بستن
کد خبر: ۱۰۲۱۶۷۸

«افرا» هیچکس ر ا قضاوت نمی‌کند

«افرا» هیچکس ر ا قضاوت  نمی‌کند
ایــن شــب‌ها ســریال «افرا» به کــارگردانی بهرنگ توفیقی و تهیه‌کنندگی محمد کامبیز دارابی از شبکه یک پخش می‌شود. سریالی که کلیت آن در شـــمال کشـــور تصویربرداری شده و فضای بکری را از این منطقه به تصویر می‌کشد. «افرا» روایتی از چند خانواده است که هرکدام بنا به موقعیتی که دارند درگیر مسائل و مشکلاتی هستند و هــمه اینها در جایی به‌هم گره مــی‌خورد. «محمد صادقی» بازیگر جوانی است که اولین سریال تلویزیونی خود را با «افرا» تجربه کرده و ایفاگر نقش «پیمان» در این سریال شبانه است. «فارس» با «صادقی» گفت‌و‌گویی انجام داده که در ادامه می‌خوانید.

درست است که شما پیش از بازی در سریال «افرا» در سریال «مانکن» یکی از نقش‌های اصلی را ایفا می‌کردید، اما از آنجایی‌که ممکن است برخی مخاطبان آن سریال را ندیده باشند درباره شروع کار بازیگری‌تان بفرمایید.
از سال ۹۱ بازیگری را با آموزشگاه استاد سمندریان آغاز کردم و از ترم دوم آموزشگاه تئاتر کار می‌کردم تا همین دو سال پیش. «شاه‌لیر» مسعود دلخواه، آماده اوس جواد مولانیا،‌ گالیله و... از جمله نمایش‌هایی بود که کار کردم.
چطور شد که به‌سمت کارهای تصویری آمدید؟
آقای سهیلی‌زاده چند سال پیش برای سریال «پریا» از بازیگران تست می‌گرفتند و از کار من هم راضی بودند اما آن زمان نشد که باهم کار کنیم و بعداز آن برای سریال «مانکن» از من دعوت کردند و بعداز آن نیز با آقای توفیقی آشنا شدم. آشنایی با آقای توفیقی اتفاق مهمی‌ برایم به‌شمار می‌رود برای اینکه بعداز این آشنایی احساس کردم هنوز هم هنر شکل می‌گیرد.
سریال «مانکن» هم مخاطبان خاص خود را داشت و شما در این سریال آبتین را که نقش مقابل محمدرضا فروتن بود را بازی می‌کردید. آبتین یکی از نقش‌هایی بود که خیلی مخاطب با او همراه نبود و حتی دلش هم برای او نمی‌سوخت. در ابتدای کار حرفه‌ای این نقش را دوست داشتید؟
من نسبت به نقش‌ها خیلی گارد ندارم. مگر کارگردانی که بخواهد کاراکتر خط‌کشی شده‌ای را بازی کنم. حتی در سریال افرا هم در شخصیت سفید پیمان باز هم رگه‌های خاکستری داریم. در مورد آبتین نظر شما درست است آن‌هم زمانیکه روی ویلچر نشست برایش نقطه ترحم‌انگیزی بود. آبتین در سریال مانکن واقعا می‌توانست من را نابود کند و نقش‌های این شکلی برای شروع کار یک بازیگر نقش‌های خطرناکی هستند.
همان زمان بازخوردها چطور بود؟
بازخوردها نگران‌کننده نبود و معتقدم اگر یک جایی بیننده بخواهد به من بازیگر و نقشم ناسزا بگوید حتما باید بگوید.
اما اغلب سازندگان آثار وقتی می‌بینند شمــای بازیگر در یــک نقشی خوب ظاهر شدید چندبار همــان نقش را به شــما پیشنهاد می‌دهند.
من با این موضوع مشکل داشتم و اینطور نبود که اگر یکبار نقش منفی بازی می‌کنم دیگر باید همان مدل نقش‌ها را تجربه کنم. هیچوقت دوست نداشتم وقتی نام من می‌آید فقط یکی از شخصیت‌هایی که بازی کردم در ذهن مخاطب نقش ببندد و دوست داشتم آنقدر نقش‌های متفاوت بازی کرده باشم که مخاطب من را با یک نقش خاص به یاد نیاورد.
وقتی برای افرا دعوت به‌کار شدید، این تفاوت در نقش پیمان و آبتین از همان ابتدا مشخص بود؟
وقتی آقای توفیقی این نقش را به من پیشنهاد داد گفت که اعتماد دارم تو از عهده این نقش بر می‌آیی و این برایم ارزشمند بود. حتی چندوقت پیش یکی از کارگردان‌ها برای انتخاب من برای سریالی گفته بود نه صادقی صورت خشنی دارد و من خوشحال شدم که آن کار را بازی نکردم. بازیگری جایی اتفاق می‌افتد که شما شکل را از خودت می‌گیری.
برای قبول بازی در سریال «افرا» چقدر قصه و چقدر نقش برایتان مهم بود و چقدر کارگردانی بهرنگ توفیقی در این انتخاب تاثیرگذار بود؟
در درجه اول بهرنگ توفیقی برایم مهم بود. این روزها هجمه عجیبی نسبت به تلویزیون ایجاد شده است و به هر دلیلی کیفیت کارهای تلویزیونی اُفت کرده است و این برای هر بازیگری ترسناک است، مخصوصا بازیگری مثل من که تازه در ابتدای راه قرار دارد و کارهای ضعیف می‌تواند در شروع او را تمام کند. کمی ‌جلوتر که رفتیم متوجه شدم که آقای توفیقی مانکن را به دقت تمام دیدند و این از نکاتی که می‌گفتند مشخص بود. وقتی فیلمنامه را خواندم دیدم که آقای توفیقی متخصص فیلمنامه هم هست و به‌نظرم مهندس احساسات است و همین برایم بسیار باارزش بود. از همه مهمتر برای اقلیمی ‌که کاملا به آنجا اشراف دارد سریال می‌ساخت.
