اخبار امروز را در حالی مرور میکنیم که هنوز معلوم نیست دقیقا کدام بازیکن تیم ملی فوتبال ایران و دقیقا در چه سالی قهرمان المپیک شدهاند که نه خودشان روحشان خبر دارد و نه حتی فدراسیون محترم فوتبال و نه حتیتر فدراسیون المپیک جهانی (با فرض اینکه همه چیزای ورزشی بالاخره یهفدراسیونی داره.)
درواقع اولین و آخرین باری که همچین خبری جایی درز کرد و مردم ازش باخبر شدن توی برنامههای رسانه خیلی ملی بود که خدارو شکر این خبر رو به موقع پخش کردن و اجازه ندادن که ما در مرگ جاهلیت و نادانی و بیخبری از افتخارات سرزمینمون بمیریم. اصلا آدم با دیدن این برنامهها و شنیدن این حرفها یاد جاهای دیگه دنیا میفته که دورشون یه حصار پیچیدن و نشستن اون وسط و هی توی اخبارشون میگن همه خیلی فاجعه و ما خیلی نعمت و خوب! اصلا اگه ما نبودیم دنیا بیشتر از اینها به درد نمیخورد.گفتم سرزمین یاد یکی دیگه از صحبتهای نغز کارشناسان محترم خیلی باسواد و اهل ادب رسانه افتادم که به خاطر یک پیروزی و یک شکست کم مونده بود یهبرگه بگیره دستش و بگه من بد و بیراه گذاشتم واسه هرکی که از اینجا ناراضیه و دنبال آن چیز بهتره و به خاطر همین به توصیه خود ما، جمع میکنه و از این مملکت میره و موفق میشه. هرکی میره باید بدبخت و بیچاره و خاک بر سر بشه اصلا. وگرنه که خائن و وطنفروشه و همینه که هست و اگه دوست دارید بیاین روی حرف ما حرف بزنید تا منم با دمپایی ابری خیسم حسابتونرو برسم. تعارف نکنید. دمپایی هست. زیاده. به همهتون میرسه. به
تعداد آریاییهای اصیلِ همیشه در صف دمپایی هست برای کوباندن بر سر و پا و حتی سرشونه. ناراحت میشم تعارف کنید!
از طرف دیگه در حالیکه اون سر دنیا ملت خوشحال و خرمان ماسکها رو آویختن و الکلها رو جاساز کردن توی انبار برای روز مبادا و همه واکسنهاشون رو زدن و برگشتن به زندگی عادی و دارن سیاهچاله مرکزی کهکشان قنطروس آ رو دید میزنن که بفهمن چی بوده و چی شده و داستان از چه قراره و کلا از کجا آمدهایم و آمدنمان بهر چه بوده؟ این سمت دنیا که هیچکس منکر گل و بلبلی شرایط و بوی بهبود شنیدن از اوضاع جهانش نیست و کور شه هرکی میگه غیر از اینه، رکورد موارد ابتلا به کرونا مجددا شکسته شد و مدادرنگیها همچنان در پسزمینهی املتطوری درحال نقاشی هستند و هیچ خیال پخت قرمهسبزی در سر ندارن. البته اگه سردار عرصه کرونا و جناب آقای کیانوش مودب ناراحت نمیشن، اینم بگم که بسیاری از افرادی که هر دو دُز واکسن خودشونرو دریافت کردن مجددا به بیماری کرونا دچار شدن و حتی در برخی موارد حال وخیم گزارش شده. البته که بنده خیلی بیجا بکنم و به پفپلنگی خودم خندیده باشم که بخوام جسارت کنم و زحمات و خدمات این عزیزان تقدیمگر رو زیر سوال ببرم، فقط برام سوال پیش اومده که خداوکیلی توی اون واکسنا چی ریختین؟! اینجا که کسی رد نمیشه، بین خودمون میمونه.
خدایی دو تا یکی نکردین که صرفهجویی شه؟! نخواستین ویالها رو عوض کنید که ظروفش شیک و مجلسی باشه و مردم بیشتر بپسندن. مثلا خود من اگه یه ویال به رنگ بنفش آسمانی برام درست کنید دو تا دُز که سهله چهارده پونزدهتا دُز میزنم.
البته از اونجایی که شما میدونید مردم اگه یه چیزیرو مفت به دست بیارن قدرشو نمیدونن، این ویال رنگیارو هم ببرید بدید به کشورهای دوست و همسایه تا هم اونا به یه نوایی برسن و هم یه جریمهی خروجی هم گیر عزیزان زحمتکش عرصه کرونا بیاد و کشوررو از ورشکستگی نجات بده. حتی شاید با بخشی از این پولها بتونید مجددا یهکمپین جمعآوری پول برای خرید آب معدنی راهاندازی کنید و ایندفعه از آبمعدنیها برای خیس کردن دمپایی ابریهاتون و رسیدن به عملکرد مناسبترشون استفاده کنید.خیلی خوب میشهها! خدایی به پیشنهادات ارزنده و جذاب من بیشتر فکر کنید. به هرحال من یه کم بیشتر از شماها توی فضا چرخیدم و به سیارهها و ستارههای مختلف سرک کشیدم و خیلی بهتر از شماها میدونم دائما یکسان نماند حال دوران، جو نده!