آنچه از فضای مجازی بر میآید از قول رئیس دولت اصلاحات دیدم که ایشان هم به حضور مردم در انتخابات تاکید کردهاند و گفته است مردم باید برای حفظ این امانت الهی که انقلاب است در سیزدهمین انتخابات ریاست جمهوری شرکت بکنند، بقیه بزرگان هم نظرشان همین است که نباید ملت ایران با انتخابات قهر بکنند، قهر به هیچ وجه در این شرایط جایز نیست و این خواست دشمن است که مردم به انتخابات پشت بکنند زیرا وقتی حضور مردم کمرنگ شد خواه نا خواه نظام در ذهنیت مردم کم اهمیت میشود، در جامعه ما هم مانند همه دنیا اهداف، سلائق، گروهها و جناحهای فکری سیاسی متفاوتی حضور دارند، افکار سیاسی قوی که میتوانند در مورد مشکلات کشور موثر عمل کنند، یا گروههای ضعیفتر، نمیتوانند که همه یکدست باشند و اینطور که در جامعه جا افتاده جناح چپ و جناح راست سبب ایجاد دو قطبی است و عدم حضور هر طرف سبب میشود که آقایان رنجش خاطر پیدا کنند که به صلاح جامعه نیست، چه اصلاحطلب چه اصولگرا باید در همه صحنهها حضور موثر داشته باشند. هرکسی در جایگاه خودش باید دعوت کننده دیگران به حضور در انتخابات باشد، رجال سیاسی که موقعیت بالای سیاسی دارند حرفشان خریدار دارد و می توانند خیلی موثر باشند، شخصیتهای علمی چه در حوزههای علمیه چه در دانشگاهها وظیفه دارند مردم را به حضور پر شور دعوت کنند. در مجموع هرکس در حد و توان خودش این وظیفه را به گردن دارد حتی در یک خانواده کسی که از بینش و آگاهی بیشتری نسبت به سایرین برخوردار است، میتواند سایر اعضای خانواده را که دلسرد از شرکت در انتخابات هستند را تشویق کند «کلکمْ راعٍ، وَ کلکمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیتِهِ» یعنی «هر کدام از شما مسئول هستید و درباره افرادی که به سخن شما گوش میدهند بازخواست خواهید شد» هر کسی در جایگاه و موقعیت اجتماعی خود میتواند اثرگذار باشد و در نهایت کیفیت مهمتر از کمیت است. اما در این شرایط کنونی لازم می بینم صحبتهای وزیر اطلاعات دولت آقای احمدینژاد را در مورد رد صلاحیت مرحوم هاشمی رفسنجانی نقد کنم و بگویم که واقعا مایه تاسف است که کسی بعد این همه سال که از ماجرا میگذرد و آقای هاشمی به رحمت الهی پیوسته است این حرفها را پشت سر ایشان بگوید، همه مردم از کوچک تا بزرگ میدانند شخصیت آقایرفسنجانی در نظام جمهوری اسلامی استثنایی بود، در زمان حیات حضرت امام که خودمان در مجلس بودیم بعد از حرف امام(ره) حرف آقای هاشمی حرف اول بود و حتی در تعریف مقام معظم رهبری هم ایشان را جزو تاثیرگذارترین افراد قلمداد میکنند. برای همه واضح است که اگر ایشان در انتخابات سال 92 وارد می شدند بالغ بر 40 میلیون رای می آوردند، من از قول یکی از حقوقدان های سابق شورای محترم نگهبان میگویم که در آن زمان وزیر اطلاعات دولت دهم در شورای نگهبان حضور یافته بود و اصرار داشت که مرحوم هاشمی رد صلاحیت شوند و گفته بوده طبق اطلاعاتی که ما از کف خیابان به دست آوردهایم ایشان در صورت تایید صلاحیت با اکثریت آرا مردمی انتخاب خواهند شد. به عقیده من در مرتبه اول رد صلاحیت فردی با آن حجم از خدمات مثل مرحوم هاشمی از سوی هر نهادی کار ناپسند به حساب میآید اما در نهایت با بخل و کینهای که برخی داشتند توانستند رسالت خود را انجام بدهند و به شخصیت ایشان این توهین را بکنند ولی همین باعث شد که محبوبیت ایشان نزد مردم به مراتب بالاتر رود و اوج بگیرد همانطور که وقتی در خبرگان نامزد شدند رای اول را در تهران و کشور آوردند و این نشان از محبوبیت ایشان داشت حال وقتی کسی چون وزیر اطلاعات دولت دهم آنهم در این موقعیت نزدیک انتخابات چنین مسألهای را مطرح میکند و بعد هم صحبتهای وی توسط سخنگوی شورای نگهبان تکذیب می شود، انتظار دارید مردم نسبت به اصل انتخابات دلگرم و خوشبین شوند؟ همین حرفها تاثیر منفی در جامعه میگذارد، چرا آقایان مواظب حرف زدنشان نیستند و سخنانی را بر لب جاری می کنند که کل مردم را نسبت به فداکاران و خدمتگزاران واقعی نظام بیتفاوت کنند؟ اصلا چه زمانی برای طرح این گونه مسائل است؟ درست وقتی در آستانه انتخابات به این مهمی هستیم؟ مرحوم هاشمی رفسنجانی جایگاه والا و بالایی در نظام جمهوری اسلامی دارد و تعابیری که امام و مقام معظم رهبری در مورد ایشان به کار بردهاند در مورد احدی بکار نبردهاند که نشان از مقام ایشان دارد و افرادی که میخواهند با استفاده از نام ایشان به هدفی برسند قطعا در این کار موفق نخواهند بود و امور برایشان برعکس میشود.