آرمانملی: اتخاذ سیاستهای کلان نادرست در اقتصاد ایران باعث شد تا نتایج مخربی را در کشور شاهد باشیم.از جمله این نتایج وابستگی کشور به وارداتی است که بلایجان تولید کشورشده و اجازه نفسکشیدن به آن را نمیدهد. هرچند در سالهایی که فروش نفت ایران رونق داشت و ارز زیادی وارد کشور میشد و امکان واردات کالاهای موردنیاز مردم مهیا شده بود، اما این سیاست صرفا برای سالهایی که رشد بنگاههای تولیدی و تامین نیازمندیها امکانپذیر نبود؛ مفید بهشمار میرفت ولی عادتدادن بدنه اقتصاد کشور به واردات طی سالهای بعد از بحرانها نظیر جنگ تحمیلی، باعث شد تا بنگاههای تولیدی که پایههای شکلگیری و پیشرفت اقتصادی کشور هستند در همان سالها و در فشار واردکنندگان کم بیاورند و بسیاری ازدور خارج شوند.
امروز هم این موضوع ادامه دارد و واردات به بلایجان تولید مبدل شده و سود این اقدام ضدتولید به تعطیلی دهها و صدها کارخانه قدمتدار و بنگاههای مولد منجر شده است. امروز بخش بزرگی از مشکلات اقتصادی اعم از ریزش ارزش پول ملی هم بهدلیل کاهش تولید و صادرات و هزینهشدن ارزهای صادراتی در بخش واردات و نابودی تولید است. حسین راغفر، اقتصاددان در اینباره گفت: «درست است که در کشور ما بعداز جنگ تحمیلی جنگی در جبههها نبود، اما جنگ اقتصادی کماکان بر اقتصاد کشور اعمال شد و بعضی زمانها این موضوع شکلهایش فرق کرد یک موقعی مانند همان اوایل جنگ امکان فروش ارز را بیشتر فراهم کردند و این زمینههایی برای رشد واردات در کشور را فراهم کرد و سبب شد تمام بنگاههای کوچک و متوسطی که در طول جنگ در حوزه صنعت شکل گرفته بودند ورشکست و از تولید خارج شوند. این صنایع میتوانستند بنیانهای تولید صنعتی کشور را بعداز جنگ فراهم کنند. بنابراین آزادسازی اقتصاد کشور در افزایش درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت از آن طرف هم فرصتهایی را فراهم کردند برای اینکه واردات در کشور افزایش پیدا کند.» او ادامه داد: «از این نقطه است که شاهد تغییر ایدئولوژی در
جمهوری اسلامی هستیم و این تغییر منجر به این شد که حمایت از محرومان، مستضعفان و عدالت اجتماعی و اتکا به نیروی کار، بهسمت واژههای جدیدی مثل جهانیشدن یا کارآفرین صاحبان سرمایههای مالی و تجاری تغییر بدهد و عملا اتکا اقتصاد کشور بهسمت آنها رفت. سیاستهای آزادسازی اقتصادی، حذف یارانهها و خصوصیسازیها هزینههای بسیاربزرگی بر کشور تحمیل کرد و بحرانی که تا امروز در آن گرفتار آمدیم محصول همین سه دهه سیاست بعد از جنگ تحمیلی است. در این دوره هر زمانیکه دولتها بهلحاظ بیانضباطیهای مالی و بودجهای با کسری بودجه روبهرو بودند به دو اقدام متوسل شدند که یکی افزایش قیمت حاملهای انرژی است که بهشدت تورمزا و آسیبزا برای زندگی و معیشت مردم است ودیگری افزایش نرخ ارز».
کاهش ارزش پول معادل 70 سال!
