اقتصاد ایران در شرایطی نیست که نقدینگی مسیر خود را پیدا کند و در مسیر افزایش تولید حرکت و بخش صنعت و خدمات را سیراب کند. برعکس این نقدینگی تمایل شدیدی به فاصلهگرفتن از بخش تولید دارد و بیشتر بهسمت بازارهای سوداگرانه، دلالبازی و سفتهبازی سوق مییابد. در چنین شرایطی، اگر کنترل نقدینگی از دست برود، با افزایش کاذب قیمتها، نرخ تورم رشد میکند و در مواجه با ارزخارجی، ارزش پولملی افت میکند. از سوی دیگر، تقویت ارزش پولملی بهعنوان یک ماموریت اصلی حاکمیت برای بانکمرکزی مطرح است. اما بانکمرکزی در این راه با چه چالشهای مواجه است و اساسا ریشه گره تورمی را باید در کجا جستوجو کرد؟ اگر کشور بهدنبال آن است که ریال را تقویت کند یا در آینده میخواهد اجازه ندهد که بیش از این ارزش پولملی کاهش پیدا کند، یکسری عوامل کلیدی وجود دارد و بهتبع آن یکسری اصلاحات ساختاری و اساسی در اقتصاد ایران که باید شکل بگیرد. در غیر اینصورت، اتفاقاتی که ما شاهد آن هستیم و کاهشی که در نرخ دلار انجام شده نسبتا زودگذر خواهد بود. عوامل کلیدی اما کاملا مشخص است که مهمترین آن تورم اقتصاد ایران است. میانگین تورم اقتصاد ایران در دهه ۹۰ بالغ بر ۲۴ درصد شد و تا زمانیکه ما در اقتصاد ایران تورم بالایی داریم مابهالتفاوت و شکاف تورم داخلی و نرخ ارزخارجی خودش را در تضعیف ارزش ریال نشان میدهد. کسریهای تجاری غیرنفتی و بیانضباطیهای مالی دولت، واردات غیررسمی و قاچاق گسترده به داخل کشور عوامل دیگری هستند که در تضعیف ارزش ریال اثرگذار هستند. بهعبارتی اگر ما بهدنبال آن هستیم که ریال را تقویت کنیم باید تورم را مهار کنیم. همچنین باید کسریهای تجاری غیرنفتی را کاهش دهیم و با قاچاق بهصورت جدی مقابله کنیم. بهعلاوه، بیانضباطیهای مالی دولت و کسری بودجه دولت باید با قاطعیت کنترل شود که همه این عوامل نیاز به اصلاحات اساسی دارند و برای نیل به آن، تغییرات عمیقی باید در اقتصاد شکل بگیرد. کنترل تورم در اقتصاد ایران با شعار و با بحثهای سطحی حل نمیشود و نیاز به اصلاحات اساسی در نظامبانکی کشور دارد و ابتدا ناترازیهای سیستم بانکی باید حل شود. باید با جدیت جلوی خلق پول بیضابطه گرفته شود و در کنار آن، باید بهصورت ریشهایتر، جلوی کسریهای بودجه و دستدرازیهای دولتها به صندوق توسعهملی و منابع بانکمرکزی گرفته شود. اگر بخواهیم کسریهای تجاری غیرنفتی را کاهش دهیم، نیاز به توسعه صادرات غیرنفتی و برنامهمحوری برای توسعه صادرات غیرنفتی و کاهش واردات داریم. همچنین، باید برای مبارزه با قاچاق، برنامهای ویژه و مبتنی بر شفافیت و هوشمندی اجرا کنیم تا جلوی هدررفت منابع ارزی گرفته شود. تقویت ریال منوط به این است که با شعار و یا بحثهای حاشیهای امکان حل آن وجود ندارد. از این منظر، اگر میخواهیم ریال در آینده تقویت شود باید کشور دست به یک تغییرات اساسی بزند و با برنامه و بدون برخورد شعاری و سطحی دست به یکسری جراحی بزند تا مسائل اثرگذار بر کاهش پولملی حل شود. باید تورم مهار شود که خود مهار تورم نیاز به اصلاحات جدی دارد که یکی از آنها، اصلاح سیاستهای پولی است تا ناترازیهای بانکها و نظام بانکی ما دستخوش تغییر و بازنگری شود. اگر کسری بودجه کنترل شود و نظام بهرهوری و تولیدی ما اصلاح شود، هزینههای تولید کاهش مییابد و در نهایت مجموعهای از این عوامل به کنترل تورم میانجامد. بهواسطه کنترل تورم است که ارزش پول ملی تقویت میشود که این امر یک برنامهریزی حداقل چند ساله با یک عزم جدی و با عقلانیت و بهدور از برخورد پوپولیستی را میطلبد.