ادامه از صفحه یک| داریم و هم پایههای مالیاتی متعددی در کشور تعریف نشده. از آن طرف هم نظام بانکی باید کاملا در خدمت فعالیتهای مولد و تولیدی باشد درحالی که نظام بانکی امروزه در خدمت تقویت سفتهبازی و سوداگری است و منابع خرد مردم را در آن بخشها هدایت میکند. در اینجا نظام مالیاتی نقش بسیار کلیدی دارد در اینکه با اخذ مالیاتهای سنگین جذابیت فعالیتهای نامولد را کم کند و از آن طرف به فعالیتهای تولیدی از همین مالیاتها یارانه دهد تا تولید جذابترین فعالیت اقتصادی در کشور شود. درواقع یکی از منابع درآمدی مردم و بخش عمومی یعنی دولت عملا همین درآمدهای حاصل از استحصال معادن کشور است که سالیان سال توسط افرادی در درون قدرت و وابسته به نهادهای قدرت منتقل شده و مردم از دریافت مواهب خودشان از این منابع محروم شدهاند. نابرابری گستردهای شکل گرفته که برای حفظ این نابرابریها زمینههای رشد فساد در جامعه سازماندهی شده. اگر قرار شود تورم در کشور کاهش پیدا کند، بدون رشد تولید امکانپذیر نیست و ما فقط با شعار، نصیحت، توصیه و یا حتی تغییر بعضی از متغیرهای اقتصاد کلان نمیتوانیم تورم را کاهش دهیم الا اینکه مجموعهای از اقدامات در حوزههای مالی یا مالیاتی و بانکی و همینطور در تقویت پول ملی از طریق کاهش شدید قیمت ارز و جایگزینی منابع بخش عمومی از فروش ارز گران و یا افزایش قیمت حاملهای انرژی به دریافت مالیات از بنگاههایی که امکان پرداخت مالیات را دارند، صورت بگیرد. فقط 20 بنگاه خصولتی در سال گذشته بالغ بر 250هزار میلیارد تومان سود خالص فعالیت داشتند که بدون دریافت یارانههای بزرگ بخش عمومی که منابع مردمی است، نمیتوانسته افتاق بیفتد. بنگاههایی که متاسفانه اغلب مالیات هم نمیپردازند یا مالیاتهایی که میدهند، بسیار ناچیز است. سود این 20 بنگاه معادل با کل کسری بودجه دولت است و تازه اینها فقط 20 شرکت خصولتی هستند و بقیه را حساب نکردهایم ولی قطعا دولت میتواند از این مسیر منابع بسیار بزرگی را تدارک ببیند که دیگر نیازی به افزایش قیمت ارز و یا قیمت حاملهای انرژی که آنها هم عوامل بسیار موثر تورمزا هستند، نخواهد داشت.