این اقتصاددان توضیح داد: «از سال 1372 که اولین شـوک ارزی به کشــور وارد شد تاکنون چهار شوک ارزی جدی داشتیم که آخرین آنها از دی 1396 تا دی 1399 ادامه داشت. در طی این سه سال کاهش ارزش پول ملی در کشور معادل هفتاد سال از دوره قاجار تا بحرانهای بزرگی که در آن اشغال کشور توسط متفقین را داشتیم و بحرانهای متعددی را پشتسرگذاشتیم؛ بوده است. در این سه سال افزایش قیمت ارز دستوری و فقط برای تامین کسری بودجه دولت و همینطور جبران بیانضباطی مالی و فساد بزرگی که در نظامبانکی و نظاممالی کشور صورت گرفت، افزایش یافته است.» او اضافه کرد: «خاطرتان باشد در سال 96 شاهد اعتراضهای مردم نسبت به عملکرد صندوقهای اعتباری و بانکهای خصوصی بودیم و این موجب اعتراضهای گستردهای در سراسر کشور شد. اعتراضهایی که موجب هجوم مردم به بانکها، اعتصابهایی در مقابل مجلس، قوهقضائیه، بانکمرکزی، مراکز مختلف مالی و پولی کشور شد.» راغفر ادامه داد: «همین اتفاق موجب شد سران سه قوه در یک نشست و برخواستی 35 هزار میلیارد تومان از اعتبارات بانک مرکزی را در قالب چاپ پول به موسسات مالی بدهند. بهدلیل حجم بالای فساد و منابع مالیای مصرف شد، دولت
مبادرت به افزایش شدید قیمت ارز کرد و این اصلیترین دلیل افزایشهای بیسابقه قیمت ارز بود».
بهانههایی برای خروج ارز
راغفر توضــیح داد: «داراییهای خارجی و ارزی بانکمرکزی بالغ بر 110 میلیارد دلار است و منابع کافی برای تامین منابع لازم در کشور وجود داشت ولی آقایان تمایلی به کنترل تقاضای ارز ندارند چراکه خروج ارز است که ثروتهای بزرگ را رقم میزند. امروز ایران یکی از اصلیترین صادرکنندگان گوشت موردنیاز شیخنشینهای جنوب خلیج فارس آن هم بهصورت قاچاق است درحالیکه خودمان باید گوشت وارد کنیم! چون این واردات گوشت یا نهاده دام و... است که میتواند خروج ارز را امکانپذیر کند.» این اقتصاددان ادامه داد: «بعداز افزایش نرخ ارز در سال 96 و 97 برای اولینبار در تاریخ اقتصادی ایران ما به افغانستان و پاکستان محصولات کشاورزی صادر کردیم؛ بخش عمدهای از این موارد هم قاچاق است. دام صادر میکنیم علتش هم بیارزششدن پولملی است که در اثر افزایش شدید قیمت ارز حاصل شد. فقط در اسفند سال 97، 750 تن پیاز و سیبزمینی صادر کردیم که برندههای این صادرات نه تولیدکننده که از آنهایی بودند که با ارز آزاد این محصولات را آن طرف مرزها میفروختند.» وی گفت: «بالغ بر 11 سال است که یارانه نقدی به مردم پرداخت میشود، همان سالهای اول گفته شد که این یارانه
حداکثر به چهار دهک باید پرداخت شود نه به همه مردم، یعنی 60 درصد کسانی که یارانه گرفتند به ناحق این یارانهها را دریافت و استفاده کردند. منابعی که میتوانست صرف سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی در کشور بشود ولی نشد.» این اقتصاددان تاکید کرد: «امروز همه مردم متوجه شدهاند که پرداخت یارانهنقدی به زیان خود آنهاست. کمااینکه بعداز سال چهارم پرداخت یارانههای نقدی از سال 91 و 92 وقتی از مردم سوال شد حاضرید یارانههایتان قطع شود ولی قیمتها به قبل برگردد، مردم به برگشت قیمتها رای دادند؛ توضیحاتی که درباره پرداخت یارانه صورت میگیرد نشانهای از عوامفریبی است و منطق اقتصادی ندارد».