خســارات سه دهــه سدسازی برای طبیعت و محیطزیست ایران امری غیر قابل انکار است. در نتایج پژوهشی كه 500 اكولوژیست برتر جهان بر 1000 سد در هزار منطقه مختلف دنیا انجام دادند، حتی یك سد هم سود بیش از خساراتش نداشت. یكی از مهمترین مشكلاتی كه سدها ایجاد میكنند، تولید گاز متان است چون به دنبال سرازیر شدن آب، درختان منطقه زیر آب میرود و به صورت بسیار بطئی فاسد میشود و انتشار گاز متان حاصل از این فساد، باعث افزایش گازهای گلخانهای و تغییر اقلیم خواهد شد كه نقیض هدف سدسازی است. علاوه بر ایــن، نگهداری حجم بالای آب در محوطه بزرگ پشت سدها، شدت تبخیر را افزایش میدهد آن هم در سرزمینی كه متوسط تبخیرش، دو هزار میلیمتر و در برخی نقاط كشور تا 5 هزار میلیمتر هم هست. پس بسیار نابخردانه است كه در سرزمین واقع در قلمرو خشكی جهان و در عرض بین 25 تا 40 درجه، آب را در سطح زمین نگهداری كنیم آن هم در سرزمینی كه آبرفتهای درشتانه داریم و میتوانیم با یكدهم هزینه سدسازی، آب را در سفرههای آب زیرزمینی نگهداری كرده و سپس، با كمترین هزینه ممكن و بدون استفاده از موتورپمپها و بدون خروج ارز و بدون ایجاد آلودگی، آب را از چشمهها و قناتها و كاریزها، استحصال كنیم. تاثیر سدسازی برای طبیعت، مثل تاثیر مورفین در بدن انسان است. مرفین در كوتاهمدت، درد را تسكین میبخشد اما مانع از تشخیص ریشه درد میشود. حجم بالای آب پشت سدها هم این نشانی غلط را میدهد كه در این منطقه، آب زیاد است و بنابراین، مصرف آب افزایش مییابد در حالی كه آب ذخیره شده پشت سدها، هویت اكوسیستمی دارد. باید دید این حوضه آبخیز تا كجا ادامه دارد و این حوضه آبخیز قرار بوده چه تغییری در نظام آبشناختی هیدرولوژیكی منطقه ایجاد كند كه حالا به دنبال سدسازی، این تغییر مختل شده است؟ در منطقه كروسیوند (استان فارس) به دنبال ایجاد سدهای ملاصدرا و سیوند در كنار سد درودزن، بزرگترین پهنه آبی منطقه؛ دریاچه بختگان، تشت و كمجان را از دست دادیم علاوه بر اینكه یك قطب جدید تولید گرد و خاك ایجاد كردیم كه متاسفانه موجی از مهاجرت به دنبال داشت و بدتر اینكه با ایجاد این سدها، حیات بزرگترین انجیرستان دیم در استهبان هم بهشدت به مخاطره افتاد. در كشور امریكا، نه تنها از سال 1980 تاكنون، هیچ سد در ارتفاع بالای 15 متر در امریكا ساخته نشده، در همین مدت، بیش از 1740 سد را هم تخریب كردند چون به این نتیجه رسیدند كه بهترین راه كنار آمدن با طبیعت، این است كه قوانینش را درك كرده و بر بنیاد آن قوانین، چیدمان توسعه را طراحی كنیم. نیاكان ما هم همینگونه رفتار میكردند. نیاكان ما با 67 هزار پارچه قناتی كه طراحی كرده بودند 20 میلیارد مترمكعب آب را به سطح زمین میآوردند. امروز دانشمندان اكولوژیست به این نتیجه رسیدهاند كه حداكثر آب قابل استحصال در ایران، 20درصد پتانسیل آبی كشور است به این معنا كه اگر پتانسیل آبی كشور، 100 میلیارد مترمكعب است، 20 میلیارد مترمكعب قابل استحصال است؛ همان حجمی كه پدران ما با قناتها برداشت میكردند. حجم آب پشت سدها حدود 46 میلیارد و 7دهم مترمكعب است و البته كل آب قابل تنظیم كشور هم معادل همین حجم است در حالی كه امروز، 76 میلیارد و 7 دهم مترمكعب و در واقع، بیش از 30 میلیارد مترمكعب مازاد بر حجم كل آب قابل تنظیم كشور، سد ساخته شده در حالی كه پشت این سازه مازاد، هیچگاه آب جمع نخواهد شد. سوال این است كه پس چرا این سدها ساخته میشود. در مثلها آمده كه در زمان شاه سلطان حسین صفوی، فردی از محلی رد میشد و دید چند نفر مقنی مشغول كندن چاه هستند. این رهگذر به مقنیها میگوید، اینجا آبی نیست كه چاه میزنید و آنها در پاسخ میگویند؛ اشكالی ندارد. اگر برای تو آب ندارد ولی برای ما نان دارد. حالا هم میتوان برای دوستان سدساز، سایر راههای رسیدن به خدا را تعریف كرد چون سدسازی تنها طریق امرار معاش نیست بلكه سیستمهای بازچرخانی آب هم درآمدزاست. تا وقتی میتوانیم تا 18 بار، آب را بازچرخانی كنیم چرا باید بیش از 35 میلیارد مترمكعب از این آب، به عنوان پساب از دسترس خارج شود؟ ما در این كشور، غیر از آبهای فسیلی، آبهای ژرف قابل استفاده داریم و همچنین میتوانیم بر بهبود وضعیت مصرف كار كنیم. هر ایرانی به طور متوسط بیش از 300 لیتر آب استفاده میكند درحالی كه نرم استاندارد 120 تا 150 لیتر است. وزارت نیرو اعلام كرده كه بیش از یكسوم آبی كه در سامانه لولهكشی دراختیار سكونتگاهها قرار میگیرد، قبل از رسیدن به مقصد، هدر میرود علاوه بر آنكه مصرف آب در كشاورزی ما هم 6 برابر متوسط جهانی است.