یک منتقد سینمــا و تلویزیون گفت: سریال «دودکش۲» ضرباهنگ کنــدی دارد و مخاطب تکیهکلامهای تکراری فصــل نخست را مشاهد میکند. جبار آذین اظهارداشــت: در فصل نخست «دودکش» ظرفیت پردازش مسائل خانوادگی و اجتماعی با رویکرد طنز بسیار گویاتر، پویاتر و مقبولتر از فصل دوم بود. در فصل دوم بسترسازی برای حوادث اصلی بسیار کند صورت میگیرد. همچنین مخاطب بعضــی بــرخوردها و تکیه کلامهای تکراری در فصل نخست را در فصل دو مشاهد میکند. وی با بیان اینکه هنوز اتفاق مهم و تعیینکنندهای در دودکش۲ ارائه نشده، تاکید کرد: تمام همت فیلمنامهنویسان و کارگردان صرف حرکت در مسیر دودکش یک شده و موضوع اصلی سریال تحتالشعاع یافتن نیمه گمشده بهروز (با بازی امیرحسین رستمی) قرار گرفته است. این ماجرا باید در ادامه سببساز حوادث و ماجراهای جدید باشد و به ارتقای مضمونی و محتوایی سریال بینجامد. این منتقد سینما افزود: هنوز موضوع نیمه گمشده بهروز هم بهدرستی مطرح نشده است. باید منتظر ماند و دید این داستان فرعی باعث ارتقای سریال خواهد شد یا خیر. مخاطب از این نوع سریالها انتظار بازخوردهای حادثهای دارد. اگر قرار باشد هیچ حرکت جذاب و پیگیرانهای در بدنه داستان ایجاد نشود، طرح داستانهای فرعی فقط به درازگویی در سریال میانجامد. وی با مقایسه سری اول و دوم این سریال تصریح کرد: در فصل نخست ظرفیت پردازش مسائل خانوادگی و اجتماعی با رویکرد طنز بسیار گویاتر، پویاتر و مقبولتر از فصل دوم بود. در مجموع با توجه به قسمتهای پخش شده در دودکش۲ فصل نخست این سریال پربارتر بود. شاید در آینده شاهد پختگی شخصیتها و نوآوریهایی در سریال «دودکش» باشیم. بهگفته آذین در فصل نخست روی موضوع قالیشویی به اندازه کافی مکث شده بود؛ ولی در دودکش۲ قالیشویی در حاشیه قرار گرفته و مسائل دیگری در مرکزیت سریال است. این منتقد سینما با اشاره به این نکته که در دو سال اخیر سریال طنزی که جذاب باشد نداشتیم توضیح داد: تلویزیون در وضعیتی قرار گرفت که سریالهایش متوسط رو به پایین هستند. در این سریالها نگاهی تکسویه و سلیقهای به مسائل خانوادگی و اجتماعی دارد و جای طنز و شوخی و شادیآفرینی در آنها خالی است.