آرمانملی- محمد سیاح: خاموشی در کشوری که قرار بود قدرت اول منطقه باشد به یک بحران اجتماعی جدی تبدیل شده است؛ بحرانی که آثارش را میتوان در اقصی نقاط کشور دید. اعتراضات سراسری و تجمع در مقابل ادارات برق، مرگ بیماران بستری در بخشهای ICU بیمارستانها که در ویدئوهای منتشرشده از بیمارستان مسیحدانشوری در فضایمجازی لحظه قطع برق و مرگ پیدرپی بیماران در آن مشخص است، ضرروزیانهایی که بخشهای اقتصادی وارد شده و گرانی افسارگسیخته وسایل روشنایی از شمع گرفته تا موتوربرق و UPS و چراغهای گازی، افزایش سرقت، تصادف و دهها مشکل دیگر که همگی از آثار بیتدبیری و تعلل مسئولان در صنعت برق کشور است که سالها بهجای افزایش تولید برق و ارتقای توان نیروگاهها و اجرای قوانین مربوط به استفاده از انرژیهای نو دسترویدست گذاشتند.
امروز نتیجه 40 سال بیبرنامگی دولتها بیبرقی و بهزودی بیآبی است و سهم مردم از اینهمه همراهی با دولتها شده خاموشی و فلاکت و مرگ عزیزانشان که در بستر بیماری برای لحظهای بیشتر زنده ماندن میجنگند. ایران بهلحاظ در اختیارداشتن منابع تجدیدپذیری مثل باد و خورشید، در جایگاه بسیار خوبی قرار دارد و بهگفته کارشناسان، افزون بر ۴۰ هزارمگاوات ظرفیت فنی در زمینه انرژی بادی شناسایی شده است و امکان نصب بیش از ۶۰ هزارمگاوات نیروگاه خورشیدی نیز در کشور وجود دارد چراکه ایران کشوری است که بیش از 300 روز آسمان آفتابی دارد ولی نتیجهای که امروز میبینیم این است که همه این ظرفیتها فدای رانت ساخت نیروگاههای برقآبی و حرارتی و حفظ و نگهداری آنها شده است که حداقل از لحظه ساخت تا بهرهبرداری بیش از پنجسال زمان میبرد و میلیونها دلار ارز نیاز دارد و ظرفیت تولیدی محدود و با احتمال خرابی بالا دارند! درحالیکه نیروگاههای خورشیدی و بادی هزینه و زمان کمتری برای ساخت نیاز دارند و با توجه به ظرفیتهای ایران بهصرفهتر خواهند بود. جالب اینجاست که در همین زمینه قانون، وظایفی را برای دولت و وزارت نیرو مشخص کرده است که نه دولت
اجرا کرده نه مجلس بهعنوان ناظر بر اجرای قوانین تا بهحال در این زمینه نظارت و گزارشی داشته است و این همه بیمسئولیتی در نظام جمهوری اسلامی ایران اگر بیسابقه نباشد، کمسابقه هم نیست.
مرگ بیماران با قطع برق!
این روزها که بهلطف وزیربهداشت و تیم وزارتخانه و تصمیمهای نادرست دولت و ستاد مبارزه با کرونا؛ در پیک پنجم کرونا قرار داریم. وضعیت سیستانوبلوچستان بحرانی و تهران چند 10 شهرستان قرمز شده و شمار مبتلایان و فوتیهای ناشی از بیماری افزایش یافته است. به این آمار باید افرادی را هم که بهواسطه قطع مکرر و بیبرنامه برق زیر دستگاههای وندیلاتور جانشان را از دست میدهند، اضافه کرد. البته سخنگوی صنعت برق مدعیشده که برق بیمارستانها قطع نمیشود، اما نکته تاسفبار این است که بیمارستانها نه به برق اضطراری متصل هستند نه خارج از محدوده قطع برق قرار دارند. از طرفی گرانی افسارگسیخته تجهیزات اضطراری برق باعث شده بسیاری از بیمارستانها توان تامین آنها را هم نداشته باشند.
