ادامه از صفحه یک/ محیطزیستیها اعتراض داشتند و مردم عادی به گرفتن زمینهایشان رضایت نداشتند، اما اعتراض تعریفشده نبود، صدایی شنیده نشد و کار غلط انجام شد. کارشناسان فنی و محیطزیستیها به جایابی نادرست سد معترض بودند، اما سازوکاری برای اعتراض مسالمتآمیز نبود، زورشان هم به جایی نرسید. سد ساخته شد و ماند روی دست سرزمین ایران. کارشناسان، طرفداران محیطزیست و مردم عادی به شیوه اکتشافات معدنی، ساخت جاده، احداث خط انتقال آب و... اعتراض دارند، اما هیچ سازوکاری برای اعتراض مؤثر تعریف نشده است. کار غلط در فقدان اعتراض مردم پیش میرود، کسی پاسخ نمیدهد، بیاعتمادی افزایش مییابد و سرخوردگی و نارضایتی بیشتر میشود. امروز اکثریتی از جامعه به طرح ارائهشده به مجلس برای محدود کردن دسترسی به فضای اینترنت (که البته اسمش را گذاشتهاند طرح صیانت) معترض است. منافع کسبوکارها، شرکتهای بخش خصوصی، متخصصان فناوری اطلاعات و حتی مردم عادی که دلخوشیشان در این فضای اجتماعی همین اینترنت است، تهدید میشود اما هیچ سازوکاری برای اعتراض مؤثر تعریف نشده است. سیاست و جامعهای که اجازه بدهد اعتراض در زمان و مکان مناسب صورت گیرد، مسائلش راهحل پیدا میکنند و مسائل چنان روی هم انباشته نمیشوند که به نقطه بحرانی برسند. جامعه و سیاستی هم که راه اعتراض مؤثر را تعریف نکند و فقط در حرف از «حق مردم» سخن بگوید، آنقدر اشتباه میکند و اشتباهاتش روی هم تلنبار میشود که وضعیتی بحرانی پیدا میکند. یک سوال بسیار حیاتی برای ایران امروز و آینده این است که «مردم اگر بخواهند اعتراض موثر به قانون، تصمیم، رویه، رویکرد، آدم، مقام یا رخدادی داشته باشند، واقعاً - نه روی کاغذ - چه امکانی برای عملی کردن اعتراض خود دارند؟» و تا وقتی پاسخی قانعکننده و قابلتحقق به این سوال داده نشود، اشتباهات حکمرانی، مدیریتی و فردی؛ روندهای فسادزا، مخرب محیطزیست و باعث فرسایش تمدنی؛ و نارضایتی اجتماعی ناشی از این روندها ادامه خواهد داشت. جامعه بدونحق اعتراض مؤثر مثل بدن بدون گلبول سفید و اعصاب میماند که زنده نمیماند.