آرمان ملی- نرگس کارخانهای: اعضای دوره ششم شورای شهر کار خود را با تصمیمات مهمی چون انتخاب شهردار آغاز میکنند. این شورای تماما اصولگرا با لیست ائتلاف رئیس مجلس و پس از شورای پنجم اصلاحطلب و با آرای اندک روی کار آمده است. حال نگرانیها از چند جهت نسبت به تصمیمات این شورا در حالی بروز پیدا کرده است که گزینههای احتمالی شهردار منتخب همه از نزدیکان قالیباف هستند. از پاسخگویی این اعضا و مقابله با اشتباهات آن با خودی بودن مجلس به عنوان نهادی نظارتی بر شورا نیز جای نگرانی دارد و مشخص نیست تصمیمات این شورا با توجه به اینکه تعداد زیادی از مردم را نمایندگی نمیکند تا چه حد به نفع و در جهت خواستهها و مشکلات مردم باشد. در خصوص پیشبینی عملکرد شورای آینده و شرایط محتملی که پیش خواهد آمد «آرمان ملی» با زهرا نژادبهرام، عضو شورای شهر تهران در دوره پنجم به گفتوگو پرداخته است که در ادامه میخوانید.
آیا با روی کار آمدن لیست ائتلاف قالیباف در شورای ششم، میتوان از این شورا توقع استقلال در تصمیمات داشت؟
کسی که در شورای شهر مستقر میشود یا رای مردم را برای خود دارد، طبیعی است که به بخشی از جریانهای سیاسی موجود وابسته باشد و در انتخاب و تصمیمات خود هم مثل انتخاب شهردار با صاحبنظران و آن جریان همنظری کند و نمیتواند کاملا مستقل از جریانی که به آن وابسته است تصمیم بگیرد. گزینههایی هم که مطرح میکنند طبیعتا با رویکرد خودشان همخوانی دارد. در نتیجه نزدیکی رویکرد شورای جدید به مجلس هم طبیعی است؛ چرا که در ارتباط با همین جریان سیاسی که در مجلس وجود دارد توانسته رای اول را بهدست آورد. نکتهای که در انتخاب شهردار توسط شورای جدید خیلی مثبت بود، توجه به ملی بودن آن فرد است چون خیلی مهم است شهردار تهران یک جایگاه ملی داشته باشد تهران جایگاهی ملی دارد به خصوص که قرار است این شهردار در هیات دولت هم حضور داشته باشد. از طرفی خوب است که به عنوان ویژگی دوم شهردار جدید با مسائل شهری هم آشنایی داشته باشد. تهران فقط یک کلانشهر نیست و دارای ظرفیتهای بینالمللی، اقتصادی و اجتماعی است که از همه جهت مرکزیت دارد. از طرفی حفظ جایگاه شورا بسیار با اهمیت است که فکر میکنم در دوره پنجم تحقق یافت و از شورای شهرداری به سمت شورای
شهر گام برداشت. نامهنگاری اعضای شورا با رئیسجمهور، اعتراضات به وزرا و حضور وزرا برای ارائه گزارش همه نشاندهنده آن بود که شورایی برای شهر است و نه شورای شهرداری. امیدوارم که دوستان در دوره ششم هم به این موضوعات توجه داشته باشند.
مجلس دارای یک جایگاه نظارتی نسبت به شورای شهر دارد، این خودی بودن چندین بخش در ارتباط با یکدیگر، چه نتایجی خواهد داشت؟
الان که دیگر همه خودی شدهاند حتما اتفاقات خوبی در سطح شهر و کشور به وقوع خواهد پیوست و ما هم امیدوار هستیم.
من میخواهم که شرایط شهر و کشور خوب باشد و برایم فرقی نمیکند که چه کسی آن کار را انجام دهد. اما قطعا این هم یک نگرانی و دغدغه است و دوستان ما هم باید در جهت پاسخگویی به این دغدغه بربیایند. چه مجلس و سازمان بازرسی به عنوان نهاد نظارتی و چه نهادهایی که در وزارت کشور فعالیت میکنند همه باید مرزهای خود را نسبت به اقداماتی که در سطح شوراها و شهرداریها به وقوع میپیوندند، مشخص کنند. ضرورت کار هم افراد را به این جهت مجبور میکند. پیوستگی زیاد میتواند باعث تعارضات زیاد و اشتباهات هم بشود و حتی رویکردهای مختلف شورا از چشم مجلس پنهان بماند. در نهایت هر دو آنها جایگاه نهاد مردمی هستند و نهادهای مردمی معمولا کمترین خطا را در عملکرد خود نسبت به نهادهای انتخابی دارند.
