سیاست یک بام و چند هوایی مسئولان در قبال پذیرش مهاجران، سبب شده که نه تنها مردم کشوری که با کمبود شغل و اقلام ضروری خوراکی، همچنین فضای آموزشی در شرایط تحریمهای 40 ساله روبهرو شوند، بلکه هر روز به سونامی آسیبهای اجتماعی و آسیب پذیری حاشیه شهرها بهواسطه افزایش مهاجران بیهویت و بیمدارک اقامتی اضافه میشود. این روزها با افزایش تنشهای داخلی در افغانستان و تشکیل دولت جدید در این کشور، بهای آن را مردم ایران میدهند که با سیل مهاجران قانونی و غیرقانونی در کشور مواجه شدهاند. در این بین تاجیکستان بهعنوان همسایه دیگر افغانستان از هفتهها پیش اعلام کرده بود که این کشور ۱۰۰ هزار نفر از مهاجران را در خاک خود میپذیرد. مردم این کشور تمایلی برای رفتن به کشور پاکستان بهعنوان متحد اصلی طالبان ندارند و در این میان بیشترین مهاجر به ایران سرازیر میشود. در 24 مرداد امسال، مدیر امور مرزی وزارت کشور گفته بود: «از دو ماه پیش، با توجه به احتمال آمدن موج آوارگان از افغانستان، طرح اسکان موقت آنها در استانهای شرقی ایران را آماده کرده بود.» وزارت امور مهاجرین افغانستان هم ۳۰ خرداد امسال اعلام کرده بود: «حدود ۶.۵ میلیون
افغان در ۷۰ کشور جهان به شکل مهاجر یا پناهجو به سر میبرند.» که بر کسی پوشیده نیست میلیونها نفر دیگر به شکل غیرقانونی و در خودروهای شوتی به ایران میآیند و در جمعیت کشور گُم میشوند. این موضوع زمانی رنگ و بوی، نگرانکنندهای به خود گرفت که همزمان با برنامههای وزارت کشور برای پذیرش مهاجران، ترکیه دیوار بلندی با مرز خود با ایران میکشید و آن زمان کمتر مسئولی در کشور فکر میکرد که این دیوارهای بلند در مرز دو کشور برای عدم جلوگیری مهاجران افغانی است که ایران را همواره پلی برای ورود به اروپا و کشور ترکیه میدانند و در مدتی که در شهرهای ایران اقامت دارند، بعضا صاحب زن و فرزند میشوند، ولی خیلی زود به کشورهای اروپایی میروند. در این میان کسی منکر مهماننوازی و آغوش باز ایرانیان نسبت به پناهندگان دیگر کشورها نیست و همواره سازمانهای جهانی، ایران را مورد قدردانی قراردادهاند. در شرایط سختی که کشور ما در چند دهه گذشته با وجود تحریمها داشته، بازهم مردم به دید دوست و برادر به مهاجران نگاه کردهاند و آنها را به زندگی خود راه دادهاند. اما سوال اصلی زمانی بهوجود میآید که هدف مسئولان از پذیرش روزانه حدود دهها
هزار مهاجر قانونی و غیر قانونی از بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک چیست؟ درحالیکه وزارت کشور و وزارتخانههای دیگر یک آمار قابل استناد از مهاجران افغانستانی که به شکل غیرقانونی در ایران زندگی میکنند، ندارند و مدتهاست که به این آمار اکتفا میشود که دو و نیم میلیون نفر از اتباع این کشور در ایران به سر میبرند، ولی موج مهاجرت شهروندان این کشور از مبادی غیر رسمی بهدنبال شرایط اخیر در افغانستان بهشدت افزایش یافته است.
