تصمیمسازان و تصمیمگیران هر چقدر ادعا کنند و هر چه شعارهای بزرگتر و پرطمطراقتر سر بدهند و هزاران بار هم که پشت دشمنان شرق و غرب را به خاک بمالند اما در کنار تبلیغات و پروپاگانداهای اینچنینی، تجربه پیکهای مختلف کرونا و اکنون نیز پیک پنجم و عدمسرویسدهی در خصوص واکسیناسیون عمومی قد، قواره و مختصات واقعی را نشان میدهد! باید پذیرفت واقعیتهای پیدا و پنهان مملکت در معرض دید عموم قرار دارد و به تعبیری ملت در بطن واقعیتها زندگی میکنند بنابراین هر چقدر مسئولان احساس اقتدار نظامی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کنند اما به نظر میآید با توجه به واقعیتهای موجودی، که در معرض نگاه عموم قرار دارد، اکثریت مردم احساس اقتدار نمیکنند! و به تعبیری برداشت مردم و مسئولان نسبت به واقعیتهای مملکت متفاوت است و این تفاوت و عدم درک از ناحیه مسئولان روز به روز مردم را غمگینتر و سرخوردهتر میکند! چه اشکال دارد مسئولان مملکت بپذیرند در برخی موضوعات تصمیمسازی و تصمیمگیریهایشان اشتباه بوده است؟! اینکه زمین و زمان را به هم بدوزیم تا ثابت کنیم برخی از مسئولان مملکت اشتباه نمیکنند و به هر شکل ممکن به دنبال این باشیم که به جامعه نشان بدهیم گفتار مسئولان وحی منزل است و هر چه را بیان کرده باشند عین همان اتفاق خواهد افتاد در قرن بیست و یکم از سوی هیچ ملتی پذیرفتنی نیست! لطفا از آسمان به زمین بیایید و در واقعیتها زندگی کنید! پیک پنجم کرونا چه پیامی را به جامعه درون و بیرون میدهد؟! اما وقتی توهم و تحلیل و تفسیرهای چاپلوسان، متملقین و نوکرصفتان جایگزین واقعیتهای پیدا و پنهان مملکت شود این دیگر معنی و مفهوم اعتماد به نفس نمیدهد، بلکه معنی و مفهوم اعتماد به افراد و جریانهای مرموزیست که در عین اینکه نشان میدهند در مقام دفاع و جاننثاری هستند بزرگترین متجاوزان به ساحت واقعیتهای مملکت هستند و به تعبیری در لباس میش، نقش گرگ را بازی میکنند! پروژه نفوذ را هنوز جدی نگرفتهاید یا اگر جدی گرفتهاید فضای نفوذ را اشتباهی گرفتهاید! پروژه نفوذ میتواند از زبان خودیترین خودیها بیان شود بنابراین احساس میشود عدهای در عین اینکه سینهچاک، انقلابی و ...هستند اما در زمین دشمن بازی میکنند! سالهاست جریانی، واقعیتنگرها و دلسوزان واقعی را غربگرا و افرادی که تیشه به ریشه انقلاب اسلامی میزنند را دلسوز واقعی نشان میدهند! باید پذیرفت قدرتهای بیرونی توانِ رویارویی با مملکت را ندارند اما افراد و جریانی با اتخاذ تصمیمسازیها و تصمیمگیریهای غیر واقعی در مسیر آسیب جدی و بیبازگشت به اعتماد و باور مردم هستند چرا باید منتظر تاریخ بود تا به نقش خائنین پی برد؟! اگر بدون تعصب و بر اساس دیدگاه واقعیتنگری به واقعیتهای موجود مملکت نگریسته شود متوجه دلسوزی و عدم دلسوزی افراد، جریان و گروهها خواهیم شد! باید پذیرفت زمانی اقتدار نظامی مملکت قابل باور میشود که در زمینه اقتصاد، فرهنگ و... هم به اقتدار رسیده باشیم اکثریت جامعه درآمد و هزینههایشان نسبت به هم غیرمتناسب است و تامین نیازهای اولیه برای اکثریت جوانان مملکت آرزویی بدون تحقق شده است چنین واقعیتی زنگ خطر است باید مراقب بود عدهای در لباس میش و به عنوان دوست در حال دریدن سازههای پیشین هستند و با خارج کردن اکثریت عقلأاز میدان، به دنبال زمین زدن وضعیت موجود هستند!