آرمـان ملی- نرگس کارخانهای: هشت سال از آخرین روزهای ریاست محمود احمدی نژاد در دولت میگذرد اما همچنان خبرساز شدن این شخصیت با تلاش خود او برای دیده شدن ادامه دارد. تلاشی که مانند همان روزهای رئیس جمهوری او در جهت تحت تاثیر قرار دادن قشر خاصی از جامعه با دادن شعارهایی در جهت مطالبات آنها است تا توجه و گاهی رای آنها را جلب کند. حال در این سالها که با رد صلاحیت وی از جانب شورای نگهبان، تبلیغات او رایی را در انتخابات ریاست جمهوری به خود اختصاص نمیدهد احمدینژاد با شناختن آنچه توده مردم میخواهند، همراه شدن با جریانهای اعتراضی مردم و تقلید از خواستههای آنها خود را به عنوان فردی از جنس مردم و مطالبهگر خواستههای آنها جلوه دهد و تصور میکند له شدن بسیاری از خواستههای مردم در دوره ریاست جمهوری خود او از یادها رفته است. احمدینژاد با شناختن آنچه توده مردم میخواهند، همراه شدن با جریانهای اعتراضی مردم و تقلید از خواستههای آنها خود را به عنوان فردی از جنس مردم و مطالبهگر خواستههای آنها جلوه میدهد و تصور میکند له شدن بسیاری از خواستههای مردم در دوره ریاست جمهوری خود او از یادها رفته است. برخی از
کارشناسان اما بر این باور هستند که تنها قشر خاصی از مردم طرفدار و حامی او هستند، کسانی که از انتقادهای تند از تک تک مسئولان و کوبیدن افراد مختلف در نظام لذت میبرند و انکار میکنند که حرفهای خودشان است که زده میشود. قطعا آنچه بیشتر از خود احمدینژاد اهمیت دارد بررسی علل مقبولیت اوست، حتی اگر تنها میان جمعیت کم و مشخصی باشد. بررسی این میزان از احساس سرکوب شدگی، نیاز به سرکوب دیگران و زیر سوال بردن هر آنچه هست در جمعیتی که گویا حرفی برای گفتن و اعتراضی برای رسیدگی دارند اما در نهایت این احمدینژاد است که بدون تاثیر مناسب در نتیجه و شرایط و با زدن حرفهای تکراری نماینده آنها شده است.
صدای مردم یا جلب توجه
احمدینژاد که از همراهی با هیچ اعتراض مردمی جا نمیماند، برخلاف کارنامه کاری خود در صحبتهایش از آزادیهای مردم سخن میگوید و در روزهای اخیر همچنین نسبت به طرح «صیانت از فضای مجازی» موضعگیری کرده است و گفته:« در خبرها شنيدم كه طرحي درست كردند كه فضاي مجازي را محدود كنند. اجازه تجمع كه نميدهيد، مردم رسانهاي هم ندارند، در انتخابات هم كه ميآيند و حرفشان را با راي ندادن يا راي باطله و يا راي دادن ميزنند، آن را هم گوش نميكنيد، حالا ميخواهيد فضاي مجازي را هم ببنديد!؟ شما كوچكترين حقي را براي مردم قائل نيستيد و بعد انتظار داريد مردم براي شما اعتبار قائل باشند؟ خدا براي شما اعتبار قائل باشد؟ من نميدانم اين دستگاه ذهني و اين معادلات از كجا آمده است؟ اينها جز القائات شيطاني نيست. من به شما بگويم كه اين طرحها شكست خورده است. مگر ميتوانيد با ۸۰ ميليون جمعيت مقابله كنيد؟ اينهمه فيلتر كرديد چه شد؟ خودتان از فيلترشكن استفاده ميكنيد و به فضاهايي ميرويد كه خودتان فيلتر كرده ايد! خنده دار است.» اینها اما نظرات و حرفهایی است که نه ارزش تحلیلی دارند، نه در عمل راه به جایی میبرند و نه گفته شدن آنها از جانب فردی
