آرمان ملی-علیرضا پورحسین: اصولگرایان سالهاست برای حضور در کابینهای تماما اصولگرا انتظار کشیدهاند تا جایی که برخی از آنها به صورت صریح از تلاشها برای یکدستکردن قوا سخن گفته تا یکدستی قوا و کابینه گریزناپذیر باشد. در این میان برخی بر این باورند که مدیریت رئیسی طی چند سال گذشته نشان میدهد با چنین برداشتی از کابینه چندان موافق نیست و پیش از آنکه در پی جناحیگری باشد در پی حضور همه سلایق است. با این وجود شماری از علاقهمندان به آینده و سرنوشت کشور هم از میان اصلاحطلبان و هم اصولگرایان نگران دخالتها و فشارها بر رئیسجمهوری منتخب به منظور استفاده از نیروهایی خاص در کابینه هستند. پیش از این رسانههای اصولگرا درباره فشارها و سهمخواهیهای مربوط به کابینه هشدار داده و از وی خواسته بود تن به خواستها و فشارها ندهد. رئیس دولت سیزدهم هم در این میان با تاکید بر اینکه نزدیکانش در کار وی نه دخالت کرده و نه میکنند، تصریح کرده است بنای ما در دولت جدید آن است که با همه کسانی که در جای جای دولت کنونی فعالیت دارند مشروط بر توجه داشتن به دغدغههای مردم، همکاری کنیم. شرط همکاری با دولت جدید، قبول داشتن من نیست. افراد
باید کرامت مردم را حفظ کنند و از کار آنان گرهگشایی کنند. در این صورت میتوانند همکار دولت باشند. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفتوگویی با جلال خوشچهره، تحلیلگر مسائل سیاسی داشته است که در ادامه میخوانید.
آیا ممکن است کابینه رئیسی دربرگیرنده چهرههای معتدل یا حتی اصلاحطلب باشد؟
به نظر میرسد سیدابراهیم رئیسی به دنبال این امر است که سیاستهای اعتدالی را در دستور کار خود قرار دهد. این رویکرد را در دوران تبلیغات انتخابات از خود بروز داده و پس از پیروزی در انتخابات نیز تمام تلاش خود را کرده است تا افکار عمومی را به این باور برساند که دولت او دربرگیرنده تمامی تفکرات است و این باور را در مردم ایجاد کند که میتوان به این دولت اعتماد کرد. این تلاش با توجه به اینکه سید ابراهیم رئیسی طرفداران خاصی دارد و این طرفداران در انتخابات برای او سنگتمام گذاشتهاند به احتمال بسیار به نتیجه نخواهد رسید. رئیسی مرزبندیهای خاصی با برخی گروهها دارد و او به نحوی به جریان محافظهکار نیز نزدیک است و این دو علت نیز مزیدبرعلت هستند که نتواند دولتی دربرگیرنده تمامی تفکرات را تشکیل دهد. این تفاوت رویکردها در سیاست داخلی، سیاست خارجی، فرهنگ و اقتصاد مشخصا متجلی میشود. شاید برخی وزارتخانهها همچون وزارت بهداشت، چهرههای متفاوت و کارآمدی را تجربه کنند اما وزارتخانههایی همچون وزارت کشور، وزارت خارجه، وزارت نفت، وزارت کار و وزارت فرهنگ شاید چهرههایی تندرو را بهزودی در راس خود مشاهده کنند. دولت آینده
نمیتواند از جریانهای تندرو مصون باشد و مشخصا چهرههایی در پستهای حساس روی کار خواهند آمد که با جریان اصلاحات مرزبندی مشخص دارند.
مرزبندیها در فرهنگ و ارتباطات بینالمللی ممکن است در دولت آتی منجر به تنشهای خاصی شود؟
تصور میشود در قسمت فرهنگی دولت چهرههایی روی کار آید که نهتنها با آزادیهای اجتماعی مخالف هستند؛ بلکه با باز بودن فضای رسانهای نیز مقابله میکنند. مقدمه آن نیز طرحی بوده که در مجلس مطرح شده و به نحوی طرز فکر حامیان دولت سیزدهم را نمایان کرده است؛ طرحی که به نحوی قصد داشته محدودیتهای زیادی را برای دسترسی به فضای مجازی ایجاد کند. بسته بودن فضای رسانه در دولت آینده اجتنابناپذیر است، مگر اینکه رئیسی به وعدههای خود عمل کند و این اراده را داشته باشد که درمقابل این نوع تفکر ایستادگی کند. در عرصه سیاست خارجی همیشه با دو نگاه در کشور روبهرو بودهایم. نگاه نخست حامی روند تجدیدنظرطلبانه نسبت به جامعه جهانی است و نگاه دیگر خواهان بینش رادیکال است تا اهداف مدنظر تحقق یابد. امروز این باور بهوجود آمده است که ایران باید رویکرد تعاملی با جهان داشته باشد زیرا قواعد بینالمللی را پذیرفته و این رویکرد به خوبی در دولت اصلاحات و دولت اعتدالیون پیگیری شده است. این اتفاق سبب شده برخی جریانهای حامی سید ابراهیم رئیسی این دولتها را سازشکار خوانده و نقدهای جدی به آنها وارد کنند. این احتمال وجود دارد که همین منتقدین به
وزارت خارجه دولت سیزدهم راه یابند اما یک تناقض وجود دارد و آن، این است که سیدابراهیم رئیسی، مقولهای همچون مذاکرات برجام را پذیرفته و این مذاکرات را دنبال میکند. این مذاکرات با تفکرات حامیان رئیسی همخوانی ندارد و باید مشاهده کرد رئیسی چه تدبیری در این خصوص اعمال خواهد کرد.
این تضاد در مدیریت داخلی نیز وجود خواهد داشت؟
ما در دولتهای قبل نیز خیلی در مدیریت داخلی شاهد باز بودن فضا در داخل نبودهایم اما همان وضعیت نیز مورد انتقاد جدی اصولگرایان بوده است. طبیعی است که این فشار نیز بر رئیسی وارد شود تا وزیر کشوری سختگیر انتخاب کند که در مقابل جریانهای غیرخودی با قاطعیت برخورد کند. این تغییر میتواند بر فرهنگ نیز تاثیر جدی بگذارد. یادمان نرود وزارت فرهنگ دولت روحانی به شدت محافظهکار بود و انتقادات نیز به این وزارتخانه بهخاطر عملکری که داشت از دل جامعه بسیار زیاد بود. این احتمال وجود دارد که در این عرصه تیم دولتهای نهم و دهم بار دیگر مدیریت فرهنگ کشور را برعهده گیرند. مشخصا نمیتوان زمان را به گذشته بازگرداند و سیاستهای سختگیرانه بر جامعه اعمال کرد و به همین علت شاید سیاستهای سختگیرانهتر از دولت نهم و دهم نشود. در مجموع باید گفت فضا بهگونهای است که سیدابراهیم رئیسی نمیتواند از تمامی نخبگان در دولت خود بهره جوید. این امر در آموزش عالی ما نیز ممکن است خود را نشان دهد و شاید جایگاهی برای نخبگان از همه طیفها در این عرصه نیز مهیا نشود.