ایران بهدنبال افزایش جمعیت است؟
نکتهای که سبب نگرانی بیخبری مسئولان از افزایش مهاجران میشود، این است که آنها بهدنبال افزایش جمعیت با مردم کشوری هستند که دارای زبان و فرهنگ مشترک هستند. شاید بتوان پاسخ این فرضیه را در صحبتهای صالح قاسمی، نویسنده و کارشناس تحولات جمعیت، اشاره داشت که وی در میزگرد تسنیم، گفته است که «مهاجرت یکی از بخشهای اصلی سیاستهای جمعیتی است و در طرح جوانی جمعیت، به این موضوع پرداخته نشده است! در حوزه مهاجرت خارجی باید به طور جدی ورود کنیم؛ برخی دوستان کارشناس مطرح میکنند که ما جذابیت مهاجرتپذیری نداریم؛ ما میتوانیم سیاستی بگذاریم و از کشورهایی که عمق استراتژیک ما در آنجا وجود دارد، مثل کشورهای اسلامی، آمریکای لاتین و آفریقای جنوبی جذب نخبگانی هدفمند داشته باشیم.» همچنین در گزارشی که تسنیم با عنوان
« ایران ناچاربه پذیرش مهاجران خارجی برای رفع مشکل جمعیتی خود!» منتشر کرده به صراحت گفته است:« با توجه به کاهش نرخ باروری جمعیت کشور، پذیرش مهاجران خارجی میتواند یکی از راهکارهای کلیدی و کارآمد رفع مشکل جمعیت و نیروی کار باشد؛ دراینباره، نزدیکی عقاید و فرهنگ کشورهای همسایه مخصوصاً افغانستان، فرصت کمنظیری را در اختیار ایران گذاشته است.» در این گزارش همچنین ایران را با کشور آلمان مقایسه کرده که از ترکیه، چین و هند که فاصله فرهنگی بسیار زیادی با جامعه اروپا و آلمان دارند، جذب نیروی کار میکنند. اما بر کسی پوشیده نیست که سیاستهای پذیرش مهاجر در کشور آلمان با ایران تفاوت بسیاری دارد. در این میان، کشور آلمان (به باور مسئولان) 90 درصد از متکدیان و کودکان کار آن کشور از قشر مهاجران غیر قانونی افغانستان نیستند. همچنین علیرضا نادعلی عضو شورای شهر تهران به برنامهریزیها برای سکونت مهاجران افغانستانی در منطقه ۲۰ پایتخت خبرداد. این درحالی است که بیشترین تراکم مهاجران غیر قانونی افغانستانی در منطقه 20 است و شهرری و شهرکهای اطراف آن با جمعیتی محروم با تراکم جمعیتی بالا، هر روز با افزایش مشکلات اجتماعی زیست محیطی
همراه است.
سریال همسایه! در جهت تغییر باورها
البته موضوع پذیرش مهاجران کشورهای همسایه در نوار شرقی ایران و تغییر باور فرهنگی مردم ایران، تنها به گزارش رسانهای منتهی نمیشود و در این رابطه صدا و سیما نیز بیکار ننشسته است و سریال «همسایه» را از روز 16 شهریور بروی آنتن برد. این سریال به کارگردانی محمدحسین غضنفری یک ملودرام عاشقانه است که زندگی و دغدغههای مهاجران افغانستانی در ایران و همزیستی دو ملت را روایت میکند. مهدی آذرپندار، مدیر گروه فیلم و سریال شبکه سه درباره این سریال گفته است: «از مدتی پیش و همزمان با وقوع حوادث اخیر در افغانستان، پخش سریال «هم سایه» که پیش از این «نیمروز تا تهران» نام داشت، باتوجه به قرابت موضوعی این سریال با مسائل مهاجرین افغان در ایران، در دستور کار شبکه سه قرار گرفت.» محمدحسین غضنفری کارگردان این سریال گفته «بهطورکل در این سریال سعی کردهایم نگاه ایرانیها به مهاجرینی که وارد ایران میشوند خصوصاً افغانها را عوض کنیم. در واقع نگاه ناسیونالیستی که به نژادپرستی میانجامد را کاهش بدهیم. همه انسانیم و سرزمینی که تقسیم شده منجر به این نشود که تبعیض قائل شویم و نگاه از بالا به پایین داشته باشیم. به هر حال اینها هم چند
کیلومتر آن سوی مرز دارند زندگی میکنند. هیچ فرقی میان افغانها و ایرانیها وجود ندارد؛ همین نکته را بتوانیم در این سریال جا بیندازیم بسیار حائز اهمیت است. این نکته خیلی کمک میکند که ایرانیها آنقدر نگاه «نژادپرستی» و نگاه بالا به پایین به همکیشانِ خودمان نداشته باشند.»
