روزهایمان طوری درحال سپریشدن هستند که برق نداریم، در سیستانوبلوچستان هم که آب نداریم اما اوضاع همچنان بد نیست. چون طبق گفته رئیس سازمان...، وضعیت ایران، تحسینبرانگیز است. ایشان ضمن قورت دادن آب دهانشان، گفتند: واقعا این وضعیت عالیه. همیشه تو این وضعیت بمونید!
در کل الان وضعیت بهگونهای است که ثروتمند ناراضی است، فقیر هم ناراضی. یعنی ناراضی نگه داشتن همه، خودش یک نوع هنر است. از همه این اوضاع که بگذریم بهتر است قطعی برق را فقط خاموشی و از گرما هلاک شدن شهروندان در این روزهای گرم نبینیم. شاید بعضیها ندانند برای کشاورزی به برق نیاز هست. (مسئول عزیز میدونم تعجب کردی اما بله) چاههای آب کشاورزی با برق کار میکنند و قطع برق یعنی خشک شدن مزارع کشاورزی و نابودی سرمایه ملی. خب این هویج و چغندر چه گناهی کردند که گیر ما آدمها افتادند؟ اکثر این بذور وارداتی هستند و از هلند و... میآیند. یعنی شما فکر کن این بذر هویج در آمستردام داشت آبش را میخورد و آفتابش را میگرفت و بدونهیچگونه مزاحمت و ارشادی کنار رز بود (منظور گل رز هست منحرف!). بعد یکهو چشم باز کرد و دید از یار و دیار دور افتاده و آمده جایی که یک روز برق نیست، یک روز آّب نیست. روز دیگر بازارش قیمت ندارد و کشاورز هم لج کرده و میگوید اصن حالا که اینطوره نمیفروشم. بذار بگندن. و اینطور هم کشاورز و هم کشور متضرر میشوند.
خلاصه زارع و مزروع هر دو افسرده. یعنی از شهروندان که بگذریم، اگر محصولات کشاورزی زبان داشتند، آنها هم اعتراف میکرد که از وضعیتشان ناراضی هستند. (ضمن احترام به محصولات کشاورزی اعم از چغندر، کلم، لوبیا چیتی، ذرت مکزیکی و... که آنها نیز مثل بقیه مظلوماند).
حالا اجازه بدهید سری هم به جنگلهای شرق و غرب کشور بزنیم. درحالی که ما با خیال راحت، نشستهایم تا با باد کولر خنک شویم و جگرمان حال بیاید، دقیقا در همان لحظه جنگلها آتش گرفتند. در این بین بسیاری از حیوانات درحال انقراض یکهو منقرض شدند. خوبی این کار این است که دیگر یکییکی داغ عزیزانشان را نمیبینند. یکهو همه باهم نابود شدند که جا دارد از همینجا از مسببان این کار تشکر کرد. یعنی میخواهم بگویم هی ننشینید غصه بخورید که در زندگی این را ندارید، آن را ندارید. الان وضعیت همه، انسان و حیوان وگیاه همینطوری است. پس هموطن تحمل کن. تو تنها نیستی!