بستن
کد خبر: ۱۰۱۹۶۱۷

دوستی خاله خرسه

دوستی خاله خرسه
بهار اصلانی

دکتر جان دیشب وسط میهمانی حافظ بی‌وقفه موبایل زیر گوشش بود و سعی می‌کرد مخ شاخه نبات را بزند. میهمانان می‌خواستند وسطی‌بازی کنند و از آنجایی که یک نفر کم داشتند به حافظ اصرار می‌کردند که تلفن را قطع کند و برای بازی به جمع ملحق شود. حافظ یک ربع بود که می‌گفت: «نبات اول تو قطع کن!» که دیگر کفر شکسپیر بالا آمد و گفت: «چیه این نوع ارتباط مجازی؟! رهاش کن دیگه برادر من! اگه مال تو باشه خودش بر‌می‌گرده.» حافظ تحت‌تاثیر قرار گرفت و سرود: «میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست، تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز.» سپس از جایش برخاست و گوشی را قطع کرد اما هرچه منتظر ماند خبری از نبات نشد.
حافظ دیگر حواسش به بازی نبود. استرس گرفته بود که نکند نبات ناراحت شده باشد و دیگر سراغی از او نگیرد! به شکسپیر می‌گفت: «همه‌اش تقصیر توئه ویلیام. صدتا نمایشنامه بنویسی یه‌دونه‌اش اجرایی نیست!» شکسپیر می‌گفت: «من داشتم ازت صیانت می‌کردم!» حافظ می‌گفت: «آره یه‌جوری ازم صیانت شده که نمی‌فهمم از کجا خوردم!» رازی به حافظ گفت: «‌می‌خوای یه‌لیوان آب برات بریزم آروم شی؟» خیام هم در تایید رازی سرود: «‌پیش آر قدح که باده نوشان صبوح، آسوده ز مسجدند و فارغ ز کنشت.» حافظ پذیرفت و سرود: «پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر، به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز.» چند دقیقه بعد حافظ را دیدم که دست لیدی گاگا را گرفته بود و با هم وسط مجلس هلی‌کوپتری می‌زدند! چشمت روز بد نبیند دکتر جان. ناگهان شاخه نبات برای سورپرایز کردن حافظ با دسته گلی بزرگ از در تالار وارد شد و صحنه را دید.
هرچه ویلیام و خیام و رازی گفتند ما داشتیم از حافظ صیانت می‌کردیم، نبات پایش را در یک کفش کرده بود که: «مهریه‌ام رو همین فردا می‌ذارم اجرا، از شما به ما رسیده و صیانت شما عین خیانت‌تونه!» بعد هم تهدید می‌کرد که بابام اگه بفهمه دفتر شعرهای حافظ رو جر می‌ده. قسمت بدِ ماجرا اینجا بود که هرچه به حافظ آبلیمو می‌خوراندیم که حالش جا بیاید و از طرف حافظ به نبات قول می‌دادیم که تکرار نمی‌شود، حافظ کار را خراب می‌کرد و می‌گفت: «آنچه او ریخت به پیمانه و ما نوشیدیم، اگر از خمر بهشت است وگر باده مست، خنده جام می و زلف گره گیر نگار، ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست.»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی