ادامه از صفجه اول / بخش خصوصی قادر نخواهد بود با وضعیتی که امروز دارد و اکثر کارخانههای تولید مواد و مصالح ساختمانی زیر 50 درصد مواد تولیدی خود فعال میباشند، و در ضمن به دیگر بخشها تعهداتی دارند غیر از مسکن دولتی، ساخت و ساز بخش خصوصی هم انشاءا... که باید فعال باشد. از کجا میخواهیم این میزان از مواد و مصالح اولیه را تهیه و در اختیار بخش دولتی و بخش خصوصی قرار دهیم. بازار کشورهای همسایه را که به سختی کارخانجات سیمان و گچ و تیرآهن و میلگرد در رقابت با همسایگان آمادهای مثل ترکیه دست و پا کردهاند، اگر به این شرکتها فشار بیاوریم، که همه تولیدات خود را به فرض تحقق واقعی آن در اختیار یک میلیون مسکن ادعایی رئیسجمهور قرار دهیم، با دیگر تعهدات چه خواهیم کرد؟ بر این باورم ساخت مسکن بر روی کاغذ به زعم دولتمردان دولت سیزدهم شاید کاری آسان باشد خصوصا وزیری که تا جلسه رای اعتماد مجلس نمیدانست که وزیر مسکن است، و راه و چاه نفت و تولیدات نفتی را در برنامه رای اعتماد خود برای نمایندگان مجلس توضیح میداد. هر ساله مجبورم در محل اشتغالم در مزرعه بخش ساختوساز را برای گسترش فعالیتها ادامه دهم، متوجه تفاوت قیمت نه
سال به سال بلکه ماه به ماه و روزبهروز هستم. کاش وزیر جدید مسکن به جای بازی با ارقام و اعداد جلوی دوربین تلویزیون از کارشناسان مسکن درخواست میکرد که ساخت یک واحد مثلا هفتاد متری مسکن را از بخش مصالح گرفته تا مدت زمان وضع بروکراسی اداری سرجمع برای او تشریح میکردند تا مشخص شود، چگونه میشود در سال یک میلیون مسکن از صفر تا صد شروع کرد، بخشهای عمومی واحدهایی که قصد ساخت آن را داریم از مدرسه و بهداشت و تفریح و مذهبی تعیین میکردند، و به آقای وزیر میگفتند امکان تولید این میزان مسکن با شرایط موجود حتی اگر نقدینگی آن با تولید پول و یا هدایت نقدینگی متورم شده موجود در بخش مسکن فراهم آید، مواد اولیه مورد نیاز ساخت یک میلیون مسکن از سیمان، آجر، میلگرد، ملزومات برقی ودیگر مصالح و مواد ساختمانی در شرایط موجود فراهم نیست. حتی اگر فردا دولت در یک بخشنامه چندخطی به شهرداریها تکلیف کند در اراضی مورد نظر وزارت مسکن بیهیچ قید و بندی وزارت مسکن میتواند با نقشه دلخواه خود احداث ساختمان کند اما ساخت و ساز وقتی که از روی کاغذ به مرحله عمل میرسد، قصه پرغصهای است. نهادها و سازمانهایی که طی این سالها زیر اسامی دهان
پرکن، تعاونی فلان نهاد و سازمان، برجهایی را در اطراف شهرهای بزرگ برپا داشتهاند و با احتکار مسکن منتظر روزی ماندند که نقدینگی هدایت شده سرازیر بازار مسکن شود و ساختمانها و بناهای احتکار شده را با قیمت مضاعف زیر فرمان ساخت و ساز روی کاغذ دولت عرضه کنند.