وقایع و اتفاقات روزمره بر همگان این مهم را مشهود ساخته که در دنیای امروزی، بدون همکاری-های نزدیک و تعریف تعاملات بینالمللی مناسب، هیچ کشوری به تنهایی قادر به حل مشکلات و رفع موانع خود نخواهد بود. این موانع خواه از نوع بیماریهای فراگیر و صعب العلاج باشند یا تغییرات زیست محیطی، خواه انسانی و خودساخته باشند یا طبیعی، بیشک نیازمند همکاریهای همگرایانه بینالمللی میباشند. سازمان ملل متحد (کنفرانس توسعه و تجارت) در گزارش سال 2003 خود عنوان میکند امروزه اهمیت مسائلی همچون بیماریهای واگیردار، محیطزیست، جرمهای الکترونیک، سلاحهای کشتار جمعی و غیره افزایش یافتهاند. مواردی که در گذشته توسط یک کشور قابل رسیدگی بودند ولی امروزه مقیاس آنها افزایش یافته است و نیاز به شناخته شدن و پاسخ بین-المللی دارند (آنکتاد 2003). این چنین بسترهای ارتباطی موجود و اینچنین انگیزههای پیشآمده، پتانسیل ایجاد ارتباطات را بیشتر میکند. دیپلماسی علم، فناوری و نوآوری اصطلاحی است که در متون جهانی زیر چتر و ترکیب دیپلماسی علم قرار گرفته و بیشتر به این عبارت شناخته و شهره شده است. «این اصطلاح نسبتا جدید بوده و بازتاب تلفیق دو مقوله مستقل علم و فواید حاصل از آن با دیپلماسی است. این تلاقی به هیچ رو اتفاقی نیست. دنیای علم و دنیای دیپلماسی، چندین دهه در معرض تحول بودهاند و همین امر سبب نزدیکتر شدن روابط میان این دو مقوله شده است.» (برونو روفینی, 1397, ص23) به هدف درک بهتر از ترکیب فوق برآنیم تا با یک سلسله یادداشت-های منظم و دورهای نسبت به تشریح و بررسی ابعاد گوناگون این ترکیب، شامل پرداختن به پیشینه دیپلماسی علم، فناوری و نوآوری در چند نمونه جهانی، اهداف، کارکردها و مسائل مرتبط با آن بپردازیم. دیپلماسی علم، فناوری و نوآوری، به عنوان یکی از ابزارهای ایجاد فضای مناسب جهت تعامل و توسعه روابط بینالمللی درصدد است تا با ترسیم همکاریهای آکادمیک و تجاری سازی تولیدات و خدمات مشترک، از تالم بشر بکاهد و بر کیفیت زندگی او بیافزاید. «علم، فناوری و نوآوری را میتوان به عنوان یکی از ابعاد پر رجوع در مسائل بینالمللی دانست (خلج 1388) که بر دیپلماسی (وییس 2012)، پرورش نوآوری و پیشرفتهای اقتصادی در دنیا و حل مشکلات جهانی و ملی (تورکیان و ونگ 2014) تاکید دارد.» علم عبارت است از اکتساب دانش مبتنی بر تجربیاتی که براساس روشهای (علمی) آزمایش تجربی و تاکید مکرر نتایج به دست آمده. با این رویکرد علم مقولهای است خنثی، که به طور ذاتی نه امری سیاسی است و نه میتوان آن را در چارچوبهای ایدئولوژیک در نظر گرفت. بنابراین مبتنی بر همین ظرفیت میتوان علم را زبان مشترک جوامع و گفتمانی غالب برای شکل دهی و استحکام ارتباطات جهانی در نظر گرفت. این زبان میتواند ابزار مناسبی برای تشریح جهان پیرامونی، درک بهتر نیازهای اساسی جوامع و نیز مسیری مناسب جهت یافتن راه حلهایی رهایی بخش باشد. جزء دوم ترکیب فوق به دیپلماسی اختصاص دارد، دیپلماسی را رویکردی غیرتخاصمی در تنظیم و مدیریت روابط بین المللی تعریف کردهاند که به واسطه گفتوگو، مذاکره و مصالحه، اغلب توسط تیم نمایندگان یک کشور در فراسوی مرزها شکل میگیرد و سعی دارد تعامل با گروههای مختلف و یا نمایندگان جوامع و گروهها را به گونههای هنرمندانه مدیریت کند. بنابر این تعریف، دیپلماتها موظف هستند تا در چارچوب سیاست خارجی کشورشان اهداف کلی و استراتژیک معینی را دنبال نموده و در جهت تحقق آن اهداف تلاش نمایند. بد نیست نسبت به تمایز موضوع دیپلماسی علم، فناوری و نوآوری با دیگر اشکال همکاریهای علمی بین-المللی و یا همکاریهای اقتصادی که رنگ و بوی تجاری داشته و اغلب بدون مشارکت مستقیم دولتها اتفاق میافتند، اشاره داشت. «در دیپلماسی علم به طور کلی رابطه مستقیمی با اهداف و منافع ملی دارد و تحلیل آن براساس چارچوبهای سیاست خارجی هر کشور ارزیابی میشود. به کارگیری این نوع از دیپلماسی، وسیلهای به هدف تحریک و پیشبرد تعاملات دوجانبه یا چند جانبه به منظور دستیابی به منافع ملی و منافع دولتهاست، اهدافی که اغلب با پیچیدگیهای خاص مواجه هستند. لیکن همکاریهای علمی بینالمللی بر توسعه دستاوردها و اکتشافات علمی، فناورانه و نوآورانه متمرکز است.»(مهدی هاجری 1394) بنابراین هدف اصلی دیپلماسی علم، فناوری و نوآوری را میتوان اغلب به کارگیری مقولات تخصصی حوزه نوآوری در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی یک کشور یا منافع داخلی آن دانست. برهمین اساس توجه ویژه دولت سیزدهم به ظرفیتهای این نوع از دیپلماسی هم از جنبه ارتقای اقتدار و قدرت نرم و هم از رویکرد تولید ثروت، پاسخ به نیازها و ارتقای سطح رفاه جامعه مورد انتظار است. موضوعی که پیشرفت آن منوط به عواملی چون شناخت بهتر دستگاه دیپلماسی کشور از ظرفیتهای بالقوه حوزه فناوری و نوآوری و آشنایی با مبانی این نوع از دیپلماسی است.