امــروز در شرایط سخــت داخلی و خــارجی قرار گـرفتیم به نحـوی که بیگانگان از شـش جهت بر مــا فشار مـیآورند و در داخـل نیز با مشکلاتی از قبیل گرانی، بیکاری، کرونا، بروکراسی و... گرفتاریم. لذا یک وضعیت ویژهای وجود آمده که منجر شده به یکدیگر اعتماد نداشته باشیم. در نتیجه به نظر میرسد اعتماد جامعه به قول، وعده، قرار ، امضاء، اظهار، قسم و... از بین رفته و تقریبا یک جدایی تلخی به وجود آمده است که کاملا ملموس جامعه است و قابل انکار هم نیست. به عبارت دیگر این موضوع امروز درد جامعه ماست. دوای آن هم این است که مردم و مسئولان تک به تک به صورت فردی ابتدا از خودشان شروع کنند. یعنی بنا بگذاریم که دروغ نگوییم، وعده خلاف ندهیم، به کسی نارو نزنیم و وارونه عمل نکنیم. اول با از خودمان شروع کنیم، یکی از معایب امروز جامعه این است که بسیار فرافکنی میکنیم و تقصیر را به گردن یکدیگر میاندازیم، در حالی که در بسیاری از مواقع مشکل اصلی خودمان هستیم. وقتی به قول خود عمل نمیکنیم، به امضا و چک خود احترام نمیگذاریم دیگران نیز همین رویه را پیش میگیرند به همین صورت عمل میکنند. امروز وجدان کم کاری داریم چنانکه در ادارهای یک نامه را بیخودی بارها دست به دست و در قالب بروکراسی اداری معطل میکنند. این نوع کارکرد درست نیست، بلکه باید وجدان کاری داشته باشیم که اگر نامهای به دست مسئولی رسید، واقعا جواب دهد و مشکل را حل کند. مثلا شخصی درصدد است که یک پروانه ساختمان بگیرد بگویند که ضابطه کار اینگونه است و شخص مورد نظر با رعایت تمام ضوابط سر هفته پروانه را اخذ کند. یا در مقوله مهمی مثل ازدواج وقتی خواستگاری انجام میگیرد همه به دنبال مدرکاند و هیچکدام دنبال درک بالاتر نیستند که این جوان به درد ازدواج میخورد یا خیر. البته بحث وجدان کاری، بازگشت اعتماد عمومی و... درگیر یک یا دو موضوع نیست و در حوزههای مختلف همه باید رعایت کنند تا این مساله در جامعه همه گیر شود. اکنون در حوزههای مختلف دچار کم کاری و جدان کار پایین هستیم. مثلا در حوزه خودرو میبینیم پیکان قدیم به لحاظ استحکام و کارکرد از پژوی امروز بهتر است. چرا که پژوی امروز فانتزی است اما پیکان سابق ماشین بود ده سال میشد از آن به عنوان یک خودرو محکم استفاده کرد اما از خودروهایی امروزی 4سال هم نمیشود استفاده کرد. لذا باید از حالت فانتزی در بیاییم و واقعا درست و با صداقت عمل کنیم. نکته مهمتر اینکه امروز از رئیس جمهوری ، وزیر، وکیل، کارمند و کارگر و... همه سوار یک کشتی هستیم. اگر یک جای این کشتی سوراخ شود همه غرق میشویم. لذا آرام آرام باید به یکدیگر نزدیک شویم و کمک کنیم. هر که با راستی و درستی برخورد کند اهل نجات و موفقیت است و هر که دروغ بگوید یقینا به نتیجه نمیرسد. امروز همه اهل حرف شدیم، در حالی که اگر کسی دنبال کاری است، باید پیگیر و جدی باشد و واقعا سماجت کند تا به هدف برسد.