معمولا رئــیسان جمهوری برای تشکـیل کابینه از طرف جناحهای سیاسی تحت فشار قرار میگیرنــد. یعنی گروههای سیاسی تلاش میکنند تا حتیالمقـــدور سهمی در بدنه دولت داشته باشند. واضح است که این رویه بهطور کاملا آشکاری شایستهسالاری را حاشیهنشین کرده و در نهایت موجب تضعیف دولت میشود. این رویه در حالی است که یک دولت زمانی میتواند فعالیتی توام با تاثیرگذاری مثبت از خودش بهجا بگذارد که دولتمردانش افرادی متخصص و البته متعهد باشند. حضور در کابینه، به خودیِ خود برای هر کسی وسوسهانگیز است و کمتر رجلی است که در طول فعالیت سیاسی خود به وزیر شدن فکر نکند. اما باید گفت، کسانی قابلیت حضور در تصمیمگیری در سطح کلان را دارند که کارنامهای مرتبط با حوزه وزارتی داشته باشند. ما اکنون میتوانیم به نمونههایی اشاره کنیم که فقط حضور یک آدم غیرمرتبط، به تصمیمهای هزینهسازی منجر شده است. باید با درنظر گرفتن ضربالمثل معروف «هر کسی را بهر کاری ساختهاند» در تعیین وزیران، به تخصص فرد، دقت کافی شود. متاسفانه در دولتهای گذشته گاهی شاهد بودیم که کسی برای وزارتخانهای معرفی میشد و بعد از اینکه مجلس به او رای عدم اعتماد داد، همان فرد برای تصدیگری وزارتخانهای دیگری معرفی میشد و در کمال تعجب رای اعتماد نمایندگان مجلس را هم میگرفت؛ ناگفته پیداست که چنین رویهای از اساس اشتباه است. نکته دیگر اینکه، کابینه باید با هم هماهنگی بالایی داشته باشند و از آنجایی که امور مختلف دولت به هم ربط دارند، اینگونه نباشد که وزیران باهم دچار اختلافنظر و سلیقههایی جدی باشند زیرا در چنین حالتی کابینه انسجام لازم را از دست خواهد داد و چنددستگی دولت موجب دوری جستن از کاهش مشکلات و در نتیجه توسعه خواهد شد. از آنجایی که تعامل قوا برای مدیریت صحیح امری ضروری است لازم است نمایندگان در جلسه رای اعتماد افراد معرفی شده را فقط براساس شایستگیهای تخصصی قضاوت کنند و خدای ناکرده انگیزههای سیاسی و برخی از تسویه حسابها ملاک رای منفی یا مثبت نباشد. بهطور مشخص درباره کابینه سیزدهم، مجلسیها با در نظر گرفتن موقعیت خطیر کشور، شرایط را طوری رقم بزنند که دولت با ترکیبی کامل شروع به کار کند.