بستن
کد خبر: ۱۰۱۷۵۶۳

«کات» در سینما وجود ندارد

«کات» در سینما وجود ندارد
یک کارگردان و فیلمنامه‌نویس از نحوه ورود خود به سینما گفت و اظهارداشت: زمانی تصور می‌کردیم نسل ما قرار است سینمای ایران را متحول کند و فکر می‌کردیم قبلی‌ها باید بروند و ما وارد شویم. سال‌ها طول کشید تا متوجه شدم که در سینما کات وجود ندارد. همایون اسعدیان گفت: زمانی‌که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بودیم، تصور می‌کردیم نسل ما قرار است سینمای ایران را متحول کند و فکر می‌کردیم قبلی‌ها باید بروند و ما وارد شویم. سال‌ها طول کشید تا متوجه شدم که در سینما کات وجود ندارد و نسل‌ها قطع نمی‌شوند تا نسل بعدی بیاید بلکه داخل هم ادغام می‌شوند و به نسل بعدی می‌پیوندند.
اسعدیان چگونه وارد سینما شد
وی درباره ورود خود به سینما تصریح کرد: تا سن 7 سالگی در اصفهان زندگی کردم اما بعد از آن به‌دلیل اینکه پدرم کارمند بود از اصفهان به تهران آمدیم و بقیه عمرم را در تهران گذراندم. هیچوقت تصور نمی‌کردم وارد سینما شوم. کلاس دوم دبیرستان، دوستی داشتم که بعداز زنگ مدرسه به کتابخانه کانون پرورش فکری به کلاس فیلمسازی می‌رفت که با او همراه شدم و با واردشدن به این کتابخانه، مسیر زندگی‌ام عوض شد. اسعدیان درباره همکاری‌اش با مسعود کیمیایی گفت: یادم می‌آید مسعود کیمیایی در یک تابستان می‌خواست فیلم «سفرسنگ» را بسازد. اسفندیار منفردزاده در کانون پرورش فکری رئیس بخش فیلمسازی بود و من در آن زمان هنرجو بودم. به او گفتم مرا سر فیلم کیمیایی ببرد و او گفت فردا به دفتر آریانا فیلم بیا و در آنجا با امیرفرخ تهرانی که طراح صحنه فیلم بود، آشنا و دستیار طراح صحنه و لباس فیلم کیمیایی شدم. وی ادامه داد: یادم می‌آید زمانی که فیلمبرداری شروع شد با امیرفرخ تهرانی بحثم شد و به او گفتم دیگر کار نمی‌کنم و می‌روم، اوهم قبول کرد. به دستیار یک مسعود کیمیایی هم این موضوع را گفتم. کیمیایی شنید و از من مشکل را جویا شد. در نهایت من به گروه او پیوستم و دستیار سه کیمیایی شدم یعنی زیردست نصرت کریمی و محمد تراب‌نیا که افراد بسیار شریفی بودند.
عکاس فیلم هم شدم
اسعدیان درباره فعالیتش در حوزه عکاسی افزود: بنیاد سینمایی فارابی قرار بود آرشیو عکسی از هنرمندان ایجاد کند و من دوستی در آنجا داشتم که از من خواست تا عکس هنرمندان را بگیرم. ناصر ابراهیمی عکاس بسیار خوبی بود و عکاسی فیلم انجام می‌داد که از دوستان خوب من بود. هرجا برای عکاسی فیلم می‌رفتم با اینکه از عکس‌هایم خوششان می‌آمد و تعریف می‌کردند اما می‌گفتند سابقه عکاسی فیلم ندارم. وی افزود: برای فیلم دبیرستان به ناصر ابراهیمی پیشنهاد همکاری برای عکاسی داده بودند و او به‌خاطر اینکه سرش شلوغ بود، نپذیرفت و مرا معرفی کرد. به دفتر ایران میلاد برای فیلم دبیرستان رفتم که در آنجا رسول صدرعاملی، فریدون جیرانی، بیژن امکانیان و احمد امینی (دستیار کارگردان) و علی‌اکبر صادقی (کارگردان) نیز حضور داشتند. آنها آلبوم عکس‌های مرا دیدند و خوششان آمد اما گفتند عکاسی فیلم فرق می‌کند و ما به‌خاطر تضمین آقای ابراهیمی با شما کار می‌کنیم. این فیلمنامه‌نویس گفت: اینگونه بود که عکاس فیلم دبیرستان شدم. برای فیلمبرداری فیلم به ساری رفته بودیم سه چهار روز از فیلم گذشته بود که فریدون جیرانی از من خواست برای چاپ چند عکس به تهران بروم، می‌دانستم می‌خواهند عکس‌هایم را ارزیابی کنند. به تهران آمدم عکس‌ها را بزرگ چاپ کردم و زمانی‌که عکس‌ها را دیدند خیالشان راحت شد.
وی با بیان اینکه فیلمنامه مردآفتابی را با حمید جبلی نوشته، افزود: با توجه به حضور حمید جبلی؛ اکبر عبدی از حضور در این فیلم بسیار استقبال کرد و فاطمه معتمدآریا هم که از کودکی با جبلی دوست بود، حضور در این فیلم را پذیرفت و یک گروه صمیمی دورهم جمع شدند تا فیلم مردآفتابی در سنگاپور ساخته شود. مردآفتابی فیلم مفرح خوبی بود و باعث شد تا مسیر من در سینما از نیش جدا شود و کسی دیگر به من نگفت فیلمی مانند نیش بسازم. اسعدیان درباره فیلم «آخربازی» اظهارداشت: این فیلم یکی از فیلم‌های خوبی است که ساختم و خیلی آن را دوست دارم. زیرا فیلمی بود که برگرفته از دوستان اطرافم ساخته بودم و حرف و حسش، حرف خودم بود. یادم می‌آید فیلم در ۱۱ رشته نامزد شد اما همراه با فیلم‌هایی مثل سگ‌کشی و باران بود. به همین دلیل طبیعی بود که شانس کمتری داشته باشد.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی