ادامه از صفحه اول/ افغانستان در این زمان با شتابی بیش از تصور اهل حساب و با شیبی ورای انتظارنشستگان درپسپرده حجاب در مسیر «تباهیهستی» خود راهی شده است و برخلاف باور اصحاب سخن، که کمتر آوای فروغلتیدن سهمناک بهمنی چنین سنگین را میشنوند، هستند چشمان نگرانی که میدانند آنچه در حال وقوع است اثری منطقهای دارد و چهبسا، خواسته و ناخواسته مسیر ریلگذاری دیپلماسی جدید را نیز تغییر دهد. بدیهی است پرونده گمشده افغانستان از روی میز، کوتهزمانی نزدیک و در آستانه تغییر چهره سیاسی نظام دیوانی ما؛ یعنی طی چند هفته دیگر محور اساسی تحرک دیپلماتیکی خواهد شد که اگر برای آن اندیشیده نشود، عوارض سنگینی را در پی خواهد داشت. مصالحهای نافرجام، همراه با تعهداتی فاقدضمانت اجریی، نائره جنگ را در جبهههای مختلف شعلهور کرده و بخشها و فرمانداریها یکی پس از دیگری سقوط میکنند و با هر تصرفی بنا و بنیان نظام اداری مستقر در آن ساحه و فرمانداری منفجر میشود. پیام این رویدادها چیست و چگونه است هدف نخست ویرانی دوایر و ادارات دولتی است؟ پاسخ برای ما که تجربه مشابه ویرانی اماکن باستانی و آثار تاریخی از سوی داعش را در غرب ایران
داشتهایم آن بوده که آن زمان خلافت آمده بود تا هویت آدمیان را بزداید و در بستر بیهویتی تاریخ و خود را معنا کند. این نوبت اما در افغانستان، امارت بر آن است قواعد دیوان و دولت را براندازد تا قالب احکام و حدود را برسازد. پس با ویرانی نمادها و اماکن دولت پیام میدهد تمام آنچه هست از اساس بر نمیتابد و نظمی و نظامی دیگر را چاره میداند. این رویکرد در جامعه چندقومی، چندفرهنگی و چندمذهبی افغانستان اساس نزاع بوده و هست و از آنجا که اقوام و فرهنگها و مذاهب در این سرزمین خاستگاهی فرامرزی دارند، دور نیست اثرات این کشاکشهای عنیف اسباب منازعه و تقابلی سخت را در دایرهای به شعاعی بلند، آنگونه که میرعبدالکریم منشی بخارایی دو قرن قبل ترسیم کرده است، در پی آورد: از کشمیر و بدخشان تا بخارا و خوارزم، مرو و مشهد، و سرانجام تهران و مولتان. اثر وضعی این عارضه منطقهای بر بنیان استقرار دوره جدید نظام دیوانی ایران، که با این تحولات پرشتاب و پیچیده در افغانستان مقارن شده، قابلملاحظه خواهد بود. نباید تاریخ را نادیده گرفت، مرور تبعات رویداد تلخ مزارشریف با نخستین سال دولت وقت و تازه ایران در ۱۳۷۷ خورشیدی یک نشانه است که
نباید از نظر افتد. شاید کمی دیر به نظر آید؛ اما ضرورت دارد ترتیبات جدی اندیشیده شود و پیش از آنکه بهمن سهمناک فرو افتد، موانعی برافراشت تا از شدت آن به میزان مقدور کاست. امید خوانده شود.
رئیسی و مشکل برجام
ادامه از صفحه اول/که هدف چیست و چه چیزی را دنبال میکنند؛ امری که در همه زمینهها هم همینطور بوده است. مثلا ایجاد یک میلیون شغل ظرف یکسال آینده درحالی مطرح شده که منابع مالی آن نامشخص است. ایشان متوسل به ایرانیهای خارج از کشور برای ورود سرمایههایشان به ایران شدهاند که در شرایط کنونی امری دشوار به نظر میرسد. بنابراین آقای رئیسی تلاش میکنند تا شش ماه آینده وضعیت اقتصادی ایران را اگر بتوانند با منابع داخلی سروسامان دهند که این هم مشکلات خاص خود را دارد، برای اینکه وضعیت اقتصادی به قدری آسیبدیده که در کوتاهمدت با مدیریت جدید هم سامان نخواهد گرفت. تنها راه نجات این است که برجام به نحوی دومرحلهای تصویب شود که در مرحله اول خروج از غنیسازی بالای 60 درصد و رسیدن به غنیسازی 67/3 درصد است و مرحله دوم تغییر نوع نگاه و رفتار ایران نسبت به منطقه است که البته به گفته آقای رئیسی جای صحبتی ندارد. باید منتطر بمانیم و ببینیم طی ماههای آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. ولی آنچه مسلم است احیای شرایط اقتصادی ایران به هیچوجه با امکانات داخلی میسر نیست. ما باید درهای جهان را به سمت اقتصادمان باز کنیم و این نیازمند یک
امنیت مطلوب در داخل است؛ امری که مستلزم تغییر سیاست ایران است و تا حدودی مشکل به نظر میرسد. درحقیقت باید به این نتیجه برسیم که ادامه سختی معیشت مردم با دخالت در کشورهای منطقه مغایرت دارد و اگر بخواهیم در کشورهای منطقه حضور فعال داشته باشیم، هیچگاه اقتصادمان سامان مطلوبی نخواهد یافت. آمریکاییها به اینکه چه دولتی در ایران سر کار میآید، کاری ندارند و به این نتیجه رسیدهاند که دولتها در ایران در این زمینهها کارهای نیستند و حالا که همه قوا یکدست شده و در دست اصولگرایان قرار گرفته، بهتر است گشایشی به سمت مسائل اقتصادی رخ دهد در غیر اینصورت این دولت هم مثل دولت آقای روحانی در بنبست اقتصادی گرفتار خواهد شد.
رئیسی تغییرات اتوبوسی نیست
ادامه از صفــحه اول/ و نه بر اساس نگاه ایدئولوژیک باید کار انجام دهیم البته من این حرفها را هیچوقت قبول نداشتهام و تصور میکنم برخلاف ادعاهایی که میشود هر جایی اقدامی انجام دادهایم براساس منافع ملی بوده است. رئیسی این موضوع را به صراحت اعلام کرده و گفته است «هر جا که منافع ملی کشور باشد» و در واقع چارچوب اقدامات سیاست خارجی روی منافع ملی است. این نکته خیلی مهم است. در واقع منظور این تعبیر این هم میتواند باشد که در آینده شاهد وضعیت بهتری در مذاکرات خواهیم بود. در واقع وقتی با کشوری قهر یا آشتی، قطع رابطه یا مذاکره میکنیم، براساس منافع ملی کشور است. محور اصلی ما منافع ملی است.