چرا مردم را امیدوار میکنید به چیزی که میدانید نخواهد شد؟ گاهی وعدههای غیرقانونی میدهند. [میگویند] فلان عمل را انجام میدهیم در حالی که میدانند آن عمل خلاف قانون است؛ یا خلاف قانون اساسی است، یا خلاف قانون عادی است؛ وعدههای اینجوری هم ندهند.» با این حال به نظر میرسد این بیانات مقام معظم رهبری در اصولگرایان تاثیری نداشت و آقایان بازهم از دادن وعدههایی که با توجه به وضعیت اقتصادی کشور، محقق شدنی نیست، فروگذاری نکردند. از جمله مسائل دیگری که به کرات در مناظرات مطرح شد بحث زنان بود. در وضعیتی که پس از انقلاب تاکنون تنها برای یک بار، یک زن توانسته است بر مسند وزارت بنشیند حال تشکیل کابینه با حضور چند زن جزو وعدههایی بود که هرچند از سوی اصولگرایان هم به آن اشاره شد اما به طور روشنتر دو کاندیدای اصلاحطلب آن را مطرح کردند. با اینکه در انتخابات گذشته هم این وعده توسط حسن روحانی داده شد اما روحانی نتوانست یا نگذاشتند که به این وعدهاش عمل کند. به همین منظور، برای تحلیل کلی مناظرات و اینکه اساسا چرا وعدههای پوپولیستی که امکان محقق شدن آنان کم است، از سوی برخی نامزدها مطرح میشود و وضعیت زنان در صورت
روی کار آمدن دولت اصولگرا ««آرمان ملی» با پروانه مافی عضو فراکسیون امید مجلس دهم به گفتوگو پرداخته که در ادامه میخوانید.
مجموع مناظرههـــا را چگونه ارزیابی میکنید؟ سه مناظره برگزار شد کــه به اذعان بسیاری از افراد جامعه ضعیف بود و نتوانست کمی به شناخت مردم در انتخابات باشد یعنی صحنه جدال بود تا ارائه برنامه کاندیداها.
نظرم این است که در مجموع شاهد مناظرهها بسیار ضعیفی بودیم. به این علت که طراحی و برنامه ریزی قوی نداشت و متاسفانه برای مردم هم چندان جذابیتی نداشت. مناظرهها معمولا در انتخابات ریاست جمهوری بسیار پر مخاطب است ولی در این دوره این مهم صدق نمیکند، به خصوص در مناظره اول و دوم که بسیاری از افراد همان ابتدای مناظره به ما میگفتند که ما از پای گیرندههایمان بلند شدیم و تماشا کردن برنامه را ادامه ندادهایم. معمولا مناظره باید دو به دو باشد به آن معنا که دو نفر باهم باید درباره مسائل کارشناسانه، برنامهها، طرحها، ایدهها یا برای آنچه مشکل است، هر طرف برنامه خود را بگوید و سپس یک مقابله و نقد کارشناسی شود و آنگاه مردم میتوانند نامزد مورد نظر خود را انتخاب کنند و ببینند کدام طرف ایده بهتر و راهکار منطقیتری برای حل مسأله ارائه میدهد ولی مناظرات به این شکل نبود و بیشتر شاهد تکرار مکررات و حرفهای جاری که همگان میدانستند، بودیم یا اینکه نامزدها به رقیب خود یا حتی دولت حمله میکردند. با ان تفاسیر این روشها، آنی نبود که مردم منتظرش بودند و جذابیتی را بخواهد به مناظرات بدهد که در نهایت مردم بتوانند با دیدن این
مناظرات به انتخاب خودشان برسند.
تجــربیات گـــذشته و بـهطور مـــشخصتر منــاظرات انتخاباتی در سال 96 به ما نشان داده است کـــه آخــرین مـــناظره از اهمیت فراوانی برخوردار است، چــرا که میتواند تاثیر چشمگیری در میزان مشارکت مردم در انــتخابات و به خصوص جذب آرای خاکستری داشته باشد. حـال به باور شما این مناظره چه میزان در مشارکت تاثیرگذار بود؟
مناظره آخر نسبت به دو مناظره اول کمی بهتر و مقداری جذابیتش بیشتر بود ولی نه به آن صورت که بتواند تاثیر شگرفی را روی رای دهندگان بگذارد. در مجموع نسبت به مناظره اول و و دوم بهتر بود و تا اندازهای توانست یک موجی را در بین مردم برای اینکه آماده شوند که به پای صندوقهای رای بیایند، ایجاد کند ولی این موج کند و ضعیف بود.
