
در این رابطه اقدامات ساختاری که صورت گرفت از جمله موارد ذیل است: الف- طرح مسأله در کمیسیون آسیب دیدگان اجتماعی همایش معاونان، مدیران کل ستادی و اجرایی سال ۱۳۷۶ بندرعباس و دریافت تایید و طرح در صحن عمومی همایش. ب- بهزیستی هر استان موظف گردید کارشناس امور آسیب دیدگان اجتماعی پیش بینی شده در تشکیلات استانی خود را در محل مقرر بهکار گیرد. ( پیشتر و با عدم توجه به این فعالیت و داشتن انگیزه بیشتر به فعالیت در امور معتادان در مدیریت قبلی دفتر، و منحصر بودن فعالیت امور معتادان به ۹ استان دارای مرکز بازپروری معتادین بقیه استانها فعالیتی در امور آسیب دیدگان اجتماعی نداشته و کارشناسان امور آسیب دیدگان اجتماعی به امور دیگر بهزیستی میپرداختند). در ادامه، استانها موظف شدند، خانهای را نیز برای نگهداری زنان و دختران در معرض آسیب اجتماعی پیش بینی نموده و از اعزام مدد جویان با مشکل یاد شده که پیشتر به دو استان تهران و خراسان اعزام میکردند، اجتناب نمایند. ج- در بازنگری دستورالعمل نگهداری زنان آسیب دیده اجتماعی، ذکر زنان و دختران در معرض آسیب اجتماعی در عنوان دستورالعمل پیشبینی و در محتوی، پذیرش و مراجعه و
نگهداری افراد خود معرف نیز در آن گنجانیده و به استانها ابلاغ و نسخهای از آن در کتاب منتشره توسط مدیر کل محترم دفتر حقوقی با عنوان «مجموعه قوانین و مقررات بهزیستی ۱۳۷۶» درج گردید. حال چگونه است که در تدوین کتابی تحت عنوان «اورژانس اجتماعی در ایران از ایده تا اجرا» به این عقبه مهم و دارای شواهد روشن و وجود افراد مشارکت کننده حاضر، اشارهای نشده و مولف در سخنرانی خود در همایش مجازی، آن را به محصول پرورش ذهنی خود در دوران دانشجوییاش معطوف میکند؟ و تعجبآورتر آنکه معاون محترم امور اجتماعی (وقت) سازمان بهزیستی کشور که از سال ۱۳۷۷ از سازمانی متفاوت از بهزیستی به این سازمان مامور و در آن، صاحب سمت شده و ظاهراً از سوابق سالهای ۷۵و ۷۶ بیاطلاع است شروع فعالیت اورژانس اجتماعی را به بعد از سال ۱۳۷۷ معطوف نموده و به این همه فعالیت طاقت فرسا بهعنوان زمینه و عقبه آن توجه نمینماید؟! اگر امروز که در مسند قدرت هستیم و قلم در دست و رسانه در اختیار، به مالکیت معنوی پیشینیان اشارهای نکنیم، روش غیراخلاقی و مجرمانهای را پی میریزیم که دیگر صاحبان قدرت در آینده به کنونیان (که لاجرم به گذشته خواهند پیوست) نیز اشارهای
نخواهند داشت.