افزایش قیمت وسایل روشنایی
در روزهای تاریکی که وزارت نیرو و دولت برای مردم رقمزده عده دیگری هم هستند که روزگار را برای مردم تاریکتر کردهاند. این افراد همانهایی هستند که از آب گلآلودی ماهی میگیرند و با رانت اطلاعات دست به واردات و انبار کالاهایی میزنند که روزهای بحرانی نیاز اصلی مردم میشود. این روزها کافی است سری به فروشگاههای سطح شهر یا آنلاین بزنید و قیمت بگیرید. شمع، موتوربرق، برقاضطراری، انواع چراغهای روشنایی شارژی یا گازی، پاوربانک و... بیشتر از 100 درصد افزایش قیمت داشته است. بهعنوان مثال قیمتچراغ روشنایی گازی در یکی از سایتهای فروشگاهی معروف بیش از 7.5 میلیون تومان تعیین شده است، پاوربانکهای 30 هزاروات یا ناموجود هستند یا بالای 700هزار تا یکمیلیون قیمت دارند، موتورهای برق بین هفت تا 15 میلیون تومان فروخته میشوند شمع هم که یا نیست یا اگر باشد قیمت غیرمنطقی دارد. چه کسی بر روی این قیمتها نظارت دارد؟ چه کسی از حقوق مصرفکننده دفاع میکند؟ اینهمه سازمان و نهاد از سازمان حمایت از حقوق مصرفکننده گرفته تا تعزیرات و قوهقضائیه و اتحادیهها کدامشان بهداد مردم میرسند؟ در این روزهای بیبرقی همین قیمتها برق از
مردم میپراند و خودش عاملی برای افزایش نارضایتی از عملکرد مسئولان است. اگر بگوییم کشور رهاشده، بیراه نیست. به عبارت دیگر هرکس زور و سرمایه بیشتری دارد میتواند سوار جریانهای پیشآمده در کشور شود و برای خودش امپراتوری راه بیندازد.
خسارات میلیاردی و جبران میلیونی!
یکی از نیازهای اساسی توسعه هر کشور بهویژه در عصر حاضر تامین انرژی برق است چراکه ادامه حیات فعالیتهای اقتصادی بهویژه در دوران کرونا وابسته به برق است. کشوری با پهناوری ایران و میزان انرژیهای نهفته به فلاکت بیبرقی دچارشده و قطعی مکرر و خاموشیهای سراسری جان اقتصاد کشور را که مانند یک بیمار کرونایی برای ادامه حیات زیردستگاه اکسیژن قرار دارد؛ بهخطر انداخته است. با شروع خاموشیهای گسترده و طولانی و مکرر بسیاری از کسبوکارها دچار آسیبهای مالی شدهاند. از سوپرمارکتها بگیرید که محصولات غذایی و لبنی و بستنیشان از بین میرود تا شهرکهای صنعتی که باید برای رساندن سفارشات خود دائما در حال کار باشند ولی بیبرقی این واحدها را به تعطیلی کشانده و هزینهاش کاهش توان تولید و عقبافتادگی قسط و پاسنشدن چکهایی است که حتی بانکها در این شرایط به آنها ذرهای رحم نمیکنند و استارتاپهایی که برای ادامه کار نیاز به برق و اینترنت دارند. به این موضوع افزایش تصادفات در اثر خاموشی چراغهای راهنمایی و روشنایی خیابانها و افزایش جرائمی نظیر سرقت را هم باید اضافه کرد. از آن طرف هم عدهای بهدلیل نبود برق در خانهها
نمیتوانند خودروهایشان را به خیابان بیاورند و باید به مترو و اتوبوس تاکسی متوسل شوند که همین امر ازدحام در این بخشها و رعایتنشدن پروتکلهای بهداشتی کرونا را باعث میشود. بخش دیگری از این قطعیهای مکرر آسیب به لوازم خانگی مردم است هرچند که وزارت نیرو راههایی را برای جبران خسارت اعلام کرده است. آسیب به آنتنهای مخابراتی است که در ساعات بیبرقی تماس را مختل میکند که در این وضعیت اگر شرایط اورژانسیای پیش بیاید مردم باید فقط توکل بهخدا کنند! مخلص کلام اینکه از هر طرف نگاه کنیم بیبرقی به لایههای مختلف زندگی مردم تاثیر منفی گذاشته است و چیزی جز بروز خسارت ندارد.