وضعیت تایید صلاحیتهای کاندیداها به شکلی است که چندان کاندیدای قدری در صحنه انتخابات حضور ندارد. به نظر شما سطح کاندیداها با جایگاه مهم ریاست جمهوری تناسب دارد؟
بهطور کلی طراحی سوالات، طراحی قوی و مناسبی نبود. در نتیجه بسیاری از سوالاتی که مطرح میشد، کاندیداها هم مجبور بودند به سوالات مطرح شده پاسخ دهند. ولی در عین حال قدرت و خلاقیتی را هم در کاندیداها نظارهگر نبودم که بتوانند از منظر سوال به گونهای به سمت بهترین و خلاقانهترین پاسخها مسیر را هدایت کنند. به همین جهت انگیزه زیادی برای مردم ایجاد نشد، چراکه وقتی سطح سوالات پایین باشد، نامزدها هم نمیتوانند آن پاسخی که مورد انتظار مردم است را به سوالات بدهند. به این دلیل که سطح سوالات خرد است و کلان نیست و در عین حال سطح خود کاندیداها هم بالا نیست، نتوانستند از خلاقیت و استفاده کنند و مسیر سوالات را کلانتر و عمیقتر مدیریت کنند و پاسخگو باشند.
در مناظرهها و برنامههای انتخاباتی شاهد وعدههای اقتصادی عجیب و تا حدی پوپولیستی از سوی برخی کاندیداها بودیم. این وعدهها به شکلی بود که صدای کارشناسان و حتی خود کاندیداها را هم در آورد. اساسا چرا وقتی امکان تحقق این وعدهها با وجود شرایط اقتصادی و تحریمها وجود ندارد، اما باز هم مطرح میشود؟
متاسفانه همانطور که در پرسشتان اشاره کردید همین موضوع مطرح است. وعدههای بسیار عجیب و غریبی در پرداخت یارانه، پرداختهای مالی، حمایتی و در ساخت مسکن مطرح میشد که با محاسبات دقیق اقتصادی، هیچکدام جور در نمیآمد و پر واضح بود که امکان محقق شدن این وعدهها وجود ندارد. در نتیجه این امر نشان میداد که مطرح شدنش اهدافی جز اهداف کاملا تبلیغاتی و انتخاباتی ندارد و به همین منظور هم عموم مردم چندان این وعدهها را باور نکردند و جدی نگرفتند.
از سوی دیگــر بـــرخی صحبتها همچون پیامکهای مربوط به حجاب و وعده داشتن وزیر زن در کابینه از سوی نامزدها مطرح شد در صـــورتی کــه هم خود نامزد و هم مخاطبان میدانند که این وعدهها از اختیار رئیس جمهوری خارج است. چرا با این وجود این وعده داده میشود؟
بله دقیقا همین طور است. این مسائل بیشتر جنبه انتخاباتی و جذب آرای مردم را دارد. البته اگر رئیس جمهور، شخص قدرتمندی باشد میتواند این وعدهها را هم عملی کند و نمیتوان مطلق گفت که توانایی عملی کردن این قبیل از کارهای بزرگ را ندارد. البته باید بگویم که از یک سو من خوشحال بودم، چراکه تا کنون این اصلاحطلبان بودند که در خصوص وزیر زن، حقوق زنان در مدیریت یا حق 30 درصدی آنان در بخشهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی سخن میگفتند اما در این مناظرهها ما دیدیم که تمام نامزدهای اصولگرا هم بر این موضوع تکیه داشتند و میتوانیم بگوییم که جای خرسندی است که این ایدهها برای اصولگرایان هم به عنوان مسئله مطرح شده است و انشاءا... میخواهند برایش برنامه داشته باشند. به باور من همین که بتوانیم فکر و ایده درستی را در بخش دیگر جامعه که به آن شاید کمتر اعتقاد داشته باشند نهادینه کنیم، میتواند یک پیروزی بزرگی برای ما باشد.
