ادامه از صفحه یک / آتشسوزی جنگلها یکی پس از دیگری به وقوع میپیوندند و امکانات موجود برای جلوگیری از بروز این حوادث گسترده هرگز کافی نیست. اگر به آمار وضعیت خشکسالی و بیآبی مراجعه کنیم، اگر زمینههای آماده برای آتشسوزی در جنگلها و مراتع را درنظر آوریم، اگر سرعت بیابانزایی درکشور را بسنجیم و اگر سیلهای ویرانکننده بازهم مثل سال 97 از راه برسند این نتیجه قاطع و بدون چون وچرا حاصل خواهد شد که جامعه از دولت تا ملت باید همه اشتغالات خود را کنار بگذارند و برای نجات کشور از بلایای محتمل آماده باشند. خشکسالی شدید،کشاورزی را تهدید میکند و امکان بیکار شدن انبوه کشاورزان و سرازیر شدنشان به حاشیه شهرها و خلق بحرانی بزرگ هرگز احتمالی اغراقآمیز نیست. وضعیت آب کشور ضرورت تجدیدنظر در کل حوزه کشاورزی را گوشزد میکند و اگر دیر به این مهم پرداخته شود ته مانده آبهای زیرزمینی هم از بین خواهند رفت و مصیبت آنکه این بلا طی یک یا دو دهه قابل رفع نخواهد بود و هیچ آبی وجود ندارد که سفرههای زیرزمینی را سیراب سازد و جایگزین آب مصرفی کشاورزی شود. شاید پذیرفتنش سخت و تلخ باشد ولی منابع آبی کشور دیگر توان پاسخگویی به نیاز کشاورزی را ندارد و آنها که از کوچک شدن این حوزه فرار میکنند و گاهی با شعار توخالی با آن مواجه میشوند هرآینه از جفاکاران به طبیعت کشورند ومستحق طرد و انزوا هستند. اگر دبیرکل سازمان ملل در زمینه آبوهوای جهان وضعیت قرمز اعلام میکند آژیر این وضعیت برای ما چند سال است که به صدا درآمده است و باید برای آن چارهیابی کنیم. در این حوزه پربلا جایی برای جناحبندیهای سیاسی نیست و حتی فرصت از دست دادن یک روز را نداریم. برای مواجهه با انواع بلایای طبیعی که زلزلههای محتمل تنها یکی از آنهاست ما نیازمند منابع مالی گسترده هستیم و باید در جهت رفع توقیف اموال ملت ایران و رفع تحریمهای ستمکارانه آمریکا تعجیل کنیم. چالش اصلی حال و آینده بشر محیطزیست و تغییرات اقلیمی است، اگر دولت و ملتی توان و دانش درک آن را نداشته باشد باید از انحطاط خویش بترسد.