آرمان ملی- حمید شجاعی: واکنشها به رقابت
کیمیا علیزاده و ناهید کیانی و بازتابهای آن چنان گسترده بود که اگر شده مردم برای چندروز مسائل دیگر را به دست فراموشی سپردند. اما به اذعان بسیاری برنده رقابت دو دوست قدیمی، که دست تقدیر آنها را مقابل یکدیگر قرار داد، صرفا ملت ایران و هر دو ورزشکار ایرانی بودهاند و بازنده آن ورزش کشور و از آن مهمتر صداوسیما که خود را رسانهای ملی میخواند؛ اما کاملا حداقلی عمل میکند. نگاهی به واکنشهای کاربران فضای مجازی به وضوح نشان میدهد برخی مسئولان و صداوسیما در سایه برخی ناکارآمدیها سعی در تخریب و نادیده گرفتن کیمیا علیزاده داشتند اما مردم همچنان کیمیا را دختر ایران زمین میخوانند و فرقی میان او و ناهید کیانی نمیگذارند. ای کاش برخی مجریان صداوسیما نیز مقداری به خود میآمدند و صرفا جهت خوشخدمتی هموطن خود را انکار نمیکردند.
بازی دوسر باخت
همه جای جهان مسابقات ورزشی رقابتهایی دیدنی و مهیج را میسازند و شادی و نشاط را برای مخاطبان میآورد. در این راستا شاید المپیک مهمترین رویدادی باشد که تمامی قهرمانان راه یافته به این مسابقات رودرروی هم صفآرایی میکنند تا خود را برای آزمونی سخت محک بزنند. از طرفی بسیار پیشآمده که ورزشکاران در رشتههای مختلف بنا به دلایلی با پرچم کشور دیگری در رقابتها حاضر شوند اما نهتنها مورد شماتت قرار نگرفتهاند؛ بلکه به جهت عملکرد درخشان خود مورد تشویق هم واقع شدهاند. این در حالی است که به نظر میرسد این رویه در کشور ما به گونهای وارونه عمل میکند و اگر ورزشکاری ایرانی زیرپرچمی دیگر رقابت کند نهتنها وجودش را در صحنه انکار میکنیم؛ بلکه در قدمی فراتر به ایرانی بودن او نیز با دیده تردید مینگریم. این در حالی است که شاید اگر طی سالیان گذشته که ورزشکاران بسیاری به دلایل مختلف جلای وطن کرده و به فعالیت خود در کشورهای دیگر ادامه دادهاند به جای تخریب آنها و توجیه عملکردهای بعضا ناقص خودمان به علاج واقعه میپرداختیم شاید امروز در المپیک شاهد رقابت دو ایرانی در المپیک توکیو نبودیم. نکته اینجاست که به تجربه ثابت شده
رویکرد مدیران و مسئولان در این حوزه در برخورد با همه یکسان بوده و حتی اگر همه ورزشکاران کشور نیز عزم مهاجرت کنند مسئولان امر تغییری در نوع نگرش، تفکر و سیاستهای خود نمیدهند؛ چراکه اساسا از ابتدا همه حق را در خود و همه باطل را در شخص مقابل دیدهاند و همین امر نیز باعث شده در همه مسائل اینچنینی عملکردی مشابه از خود بروز دهند. نمونه بارز این مساله را نیز میتوان در مورد کیمیا علیزاده تکواندوکار ملیپوش سابق کشورمان که در المپیک توکیو در پوشش تیم پناهندگان مسابقه میداد، دید. جایی که کیمیا برخلاف بسیاری که در داخل از ماهها پیش روی وی مهر باطلی کوبیده بودند؛ حتی در پشت لباس مخصوص مبارزه نام خود را با سه رنگ پرچم ایران نوشته بود و در مسابقه نیز بهرغم پیروزی بر ناهید کیانی رفیق و همتیمی دیروز و رقیب امروزش چندان آشفته، مغموم و ناراحت بود که گویی او رقابت را واگذار کرده است. اما آنچه قاطبه جامعه به آن معتقدند بازی دو سر باخت ورزش ایران در المپیک بوده است. چنانکه بسیاری نوک تیز پیکان حملات خود را به سمت مدیران ارشد ورزش کشور گرفتهاند و آنها را مسبب چنین رخدادی دانستهاند که در یک رویداد بینالمللی یک
ایرانی در مقابل یک ایرانی قرار گیرد. شاید این اتفاق درس عبرتی باشد برای مسئولان امر باشد که در آینده شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.