با اینکــه آبتیــن با پــیمان تفاوت‌های بسیاری دارد، نقش پیمان چقدر برای خودتان جذاب بود؟
شخصیت پیمان نه تنها با آبتین، بلکه از شخصیت خود من هم خیلی فاصله دارد و درک این موضوع برایم چالش بزرگی بود. قصه افرا طوری نیست که به هر موضوعی خیلی عمیق بپردازد. بلکه سر خط‌هایی وجود دارد که باهم در تقابل هستند. همین موضوع کار بازیگر را سخت تر می‌کند به این خاطر که باید خودت به‌عنوان بازیگر این پختگی را در نقشت ایجاد کنی تا بتوانی در ذهن مخاطب باورپذیر ایفایش کنی. مدام این در ذهنم بود که باید در اولین سکانی که از پیمان با مائده پخش می‌شود کار خود را در ذهن مخاطب انجام دهد و اگر این در سکانس دوم رخ می‌داد من راه را اشتباه رفته بودم. اولین موضوعی که باعث شد من شخصیت پیمان را بفهمم جداکردن خودم از نسل خودم بود. در شمال دوستانی پیدا کردم که از خودم پنج سال کوچکتر بودند و با آنها معاشرت می‌کردم تا بیشتر وارد دنیایشان شوم.
کلیت قصه افرا چقدر برای شما جذابیت داشت؟ قصه‌ای متفاوت که حالا جنس روایتش فرق می‌کند.
مهمترین شاخصه قصه این سریال که توسط دو نویسنده نوشته شده است این است که هیچگونه قضاوتی در آن نیست و این نقطه عطف یک فیلمنامه می‌توند باشد که شما وقتی آن را می‌خوانی یا می‌بینی راحت نتوانی همه را قضاوت کنید و بگویید این خوب است و این بد است. چون در زندگی واقعی هم همین است و نمی‌شود راحت کسی را قضاوت کرد. افرا جزو معدود فیلمنامه‌هایی بود که وقتی خواندم به این نتیجه رسیدم که واقعا می‌شود به همه شخصیت‌های این داستان حق داد و واقعا هم می‌شود به همه آنها حق نداد.
درست است قصه‌ای که بین مائده و پیمان وجــود دارد بـرای مخـــاطـب جــذابیـــت دارد و بـاعث می‌شود سریال را دنبال کند اما برای خیلی‌ها هم می‌تواند قصه‌ای پُرتکرار باشد. درباره این می‌فرمایید که شما به‌عنوان بازیگر چه کردید که این تکراری‌بودن زیاد به‌چشم نیاید؟
اینکه هنوز قصه پسر و دختری را می‌بینیم که در ازدواج و به‌هم رسیدن به مشکلاتی برمی‌خورند، یعنی اینکه هنوز هم چنین قصه‌ها و رخدادهایی در کنار ما در حال رخ‌دادن است. این سریال هم ملودرامی ‌اجتماعی است و باید از دل جامعه بربیاید و نمی‌تواند جدای از جامعه باشد. زندگی روزمره همه ما به نوعی تکراری است. آنچه زندگی همه ما را تکراری می‌کند کلیشه‌های بصری است. برای مثال پنج سریال این شکلی داریم و ممکن است بازی دو بازیگرش بیشتر نظرمان را به خود جلب کند، همان دو شخصیت را در یک کاری در نظر بگیرید و در نهایت یک کار جدید در همان فضا پدید می‌آید که حس می‌کنیم باز داریم همان کارهای قبلی را می‌بینیم و برایمان جذاب نیست و خسته‌کننده است. چرا؟ برای اینکه کاراکتر جدید ندیدیم. درست است قصه تکراری است، اما شحصیت جدید ندیدیم و اینکه قصه‌ای که داریم می‌بینیم از فیلتر دو شخصیت عبورکرده است که از بقیه متفاوت بودند؟ نه اینکه به این تفاوت فکر کنیم اتفاقا این در بازیگری اشتباه است که بگوییم از بازیگری که چنین نقشی را بازی کرده متفاوت بازی کنم. فقط کافی است که هر فردی به‌درستی مسیرش را برود و واقعا بازیگر باشد وگرنه تا سینما هست قاتل و مقتول و عاشق داریم. همه اینها زمانی تفاوت و رنگ پیدا می‌کنند که از درون آدم‌ها و فیلتر بازیگر می‌گذرند و اینجاست که تغییرش دیده می‌شود. حالا بعضا ممکن است این تغییر حس نشود و بیننده فقط با کار همراه می‌شود که خودش یک موفقیت است و برخی اوقات آدم‌های حرفه‌ای‌تر این تفاوت‌ها را متوجه می‌شوند. من هیچوقت از کلیشه‌های قصه‌ای و متنی واقعا ترسی ندارم به این خاطر که تاریخ و آدم‌ها مدام تکرار می‌شوند. من هم باید بتوانم هر نقشی را صادقانه از فیلتر خودم عبور دهم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی