نگاهی به سیاست آمریکا در یک سال گذشته نشان میدهد که اولویت چین در سیاست و راهبردهای آمریکا یک واقعیت غیرقابل انکار است. اتخاذ سیاست منفعلانه در مواجه با جنگ آذربایجان و ارمنستان در سال 2020، پایان رسمیحمایت از عربستان در جنگ علیه یمن، توافق با بغداد برای خارج شدن نیروهای نظامیآمریکا از عراق، اتخاذ سیاست حفظ وضع موجود در سوریه، خارج کردن بخشی از تجهیزات نظامیاز خلیج فارس و استقرار بخشی از آن در کشور اردن و در نهایت خروج از افغانستان در 9 شهریور گویای این نکته است که آمریکا قصد دارد تمام توان و تمرکز خود را بر مهار چین بگذارد و به مسائل پرهزینه برای این کشور پایان دهد. اما سوال اساسی این است که سرنوشت سیاست و منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه چه میشود. جو بایدن در سخنرانی روز 9 شهریور خود و بعد از پایان حضور نظامیدر افغانستان اعلام کرد که خروج آمریکا از فغانستان پایان ماموریت نظامی، برای دوباره ساختن کشورها است. این سخن بایدن بدین معنی است که ایالات متحده دیگر درگیر مسائل داخلی کشورها و موضوعاتی چون حقوق بشر و ملت سازی نخواهد شد. البته این سیاست آمریکا جدید نیست و ریشه آن به دوران جنگ سرد بر میگردد. وقتی که رقابت آمریکا و شوروی در جریان بود، ایالات متحده به موضوعاتی چون حقوق بشر و ارزشهای دموکراتیک اهمیت نمیداد و آنچه که برای این کشور اهمیت داشت، این بود که دولتهای بیشتری در بلوک غرب و در کنار آمریکا علیه شوروی قرار گیرند. در واقع اولویت رقابت با شوروی سبب شد که ایالات متحده از دیکتاتورترین کشورها به شرط ضدیت با شوروی یا همکاری با آمریکا حمایت کند. لذا آنچه از این به بعد برای آمریکا اهمیت دارد امنیت خاورمیانه به شکل سخت آن است. بدین معنی که حتی اگر دولتهای اقتدارگرا در خاورمیانه حاکم باشند و به حقوق بشر احترام نگذارند، اما به حفظ امنیت منطقه کمک کنند، برای آمریکا کافی است. به عبارت دیگر، مباحث نرم و ارزش محور، دیگر اولویت آمریکا در خاورمیانه نیست. بلکه موضوعات سخت و امنیت محور صرفاً مورد توجه این کشور است. از این رو، سیاست خاورمیانه ای آمریکا با فاصله گرفتن از مباحث ارزش محور صرفاً بر این موضوع مبتنی خواهد بود که امنیت خاورمیانه به معنی سخت افزاری آن دستخوش تغییر و چالش قرار نگیرد. در مثالی عینی آنچه که برای آمریکا در خاورمیانه اهمیت دارد مسائل درونی کشورهای خاورمیانه نیست. بلکه روابط بین کشورهای خاورمیانه است. البته تمام و کلیت روابط دولتهای خاورمیانه برای آمریکا اهمیت ندارد. بلکه صرفاً آن بخش از روابط دارای اهمیت است که امنیت کلیت منطقه را تهدید کند. لذا به طور کلی باید گفت که آمریکا به مدت سه دهه پس از فروپاشی شوروی موضوعات حقوق بشری در خاورمیانه را مورد توجه قرار داد و حتی در طرح «خاورمیانه بزرگ» جورج بوش پسر نیز این کشور بهدنبال دموکراتیک کردن کل خاورمیانه بود. اما هم اکنون چون موضوع رقابت با چین اولویت نخست آمریکاست، موضوعات نرم درحاشیه قرار خواهد گرفت و آنچه که برای آمریکا اهمیت دارد این است که امنیت مناطق مهم جهان مثل خاورمیانه دچار چالش نشود که از یک سو هزینههایی برای این کشور خلق شود و از سوی دیگر زمینه ظهور دولتهای رقیب، مانند چین و روسیه را فراهم کند. بر این اساس با اطمینان بالایی میتوان گفت آمریکا در هیچ کشور دیگری در خاورمیانه، اقدامات سخت نظامیبا هدف دفاع از ملت- سازی یا ایجاد دموکراسی را انجام نخواهد داد.