تخریب چهره کیمیا
درست از زمانی که معلوم شد ناهید کیانی تنها دختر تکواندوکار ایران در قرعهکشی به کیمیا علیزاده عضو تیم پناهندگان خورده، هجمهها و تخریبها علیه وی آغاز شد و در جریان رقابت و پس از آن به بالاترین حد خود رسید. اما نکته جالبی که در این بین با واکنش بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی و حتی چهرههای سیاسی، اجتماعی و ورزشی مواجه شد نوع رویکرد و بدعت بحثبرانگیز تلویزیون به عنوان رسانه ملی بوده است که با قصد و غرضی مشخص درصدد ارائه چهرهای ضدایرانی از کیمیا علیزاده داشت. انگار نه انگار که او 4 سال پیش نخستین مدال تاریخ بانوان ایران در المپیک را کسب کرده بود و تا ماهها همین افراد در وصف او صحبتها میکردند. با این حال چه پیش از رقابت، چه حین و چه پس از رقابت مجریان و کارشناسان تلویزیون با چنان ادبیات ناپسندی از کیمیا علیزاده صحبت کردند که فضای مجازی پر شد از انتقادات به این افراد. رقابت تمام شد؛ اما آنچه ماند روسیاهی برای مجریان و کارشناسان تلویزیون در جامعه بود. هر چند رفتار کیمیا علیزاده با ناهید کیانی، در آغوش گرفتن او و خوشوبش با مربی تیم ایران درس بزرگی به صداوسیما و مجریانی چون بهزاد کاویانی و مهدی
توتونچی داد. مهرو کمرانی، مربی ناهید کیانی درخصوص این رقابت میگوید: «نمیتوانید تصور کنید چه بر من گذشت و جدول با کرونای نماینده شیلی باید تغییر میکرد.» پرسش اینجاست که برخی مجریان به چه حقی قهرمان ایرانی را که به هر دلیل از کشور مهاجرت کرده خائن، بیوطن، کسی که با پول مردم به اینجا رسیده و اینک آلت دست بیگانگان شده، میخوانند! یا اینکه با حمایت مالی مالیات من و شما سهمیه گرفته و المپیکی شده؛ وگرنه کسی او را نمیشناخت. اساسا مجریان و کارشناسان صداوسیما که شاید چندان عملکرد مثبت و موثری هم در حوزه عملکردی خود نداشتهاند با کدام پول و حمایت مالی به اینجا رسیدهاند؟ چه تضمینی وجود دارد اگر ناهید کیانی هم روزی به دلایلی قصد جلای وطن کرد فردا او را نیز به روزگار کیمیا دچار نکنند؟ به نظر میرسد مسئولان صداوسیما، که لقب رسانه ملی را یدک میکشند، باید فکری به حال ادبیات طلبکارانه و تحقیرآمیز مجریان خود کنند و تا دیر نشده این بدعت را برچینند.
دنبال مقصر نمیگردم
ملیپوش وزن 57 کیلوگرم تکواندوی زنان ایران درباره رقابتش با کیمیا علیزاده در بازیهای المپیک توکیو اظهار داشت: قرعه من از قبل مشخص بود و به لحاظ ذهنی آماده این مسابقه بودم، اما اتفاقهایی که در یکی دو روز قبل از مسابقه افتاد، اذیتم کرد. البته من ارتباطم را با فضای مجازی قطع کرده بودم؛ اما به گوشم میرسید که چه جوی برای این مسابقه راه افتاده است. در این شرایط انگار کسی حواسش به من نبود. ناهید کیانی گفت: برای من فرقی نمیکرد مقابل چه حریفی بازی کنم؛ اما به یکباره همهچیز طوری به هم ریخت که الان به این نتیجه رسیدهام که خواست خدا نبوده که من پیروز باشم. از نظر بدنی خیلی خوب بودم و تمرینات فوقالعادهای را پشت سر گذاشته بودم اما شرایطی رقم خورد که کارم سخت شد. وی افزود: دنبال مقصر نمیگردم. هر اتفاقی هم افتاده باشد، در نهایت من باید مراقب خودم باشم و حواسم به برنامههایم باشد. وی بیان کرد: زمان میبرد تا دوباره به شرایط عادی برگردم اما سعی میکنم خیلی زود خودم را جمعوجور کنم و برای رویدادهای بعد آماده شوم.