مانند احمدینژاد با سابقه طولانی و واضحاش قابل باور است. او که خود زمانی در دولت و مسئولیت بوده، هیچگاه نه سخنانی از این دست بر زبان آورده و نه در عمل در راستاری تحقق این خواستهها کاری کرده. او را میتوان جز افرادی دانست که به گفته برخی بیرون و جدا افتادهاند و حالا جور دیگری برخورد میکنند و جور دیگری هم با آنها برخورد میشود. وی اخیرا در گفت و گویی جنجالی اظهار داشته: « امروز هر انسانی به یک رسانه تبدیل شده است. ۵ سال صبر کنید ببینید این قدرت چه میکند. یک قدرت بزرگی دارد طلوع میکند. دولت، سازمان و رئیس جمهور ندارد اما همه مردم در آن حضور دارند. این آغاز یک انقلاب عظیم جهانی است.خواهید دید به زودی ملت ایران در یک افق بالاتر طلوع خواهد کرد. البته این اتفاق برای همه ملتها خواهد افتاد.» رئیس دولتهای نهم و دهم ادامه داد است:« جویبارها حرکت کرده و به زودی رودخانه عظیمی شکل خواهد گرفت. من دارم میبینم که این نظم کارش تمام شده است. امیدوارم به جای مقاومت در مقابل ملتها، با آنها همراهی کنند والّا ممکن است خسارت وارد شود. نمیخواهم از واژه طوفان استفاده کنم؛ اما طوفان در راه است. امیدوارم ملتها آسیبی
نبینند. آرزو میکنم قدرتها به ملتها بپیوندند.» به نظر میرسد که احمدی نژاد با این حرفها همچنان قصد دارد که نقش نماینده اپوزیسیون داخلی را بازی کرده و خود را نماینده مردم معرفی کند در حالی که شخصی مثل احمدی نژاد به جهت سبقه عملکردی اساسا نمیتواند در چنین جایگاهی قرار گیرد و این سخنان نیز صرفا برای ماندن در رسانهها و جامعه است و الا احمدی نژاد سالها است از عرصه قدرت کناره گذاشته شده است.
احمدینژاد از ابتدا متوهم بود
یک فعال سیاسی اصولگرا در ارتباط با تحرکات اخیر احمدینژاد اظهار داشت: به نظر من دیگر حضور یا عدم حضور آقای احمدینژاد در محمع تشخیص مصلحت دیگر تفاوت چندانی ندارد و با توجه به موضعگیریهای اخیر حتی اگر در جلسات حضور داشته باشند چندان مورد توجه نیستند. محمد مهاجری به«آرمان ملی» گفت: آقای احمدینژاد از سال 1382 که شهردار شده بود در مورد خودش دچار یک توهم و بزرگبینی بود و فکر میکرد نظام بسیار به وی نیاز دارد و آدم بسیار مهم، متفاوت و خاصی است. در دوره اول ریاست جمهوری خود هم متاسفانه جریان اصولگرا که تمام سرمایه خود را پای او گذاشت تا او را به اوج برساند، به توهم وی دامن زد. وی افزود: پس از اتمام ریاست جمهوری هم این توهم همچنان وجود داشت. در سال نود و شش او برای ثبتنام کاندیداتوری ریاست جمهوری آمد و با کف و سوت چند نفر تصور کرد که اتفاق بسیار مهمی افتاده است. به نظرم مجموع این اتفاقات از ایشان فردی متوهم ساخت. این فعال رسانهای بیان کرد: در انتخابات 1400 احمدینژاد شروع به سخنرانی و سپس تحریم انتخابات کرد. نتیجهای که به وجود آمد این بود که نظرسنجیها میزان مشارکت مردم را حدود 42درصد پیشبینی میکردند و
زمانی که احمدینژاد انتخابات را تحریم کرد این عدد حدود 5درصد افزایش پیدا کرد. وی تصریح کرد: من اعتقاد ندارم که حرفهای ایشان در بین اقشار مختلف مردم خیلی طرفدار داشته باشد. از این حرفها بدتر و تندتر را سلطنتطلبها و ضدانقلابها هم میزنند. ایشان که ادعای اعتقادات مذهبی هم دارند. من نمیگویم که کسی به او رای نمیدهد اما این وقایع اخیر نشان داد که ایشان هیچ پایگاه اجتماعی موثری ندارد و با اشتباهاتی که در این انتخابات 1400 کرد خودش را برای همیشه تمام کرد.