تصمیمات مربوط به برجام بهخواست عالیترین مقامات کشور صورت گرفته و پیش رفته است و اگر الان هم به نتیجه نرسیده بیشتر یک درخواست سیاسی بوده، هم از داخل ایران و هم از داخل کشور. به این جهت که ارادهای وجود داشته است که این موفقیت به نام دولت حسن روحانی ثبت نشود. از سویی آمریکاییها میدانستند که تعیین کنندهترین شخصیت در ماجرای برجام رهبری نظام است و با تغییر دولت استراتژی نظام سیاسی از تصمیمات ایشان تبعیت خواهد کرد. به همین جهت آمریکاییها هم میخواستند با دولتی که مورد تایید ایشان است این موضوع را نهایی کنند. هر دو طرف درگیر فرآیندهایی هستند. دغدغه یک طرف این است که اگر واقعا آقای جوبایدن تعهدات را پذیرفت دولت بعدی بپذیرد و از طرفی آمریکاییها میخواستند که موضوع نه با دولت که با حاکمیت بسته شود. سال گذشته ما وضعیت اقتصادی بهتری داشتیم چرا که زمینههای مقاومت به هرحال امکان بیشتری را فراهم کرده بود. ما از برجام خارج نشدیم و بخشی از اینها به دلیل استدلالات دولت مستقر بود و فهم آنها از اینکه خروج ایران از برجام فشارهای اقتصادی و بینالمللی را تشدید میکند. تحریم و فشارهایی که میتوان گفت از جنگ جهانی دوم به بعد کم نظیر و شاید حتی بیسابقه بود. یک ثمره عدم خروج از برجام این بود که توانستیم تحریمهای تسلیحاتی را پایان دهیم و تلاش دولت ترامپ هم در شورای امنیت به شکست کامل منتهی شد. از ثمرههای دیگر آن بود که اگر در برجام میماندیم این امکان به دولت ایران داده میشد که اگر در انتخابات بعدی آمریکا دولت متفاوتی سر کار بیاید از مزیت آن استفاده کند. خارج نشدن ما از برجام هیچ سودی هم نداشته باشد این مزیت را داشت که ما را مجددا وارد ذیل فصل هفت منشور سازمان ملل نکرد. حالا هم آنچه که شاهد آن هستیم احتمالا نوعی مقابله روانی با تغییر فضا در مذاکرات است چون لحن آمریکاییها بعد از آمدن آقای رئیسی تندتر شده است و اروپاییها هم اظهار نگرانی بیشتری میکنند و شاید این پیشنهادات برای خروج ایران از برجام جوری اعمال فشار است بر طرفهای ما در برجام است تا در نتیجه آنها هم به امتیازات ایران تن دهند. در واقع طرفین در حال آخرین چانه زنیها هستند اما هیچ تردیدی ندارم که با هر کیفیت و وضعیتی جمهوری اسلامی در برجام باقی خواهد ماند و تلاش میکنیم تا با آمریکا و چهار کشور اروپایی به نتیجه روشنی برسیم.