چه در دوران انتخابات و چه بعد از پیروزی آقای رئیسی بسیاری در ایران این بحث را مطرح کردهاند که با بهوجود آمدن حاکمیت یکدست یا به عبارت دیگر با یکدستشدن حاکمیت انبوه مشکلات و مسائلی که کشور با آن روبهرو است، حلوفصل خواهد شد یا حداقل پیشرفتهایی بهوجود خواهد آمد. این پیشفرض که حاکمیت یکدست موجب پیشرفت و ترقی کشور خواهد شد در حقیقت فرضش بر آن است که دولت آقای روحانی و قوه مجریه کارهایی را انجام داده که این کارها خیلی موافق میل بخشهای دیگر حاکمیت نبوده است. در نتیجه سیاستهای عملی و اجرایی دولت و مخالفت بخشهای دیگر با سیاستهای دولت آقای روحانی دوگانگی بهوجود آمده است. اما حالا که یکدستی بهوجود آمده، دیگر این مشکل نخواهد بود و کشور به سرعت در جاده پیشرفت و ترقی خواهد افتاد. آیا واقعا این پیشفرض درست است؟ این پیش فرض همانطور که گفتیم اساسش روی این مساله قرار گرفته که روحانی کارهایی انجام داده و میخواسته سیاستهایی مثل برجام و تنشزدایی با آمریکا را پیاده کند و بخشهای دیگر حاکمیت این سیاستها را قبول نداشتند یا در عرصه اقتصادی، روحانی سیاستهایی را اجرا کرده که بخشهای دیگر این سیاستها را قبول نداشتند یا با آنها موافق نبودند. آیا به واقع اینگونه بوده؟ پاسخ این است که خیر؛ ما حتی در فاصله 96 تا 1400 یک مورد نمیتوانیم پیدا کنیم که روحانی سیاستی را اعمال کرده، تصمیمی را گرفته یا معتقد به انجام کاری بوده که مغایر و مخالف با بخشهای دیگر حاکمیت بوده است. برعکس هر آنچه روحانی انجام داد، مطابق میل حاکمیت بوده است. روحانی کدام گام را برداشت که مغایر با نگاه و رویکرد حاکمیت بوده؟ هر چه روحانی کرد چه در عرصه سیاست خارجی و چه در سیاست داخلی، چه در اقتصاد و چه در هر مورد بزرگ و کوچک دیگری و چه در مورد هر مساله کماهمیت یا با اهمیتی در حقیقت مطابق با میل نظام بوده است. بنابراین این چه تصوری است که حالا آقای رئیسی صرفا کارهایی را انجام خواهد داد که مطابق با الگو، خواسته و رویکرد نظام باشد و فقط آن چیزی را انجام خواهد داد که نظام میخواهد. مگر زمان روحانی غیر از این بود؟ بنابراین امید بستن به اینکه در نتیجه یکدست شدن معجزهای اتفاق خواهد افتاد و مشکلات و مسائل کشور حل خواهد شد، امیدی به یک سراب بیشتر نیست. البته یکدستی یک نتیجه به بار خواهد آورد و آن نتیجه این است که دیگر حاکمیت نمیتواند مشکلات را به پای قوه مجریه بنویسد. بلکه مجبور میشود که برابر وضعی که کشور به آن دچار شده، مسئولیت قبول کند. از امروز دیگر نمیتوان گفت که قوه مجریه، آقای رئیسی، آقای مخبر و وزرای وی مسئول نابسامانیها و پریشانی کشور هستند. این روش دیگر کنار گذاشته میشود و تنها تغییر جدی است که باید انجام شود. والا آقای رئیسی هم عملا تمام سیاستهایی را که خواسته نظام بوده نعل به نعل جلو خو اهد برد.