ادامه از صفحه 1/ اقتصاد را با سادهاندیشی نمیتوان مدیریت کرد، رئیسجمهوری منتخب میداند باید قدمی برای گشایش، تغییر و بهبود شرایط بردارد که پیوستن به افایتیاف از جمله این راهکارهاست. ما با شرق ارتباط داریم ولی نیازمند ارتباط با غرب هم هستیم، باید تجارت کرده و فناوری وارد کنیم؛ تا این امر محقق نشود، اتفاق چندانی نمیافتد. در واقع باید روابطمان را با کشورهای مختلف و صاحب فناوری توسعه دهیم؛ بازارهای داخلی فعال شود و بخش خصوصی و مردم فضای لازم برای کار در اختیار داشته باشند و بخش دولتی کنار برود. مشکلات اقتصادی کشور از طریق پرداخت بیشتر یارانه و وام حل نمیشود، یگانه راه موجود، رشد پایدار اقتصادی است که وجهه سیاسی و بینالمللی هم دارد. گفته میشود ظرفیتی، ول و بیهوده مانده است، خیلی درست نیست، عملکرد اقتصاد ما همین است و میزان پتانسیل آن هم در شرایط موجود همین است که میبینید. کارآیی ناچیز به دلایلی برمیگردد که باید درباره آن بحث کرد و آنها را برطرف. یکی از دلایل آن هم نبود انگیزه و زمینه سرمایهگذاری است. مادامی که سرمایهگذاری نشود، ظرفیتی که بتوان از آن بهره برداری کرد، وجود ندارد. از الزامات استفاده بیشتر از ظرفیتهای موجود را باز کردن تجارت خارجی است. باید بتوانیم مراوده با کشورهای دیگر را افزایش دهیم که از طریق آن مراوده ورود منابع، فناوری، ماشینآلات و ابزاری که لازم است، صورت گیرد و امکان صادرات و دسترسی به بازارهای دیگر هم فراهم شود. اگر قرار باشد در برنامههای آتی رئیسجمهوری منتخب، برقرار کردن رابطه با کشورهای غربی که ماخذ این امکانات هستند، منتفی اعلام شود، به طور معمول، کار بیشتری نمیتوان کرد؛ ظرفیتی هم وجود ندارد که مورد استفاده قرار گیرد؛ بلکه ظرفیتهای موجود کشور هم از آنچه اکنون هست بیشتر فرسوده خواهد شد. در چنین شرایطی هم اشتغال ایجاد نمیشود، زیرا اشتغال زمانی ایجاد میشود که یک بازار کار آزاد وجود داشته باشد که در آن به کارآیی، پاداش پرداخت شود نه به عدمکارآیی؛ اگر شما چنین بازاری نداشته باشید، نیروی کار با ظرفیت و کارآیی پایین، دستمزد پایین خواهد داشت. اشتغال نیز اغلب اداری خواهد بود، عدهای روی صندلی در ادارات مینشینند و تظاهر به کار میکنند و دولت هم یک حقوق به آنها میدهد؛ در واقع تظاهر میکند که حقوقی پرداخت میکند.