آرای اندک اعضای شورای شهر نشان میدهد نمیتوان این افراد و دیدگاههایشان را نماینده اغلب مردم دانست، پس در این صورت تکلیف خواسته و مشکلات مردم که باید به دست این افراد برطرف شود، چه میشود؟
از بحث در مورد میزان آرا صرف نظر میکنم چون که کاملا آشکار است و اعداد خود صحبت میکنند، اما در کل معتقدم که باید از نهادهای مردمی حمایت کرد و پشت سر آنها ایستاد. این نهادها، نهادهایی که هستند که به خاطر توانایی جلب آرا عملکرد بهتری دارند حتی اگر این آرا محدود باشند. در چهار سال گذشته هم دیدیم که مردم حساب شدهتر مطالبات خود را ابراز میکنند و انتظار پاسخگویی بیشتری دارند. در عرصه گفتوگو هم فضای مجازی این ظرفیت را ایجاد کرده است که ارتباط میان نمایندگان پارلمان شهری و حتی ملی با مردم خیلی بیشتر شود. خود من و همکارانم صفخات مجازی داشتیم و به راحتی مردم از طریق کانالها مختلف حتی از تمام نقاط کشور در خصوص مسائل خود با ما تماس میگرفتند. این ارتباط گسترده شهروندان با نمایندگان ظرفیتی است که نهادهای انتصابی از آن برخوردار نیستند. مردم نیازهای خود را شناختهاند و آنها را به مطالبه تبدیل کردهاند و دنبال پاسخ هستند. نمایندگانی هم که به شورای ششم میروند قطعا کسانی هستند که باید پاسخگوی نهادهای مدنی موجود در سطح شهری و ملی و نیازهای شهروندان باشند هرچند که تعدادی به آنها رای نداده باشند. فارغ از این که شما
به آن فرد رای داده باشید یا نداده باشید، تحت تاثیر تصمیمگیریهایی هستید که در شورا صورت میگیرد و میتوانید مطالبات خود را مطرح کنید و از ویژگیهای نمایندگان این است که نسبت به این مطالبات موکلان خود پاسخگو باشند. اهالی این شهر همه موکلان اعضای این شورا هستند. همکاران من در شورا پنجم ارتباط بسیار نزدیکی با مردم داشتند، از بازدیدهای محلی گرفته تا ارتباط در فضای مجازی و نشستهای مختلف با نهادهای مدنی. ما مطالبات را میشنیدیم و فارغ از اینکه آنها به ما رای داده بودند یا نداده بودند کارشان را انجام میدادیم چون وظیفه ما همین بود. شهروندان هم پرسشگران بسیار خوبی هستند و خودشان هم به خوبی میتوانند پاسخ بگیرند.
با توجه به سابقهای که از جناح اصولگرا دیده شده میتوان انتظار داشتن گوش شنوا را از آنها داشت در زمانی که نهادهای نظارتی هم از همان جناح هستند؟
درست است که جنس جناحها متفاوت است اما کسی که میتواند نهادهای مردمی را وادار به پاسخگویی به شهروندان کند خود شهروندان، اعم از رایدهنده و غیر آن، هستند و این حاصل بلوغی خواهد بود که با توجه به رشد وسایل ارتباطی حاصل شده است و میتوان از این ظرفیت استفاده کرد. در دوره ما افراد در دورههای قبلی از ما سوال میکردند، مطالبه میکردند و ما باید پاسخگو میبودیم و وظیفه ما بود و در تمام دورهها چنین است. در چنین عرصهها کار رسانهها هم پررنگتر میشود و رسانهها هم باید با توجه به تجربه شوراهای چهارم و پنجم نسبت به مسائل شهر حساستر باشند و یقینا دوستان در شورای ششم قدری کارشان دشوارتر خواهد بود.