خب با اینکه چند روزی از تصویب طرح صیانت از فضای مجازی (لامصب چه اسم باکلاسی هم دارد) میگذرد اما همچنان بازارش داغ است. واقعیت این است که باز ما کار بد کردیم و مسئولین ناراحت شدند و تصمیم گرفتند از ما صیانت کنند، چون ما خودمان نادان و جاهلیم و خوب و بد را نمیتوانیم از هم تشخیص بدهیم مسئولین زحمت فکر کردن و صیانت از ما را میکشند و در کل دمشان گرم. حالا بیایید فرض کنیم طرح اجرا شده و الان ما مورد صیانت مسئولین قرار گرفتیم.
لوکیشن؛ خانه
پدر، در خانه دراز کشیده و مادر در آشپزخانه کشکش را میساید. بچهها هم از کَت و کول هم بالا میروند و نور اتاق پِرپِر و گاهی تِرتِر میکند؛ و چون ما الان در وضعیت حساسی هستیم و همه مردم وظیفه دارند همکاری کنند، بنابراین اعتراض نمیکنیم تا اینکه بالاخره کلا قطع میشود.
پدر: وای چه هیجانانگیز برقا رفتند.
مادر: بله. خیلی ممنون که باز برقامون رفتند کاشکی آبمون هم قطع بشه. دست مسئولین درد نکنه.
پدر: آره جدیدا گفتن خوردن آب که تا الان مایه حیات بود، الان مایه شرمساریه. کاش اینم صادر کنند.
یکی از بچهها: بهتر. معلممون گفته خوردن آب سرطانزاست. نور لامپ هم باعث مشکلات پوستی میشه.
مادر: وای خدایا دیگه بهتر از این نمیشه. تمام مشکلات ما داره حل میشه! از همه بهتر اینکه دیگه صبح تا شب سرتون توی اون گوشی وامونده نیست.
پدر: واقعا... میگم خانوم دقت کردی از وقتی ما صیانت شدیم و دیگه سرمون توی اون وامونده نیست، فساد توی کشور چقدر کم شده؟
مادر: بله دیگه. پس نتیجه میگیریم تمام این فسادها، اعتراضها و... زیر «سر» شماها بوده. دیگه سرتونو توی هیچ واموندهای نکنید.
پدر: بله چشم. پس اگه حوصلهمون سر رفت چیکار کنیم؟
مادر: پاشو برو دو کیلو سبزی بگیر بیار اینجا مثل قدیم بشینیم زیر نور ماه، پاکشون کنیم و یه دل سیر غیبت در و همسایهرو بکنیم.
پدر: آی گفتی. اصلا با این طرح، نهتنها دارن از ما صیانت میکنن؛ بلکه بعضی فرهنگهای غلطمون هم دوباره داره احیا میشه. واقعا من یکی در پوست خودم نمیگنجم.
نتیجهگیری: نتیجه میگیریم که صیانت از فضای مجازی، صیانت از برق و آب و احتمالا در آینده، صیانت از اکسیژن، خیلی هم چیز خوبی است.