آرمان ملی- حمید شجاعی: ماهها پیش از انتخابات ریاستجمهوری، که هنوز بحث کاندیداهای حاضر و عملکردهای شورای نگهبان مطرح نبود، عدهای از چهرهای اصلاحطلب و برخی نظریهپردازان این جریان همچون محمدرضا تاجیک معتقدند بودند اصلاحطلبان به یک دوره مرخصی و کنارهگیری از قدرت نیاز دارند تا با بازبینی جریان خود و آسیبشناسی درونی، چهرهای جدید، روزآمد و همراه مردم ارائه دهند. ماهها گذشت اما اصلاحطلبان همچنان بهجای بازیابی سرمایه اجتماعی به مسائل دیگر پرداختند و همین مساله از سالهای پایانی دولت روحانی باعث ایجاد گپ و گسستی میان جامعه و اصلاحطلبان شد و نمونههای خود را در انتخابات مجلس نشان داد. بنابراین انتظار میرفت در انتخابات ریاستجمهوری 1400 نیز شاهد تکرار همین رویه باشیم. عدممشارکت بخش مهمی از جامعه در انتخابات و شکست کاندیدای مورد حمایت احزاب و چهرهای اصلاحطلب نشان داد اصلاحطلبان باید برای حضور در قدرت ابتدا فکری به حال از میان بردن شکاف میان خود و جامعه کنند که این امر نیاز به گذشت زمانی حداقل چهار ساله دارد تا باز هم با حمایت مردم بتوانند در انتخاباتهای آینده قدرتمند ظاهر شوند.
آسیبشناسی و تقویت پایگاه اجتماعی
پیش از این نیز به نظر میرسید در انتخابات 1400 اصلاحطلبان به دلایل مختلف و متعدد نتوانند موفقیتی حاصل کنند؛ چراکه نوع نگاه جامعه به مقوله انتخابات مانند گذشته نبود و نیست. اصلاحطلبان نیز از آنجایی که خود را با مردم تعریف میکنند، هرجا که مردم مشارکت حداکثری داشتهاند، آنها نیز پیروز میدان بودهاند اما هرجا مردم نیامدهاند آنها نیز به طور خودکار شکست را پذیرفتهاند. موید این مساله نیز نگاهی به دو انتخابات مجلس پیشین و دو انتخابات ریاستجمهوری است که این مساله را بهطور دقیق مشخص میکند. در انتخابات مجلس دهم همراه با «تَکرار» سیدمحمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات مردم با شورونشاط در انتخابات حاضر شدند و نتیجه نیز این شد که هر 31 کرسی مجلس دهم در تهران از آن اصلاحطلبان شود. اما 4 سال بعد به واسطه برخی نارضایتیها، بیاعتمادیها و ناامیديها همان مردمی که اصلاحطلبان را با آرای میلیونی وارد مجلس کردهاند در انتخابات مجلس یازدهم شرکت نکردهاند تا با رد صلاحیت کاندیداهای اصلاحطلب نامزدهای جریان رقیب کرسیهای پاستور را تسخیر کنند. انتخابات ریاستجمهوری نیز از همین قاعده پیروی کرد. 29 اردیبهشت که جامعه را
شور و نشاط انتخاباتی فرا گرفته بود با مشارکت گسترده مردم حسن روحانی که کاندیدای مورد حمایت اصلاحطلبان بود با چیزی قریب به 24 میلیون رای وارد پاستور شد و کاندیدای جریان مقابل بهرغم رای 16 میلیونی نتوانست موفقیتی حاصل کند. اما 4 سال بعد به واسطه عملکردها، اتفاقات و از همه مهمتر گسست میان جامعه با دولت و اصلاحطلبان شرایطی پدید آمده که بهرغم دعوت بسیاری از بزرگان اصلاحات از مردم برای حضور در پای صندوق رای صرفا آن دسته از مردم در انتخابات مشارکت میکنند که رای کاندیدای رقیب را بالا میبردند. همین مساله نیز باعث شده بهرغم تلاشهای همتی در جلب آرای خاموش و خاکستری موفقیتی حاصل نکند و جمع آرایش بسیار پایینتر از آن چیزی باشد که انتظار میرفت. در نتیجه به نظر میرسد امروز اصلاحطلبان به جای گشتن دنبال مقصر، بهانهگیری و انداختن تقصیر به گردن یکدیگر و دیگران به آسیبشناسی این موضوع بپردازند که چرا مردم بهرغم دعوت اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات دیگر وقعی به آنها ننهادند. لذا بهتر است اصلاحطلبان بهجای حضور در عرصه قدرت چند سالی در نهادهای مدنی و اجتماعی به فعالیت بپردازند تا خود را بازیابی کنند و حداقل
