علاوهبر اینکه طرح مالیات بر عایدی سرمایه عجولانه به تصویب رسیده و نظرات بدنه کارشناسی کشور در آن ملاحظه نشده، زیرساختهای مورد نیاز برای اجرای این طرح و قانون از جمله بانک اطلاعاتی از افراد وجود ندارد. نبود این زیرساختها باعث میشود، این قانون مردم عادی را تحتفشار بگذارد و تغییری در جریان دلالی در اقتصاد کشور ایجاد نمیکند. در زمینه تصویب طرح مالیات بر عایدی سرمایه و آثار این تصمیم مجلس با دو بحث مواجه هستیم؛ اول اینکه آیا این طرح به درستی اجرا میشود. موضوع دوم این است که آیا اجرای این طرح مصوب مجلس، ما را به شعارها و اهداف تعریف شده میرساند؟ هدف از تصویب و اجرای طرح مالیات بر عایدی سرمایه این است که ثروت و دارایی وارد چرخه مفید تولید و ایجاد اشتغال شود و جلوی انحراف آن به سمت دلالی گرفته شود. بزرگترین نقطه ضعف این طرح مجلس این است که هیچ تفاوتی برای اقشار مختلف قائل نشده است، این طرح بیش از آنکه نقطه مطلوب را هدف گرفته باشد، یک طرح نمایشی است و کمکی به توقف یا تضعیف جریان دلالی نمیکند. دلالان حرفهای و کسانی که از این مسیر صاحب ثروت شدهاند به راحتی میتوانند این قوانین و مقررات مالیاتی را دور بزنند و همچنان در این فضای اقتصادی کشور به ثروتاندوزی خود ادامه دهند. در این بین مردمی که به دلیل مدیریتهای ناصحیح عدهای، ناچارند پسانداز خود را هر چند اندک به داراییهایی مانند خودرو، ارز و ... تبدیل کنند تا جلوی آبرفتن سرمایههای خود را بگیرند، متحمل پرداخت مالیاتهای سنگین شده و این طرح مجلس مردم عادی را گرفتار میکند. این طرح مجلس باعث میشود مردم عادی که مختصر احتیاطی برای حفظ دارایی خود دارند، آن را هم از دست بدهند. این تصمیم مجلس قشر هدف را که عمدتا دلالان حرفهای در نظام اقتصادی کشور هستند، مخاطب خود قرار نمیدهد. قاعدتا باید مردم پساندازهای خود را در قالب سپرده وارد شبکه بانکی کنند اما از آنجایی که نرخ تورم بسیار بالاتر از نرخ سود بانکی بوده، طبیعی است که مردم پسانداز خود را وارد بورس و بانک نکنند. بنابراین ناچارند در کشوری که آینده اقتصادی آن شفاف نیست، برای تامین آینده فرزندان خود پساندازهایشان را وارد حوزههایی کنند که تورم کمترین آسیب را به آن میزند. بنابراین یکی از راههای حفظ دارایی این است که هر چه پسانداز دارند تبدیل به ملک، طلا، ارز و... کنند. طرح مالیات بر عایدی مسکن فقط مردم عادی را مجازات میکند و تاثیری در تغییر جریان دلالی درکشور ندارد. این طرح مجلس نمیتواند جریان سوداگری را کنترل کند. واقعیت این است که به دلیل مدیریتهای اشتباه دراقتصاد مردم ناچار شدند به سمت سرمایهگذاری در این بازارهای غیرمولد حرکت کنند تا بتوانند قدرت خرید و سرمایه خود را حفظکنند. اما بعید میدانم نمایندگان مجلس در مدت زمان کوتاهی به این نتیجه برسند که این طرح نیاز به اصلاح دارد؛ مگر اینکه تبعات منفی خود را به سرعت نشان دهد، آن هم به شرطی که مجلس بپذیرد باید از این طرحهای شعاری خود خارج شود و با پذیرش اشتباه خود، نسبت به اصلاح آن اقدام کند. موضوع دیگر اینکه در این سیستم ناکارآمد اداری، مجلس وظایف جدیدی را به ساختارهای اداری و اجرایی دولت وارد آورده که این روند باعث افزایش ناکارآمدی درنظام مدیریت حاکم میشود. برخی از داراییها به راحتی قابلرصد نیستند و خرید و فروش آنها ثبت نمیشود؛ بنابراین بعید میدانم دراین نوع معاملات مانند خرید ارز و.... بتوان تسلطی داشت؛ چرا که عمدتا قابل رصد نیستند. از سوی دیگر این مبادلات در بازار رایج انجام نمیشود. در این راستا دولت توانی ندارد که بخواهد از این معاملات و تعدد آنها مالیات دریافت کند. بنابراین شرط اصلی اجرای مالیات بر عایدی مسکن بحث شناسایی افراد است؛ شناسایی افرادی که ثروت قابلتوجهی را وارد جریان دلالی و اقتصاد غیرمولد کردهاند که این اقدام بسیار سخت است و تاکنون نتوانستهاند بانک اطلاعاتی از این افراد داشته باشند. در مجموع معتقدم این اقدام مجلس برای تصویب عجولانه مالیات بر عایدی سرمایه نمایشی و مختص ایام انتخابات بوده است.