افغانستان در سالهای گذشته درگیر بحرانهای متعدد چون جنگهای داخلی، گرایشهای تندروانه مذهبی، حضور گروههای تروریستی، تجاوز و اشغالگری بوده است، مساله دولت افغانستان و طالبان باید از مسیر گفت وگو حل شود و جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه خواهان تشدید درگیری و ناامنی در افغانستان از طرف طالبان یا هر گروه دیگری نیست. افزایش تنش در افغانستان نه فقط امنیت این کشور حتی منطقه را به چالش می کشد. ایران معتقد است که اگر طالبان تمایل به حضور در قدرت دارد، باید مشارکت سیاسی خود را از طریق مذاکره و صندوقهای رای داشته باشد و بتواند به عنوان یک جریان و حزب سیاسی در ساختار قدرت این کشور مشارکت داشته باشد. علل پیشروی طالبان و ناتوانی دولت افغانستان در دفاع از مناطق تحت کنترل خود، این امر به تحولات ۲۰ سال گذشته این کشور و زمانی مرتبط است که آمریکاییها به افغانستان حمله کردند. آمریکا در حالی از این کشور خارج میشود در۲۰ سال گذشته هیچ اقدام جدی برای آموزش و تجهیز نیروهای نظامی افغانستان انجام نداده و به سایر کشورها هم اجازه نداده این پروسه را پیش ببرند. از سوی دیگر دولت مرکزی افغانستان دارای یک ارتش نسبتا ضعیف است که نه نیروهایش آموزشهای نظامی لازم را دیدهاند و نه تجهیزات نظامی لازم را در اختیار دارند. بخش دیگر از علل ناکامیهای دولت افغانستان به سیاستهای آمریکا در قبال طالبان مرتبط میشود. مذاکرات آمریکا با طالبان در دوره ترامپ عملا فضای مساعدی برای این گروه ایجاد کرده تا بتواند در عرصه سیاسی و نظامی مانور دهد. در حال حاضر عربستان سعودی مبالغ بسیار سنگینی برای تجهیز طالبان هزینه میکند. در بسیاری از شهرها و ولایتهایی که سقوط میکنند، دفاع و نبردی صورت نمیگیرد و طالبان در ازای پرداخت مبالغ بالایی پول به مقامهای سیاسی در استانها و ولایتها، آنها را میخرد. در واقع رمز پیروزی موفقیت طالبان بیشتر در همین مورد بوده است. ضمن اینکه طالبان از نظر نظامی توسط کشورهای خارجی تقویت میشود و این فرصت در اختیار دولت مرکزی افغانستان قرار نگرفته است. اگر شرایط به منوال گذشته پیش برود و تغییر جدی در این روند رخ ندهد، احتمال سقوط هرات و کابل وجود دارد اما اگر تغییری در روند فعلی شکل بگیرد که بخش مهم آن به بازیگران خارج از درگیری افغانستان ارتباط پیدا میکند، این امر میتواند جلوی این شرایط را بگیرد. یک بخشی از کشورهای خارجی چون آمریکاییها و عربستان سعودی ارتباطات خیلی گستردهای با طالبان دارند و عامل بوجود آمدن این شرایط هستند. ایران، روسیه، چین و هند خواهان گسترش ناامنی در افغانستان نیستند این کشورها اگر بتوانند به شکل جدی با ابتکار عمل نشستی را برگزار کنند و به توافق جامع برسند و از دولت مرکزی حمایت کنند؛ قاعدتا در این روند میتوانند تغییراتی را ایجاد کنند. سفر اشرف غنی و عبدالله به آمریکا عملا دستاورد خاصی به همراه نداشت، زیرا هدف اصلی این سفر قانع کردن جو بایدن برای این بود تا نیروهای آمریکایی را از افغانستان خارج نکنند. این تصور در دولت غنی شکل گرفته بود تا زمانی که نیروهای آمریکایی حضور دارند، حداقل طالبان نمیتوانند به سمت مراکز دیگر چون کابل حرکت کنند و نیروهای آمریکایی را برای خود به عنوان محافظ تصور میکردند. طالبان گذشته شبکه کاملا وابسته به القاعده بود و اساسا بر مبنای تفکرات و سازماندهی مالی و تشکیلاتی القاعده شکل گرفته بود. این گروه بعد از مرگ رهبران بزرگ خود دچار چند دستگیهای متعددی شده و به نحوی که امروز میتوان از چند جناح در طالبان سخن گفت. عدهای از طالبان به سمت داعش و تفکر تکفیری رفتند، عدهای نگاه ملایمتری به مسائل دارند و عدهای وابستگیهای خارجی دارند به طوری که طالبان وابسته به پاکستان، عربستان، قطر، ترکیه، چین و هند داریم بنابراین با یک طالبان یکدست مواجه نیستیم و همین امر میتواند در آینده خطرات جنگ در افغانستان را تشدید کند. با توجه به اینکه طالبان یکدست نیست، این گروه حتی اگر امروز پیروزیهایی بدست بیاروند، ممکن است در آینده اختلاف پیدا کنند و افغانستان را وارد بی ثباتی کنند.