نوع ارتباط خود را با مردم مشخص کنند، به ترمیم و بازیابی سرمایههای اجتماعی خود بپردازند و اعتماد عمومی را زنده کنند. به عبارتی آنها باید زیستن در دورهای جدید با المانها و کارویژههای آن دوره را بپذیرند. چنانکه عباس عبدی، فعال سیاسی اصلاحطلب میگوید: «بهتر است دوستان اصلاحطلب خود را برای یک دوران سخت سیاسی آماده کنند؛ دورانی که باید با نوعی پوستاندازی، هم از جهت نیروی انسانی و تشکیلاتی و هم از جهت رویکردها همراه شود؛ از این سرنوشت گریزی نیست.» شاید بهتر باشد اصلاحطلبان چندی دور از قدرت باشند تا هم به مشکلات درونی خود بپردازند و هم رابطه خود را با بدنه جامعه اصلاح کنند.
عوامل عدماستقبال از همتی
یک فعال سیاسی اصلاحطلب در ارتباط با عدمموفقیت اصلاحطلبان در انتخابات ریاستجمهوری اظهار داشت: یکی مهمترین عوامل در عدماستقبال از آقای همتی و رای به وی سرخوردگی از عملکرد دولت دوم آقای روحانی است. علیمحمد نمازی به «آرمان ملی» گفت: مردم چندین بار در پی سخنان اصلاحطلبان رفتند و از یک کاندیدای غیرشاخص و نیابتی حمایت کردند که آخرین مورد آن حمایت از آقای روحانی بود؛ اما در این چهارسال مردم دائما با مشکلات و مسائل مختلفی مواجه بودهاند. وی افزود: مهمتر از همه سوءاستفاده اصولگرایان از این فرصت بود که همه مشکلات را به گردن جریان حامی آقای روحانی؛ یعنی اصلاحطلبان انداختند. عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی بیان کرد: عامل دیگر این بود که کاندیداهای اصلی اصلاحطلبان همه ردصلاحیت شدهاند و کاندیدایی گمنام و ناآشنا به نام آقای همتی در حداقلیترین شرایط نامزد مورد حمایت عدهای از اصلاحطلبان شد. هر چند جبهه اصلاحات ایران صراحتا اعلام کرد اصلاحطلبان در انتخابات ریاستجمهوری کاندیدایی ندارند. وی عنوان کرد: البته زمینه عدممشارکت نیز از قبل فراهم شده بود و عملکرد دولت و عدمحضور کاندیداهای شاخص نیز باعث
شد عملا شاهد عدمحضور و حمایت مردم از آقایهمتی باشیم و اصلاحطلبانی که فکر میکردند فضا را میشناسند و تصور میکردند با مایه گذاشتن از بزرگانی چون آقایان خاتمی، سیدحسن خمینی و... میتوانند مردم را مثل سابق پای صندوقهای رای بکشانند به نوعی غافلگیر شدند. نمازی تصریح کرد: عامل سوم نیز این است که بین اصلاحطلبان و جامعه شکاف و گسستی وجود دارد که آن هم فاصله افتادن بین تشکیلات اصلاحطلبان و مردم است.
تلاشهایمان را افزایش خواهیم داد
سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در خصوص انتخابات ریاستجمهوری و نتیجه آن، که چندان دور از ذهن نبود اما موردپسند اصلاحطلبان نبود با انتشار شعری در توئیتر نوشت: «ما زنده از آنیم که آرام نگیریم.... موجیم که آسودگی ما عدمماست.» حسین مرعشی در ادامه آورد: «ضمن تبریک به رئیسجمهور منتخب، از امروز تلاشهای خود را برای تجدید سازمان، گسترش حزب و همکاری با همراهانمان در جبهه اصلاحات و از همه مهمتر تقویت رابطه با مردم را افزایش خواهیم داد.»