تاکنون اصلاحطلبان همیشه دغدغه زنان را داشتهاند و از آن سو اصولگرایان چندان به مطالبات و حقوق زنان اعتنایی نمیکردند. حال این نگرانی وجود دارد که با روی کار آمدن اصولگرایان و تندروها وضعیت زنان در جامعه و به خصوص در سپهر سیاسی کشور چه میشود؟
مطالبه گری زنان باید همچنان وجود داشته باشد و تعطیل نشود. تا زمانی که مطالبهگری، حق خواهی و پیگیری حقوق همه زنان و بانوان در کشور وجود داشته باشد، مطمئنا به مطالباتشان هم در هر دولتی دست خواهند یافت. اگرچه در بعضی دولتها پیگیری این مهم سهلتر و در بعضی دولتها دشوارتر است اما معتقدم که باید این مطالبهگری باشد تا زنان بتوانند به حقوقشان دست پیدا کنند.
اگر بخواهیم مناظرات امسال و مناظرات انتخابات در سال 96 را مقایسه کنیم، این مناظرات در چه سطحی است و چه تاثیری داشته است؟
دو تفاوت عمده وجود داشت یکی در طراحی سوالات و برنامه ریزی که صدا و سیما و کمیته تبلیغات مقصر هستند که به اعتقاد من سطحش نسبت به سال 96 ضعیفتر بود. تفاوت دوم میشود به خود نامزدها که نسبت به کاندیداهای انتخابات سال 96 به نظرم ضعیفتر ظاهر شدند.
موضوع مناظره آخر دغدغه مردم بود، به نظر شما چقدر در این مناظره به دغدغههای مردم پرداخته شد؟
یکسری سوالات مطرح شد که نشان میداد بعضا مشکلات مردم را مد نظر قرار دادهاند، ولی چون پاسخها تقریبا کلیشهای بود، مردم هم چندان پاسخ لازم را دریافت نکردند.
عملکرد کلی آقایان مهرعلیزاده و همتی را در مناظرات چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر میرسد آقای همتی در مناظره سوم بهتر از مناظرههای قبلی ظاهر شد و بر اساس نظرسنجیها ایشان توانست تا اندازهای مخاطبین خود را راضی نگه دارد.
در هـــفته آخــر انتخابات هستیم و تصمیم جبهه اصلاحات همان است که از همان ابـــتدا اعلام کردند. با این حال آیا ممکن است در ایــن روزهــای پایانی جبهه اصلاحات در تصمیمش تجدید نظر کند و از یکی از کاندیداهای موسوم به این جناح حمایت کند؟
روز دوشنبه جبهه اصلاحطلبان درباره این موضوع بحث و گفت وگو خواهند داشت و نتیجه را اعلام میکنند. البته که هر حرکت خوب و مناسبی که در مناظرات از سوی این دو کاندیدا دیدهایم، میتواند یک تاثیر عمیق و جدی بر روند تصمیمگیری داشته باشد. بیشتر بستگی به نتیجه جلسه دارد که چه تصمیمی گرفته شود، پس از آن هم باید منتظر تصمیم دو کاندیدا بعد از تصمیم جبهه اصلاحات باشیم. ما پیروزی را نباید فقط در تعداد آرا و شمارش بدانیم، اگر ایده، اندیشه و برنامههای اصلاحطلبان مورد تایید دوستان اصولگرا قرار بگیرد و همانطور که در مناظرهها میبینید به خوبی از همان برنامهها و اهداف دفاع کنند، در حقیقت اصلاحطلبان کار اساسی خود را کردند و توانستند این تاثیرگذاری عمیق و بنیادین را در برنامههای کاندیداهای اصولگرا هم داشته باشند که خود این یک پیروزی بزرگی است که اتفاق افتاده است. این نکته هم قابل ذکر است که با تایید مهرعلیزاده و همتی تنور انتخابات ۱۴۰۰ داغ شده و فعالیتها و مناظرات و صحبتهایی که در بخشهای مختلف داشتند، با مشارکت مردم و روزنامهها و رسانهها یک مقدار فضا از آن سردی خارج شده و دلخوری، بی انگیزگی و سردی که بابت رد
صلاحیت کاندیداهای جبهه اصلاحات ایران به وجود آمده بود تقریبا میتوان گفت که نسبت به گذشته بهتر شده است. امید داریم که هر کدام از این کاندیداها اگر رای آوردند به وعدههایی که دادند، عمل کنند. همانطور که میگویند باید به وعدهها عمل کرد و صحبت از صداقت، درستی و راستی میزنند، نسبت به قولهای خود در حوزههای مختلف سیاسی، زنان، فرهنگی و جوانان باید عملکرد مناسبی نسبت به وعدههایی که میدهند، داشته باشند.