چرا به ایرانیها برچسب میزنند؟
در رابطه با این موضوعات یک کارشناس حوزه اجتماعی، نیز به سریال «همسایه» اشاره دارد و در گفتوگو با «آرمان ملی» عنوان کرده: «متاسفانه کارگردان این سریال علنا انگ زده و وطن پرستی و میهن دوستی ایرانیها که ریشه در اعماق فرهنگ غنی ایرانی دارد را به رفتار ناسیونالیستی تقلیل داده و با چنین انگیزههایی که فاقد حفظ شان مردم ایران است و به بهای تقلیل جایگاه ایران و ایرانیان به دنبال پیوند دو ملت با هم هستند.» فرزانه توکلی در ادامه میافزاید: «ایرانیانی بیش از 4 دهه میزبان میلیونها اتباع افغان و تعداد بسیار کمتری اتباع عراقی بودهاند؟ عوامل سریال و سفارش دهندگان آن بابت چه چیزی حاضر به زدن چنین برچپسب ناعادلانهای به ایرانیها شدهاند؟ چگونه ایرانیهایی که در سالهای سخت جنگ ایران و صدام، کوپن مایحتاج اولیه خود را با اتباع افغان که گفته میشد آوارگان و مهاجرین موقت هستند اما برای همیشه ماندند، تقسیم کردند و امروز متهم به نژادپرستی میشوند؟ پناهجویانی که به جای کمپهای موقت پناهندگی که در همه جای دنیا معمول است، مستقیما وارد شهرها و روستاها شدند و به راحتی به همان نان و آب و برق و خدماتی دسترسی یافتند که
ایرانیها دسترسی داشتند. ایرانی هایی که در اوج جنگ و گرفتاریهای اقتصادی ناشی از تحریم ها و محدودیتهای جنگ تحمیلی از سر رافت ، سفره هایشان را با افغان ها یکی کردند . امروز دهه 50 و 60 تمام شده است و کمتر شغلی وجود دارد که توسط اتباع افغان فاقد مدرک اقامت قانونی، اشغال نشده باشد و احتمالا چنین امکانی برای اتباع غیرقانونی کشور همسایه از نژادپرستی ایرانیها نشات میگیرد وگرنه مانند روسیه، ترکیه، پاکستان و کشورهای اتحادیه اروپا بهویژه آلمان رفتار میکرد. کشورهایی که در روزها و هفتههای اخیر و در اوج نیازمندی مردم افغانستان، بارها اعلام کردهاند اتباع افغانستان را جز عده قلیلی که با نیروهایشان در افغانستان همکاری داشتهاند نخواهند پذیرفت. وی به سیاستهای کشور آلمان نیز اشاره دارد و معتقد است: «این در شرایطی است که آلمان بهعلت کاهش جمعیت، سالانه نیازمند 400 هزار نیروی کار و تکنسین خارجی است اما باز هم از پذیرفتن اتباع افغانستان سر باز میزند. در تمام سالهایی که همه مرزهای دنیا به روی اتباع افغانستان بسته بود، تنها مرزهای ایران بود که افغانها بهصورت قانونی و عمدتا غیرقانونی به ایران تردد داشتند و در
ایران زندگی کردند و همیشه هم این کار به اسم مسلمانی و همزبانی و هم فرهنگی انجام شده اما جالب است در عین حال این رسم مسلمانی، هم زمانی و هم فرهنگی از سوی مردم و دولت افغانستان برای ایرانیان دیده نشد و کافی بود یک راننده ایرانی در مسیر حمل بار به افغانستان با کوچکترین مشکلی در ویزا و مدارک سفرش وجود می داشت که نه با رد مرز بلکه محاکمه ، جریمه و زندانهای طولانی مدت در زندان های غیر استاندارد افغانستان روبهرو میشدند.» آیا نادیده گرفتن همه این حقایق و خلاصه کردن تمام مسائل بین مردم ایران و مردم افغانستان در یک رابطه عشقی افلاطونی تخیلی که سنخیتی با زندگی واقعی زنان ایرانی مزدوج با مردان افغان ندارد از مشکلات میکاهد یا بر آنها میافزاید؟ کاش پاسخ بدهند چرا ناتوانی دولتها در بازگرداندن اتباع افغان به کشورشان که روزی مهمان موقتی نامیده میشدند و امروز به صاحبخانه تبدیل شدهاند را به گردن ملت ایران و روحیه نژادپرستی میاندازید؟ آیا نباید به مردم ایران حق بدهیم نسبت به دیگرانی که مطالبه جدی بر سر منافع و امکانات موجود در ایران دارند، حساس باشند؟