در روزهای گذشته کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری مباحثی را درخصوص تامین مسکن اقشار جامعه مطرح کردند که عمدتا توضیح واضحاتی مبنی بر نیاز به احداث یک میلیون مسکن بود، اما باید ببینیم در مقام اجرا چه اتفاقی میافتد. دولتهای قبل هم برای حوزه مسکن برنامه داشتند اما عمده تجربیاتشان با شکست مواجه شده است. در حال حاضر بنگاههای تولیدی مسکن به یک ناامیدی رسیدهاند و در حال ترک این بازار هستند. اینکه برخی کاندیداهای محترم اعلام میکنند قرار است یک میلیون واحد را بسازند اعداد درشت و دهن پرکنی است اما سوال این است که با کدام مکانیزم و زیرساخت میخواهند این کاررا انجام دهند؛ آن هم در وضعیتی که فضای کسب و کار برای فعالان بخش مسکن کاملا پرمخاطره شده است. برای ساخت یک میلیون واحد مسکونی، ابتدا باید قدرت اقتصادی مردم را افزایش دهیم تا بتوانند به صورت نقدی یا اقساطی واحد مدنظر خود را خریداری کنند. میگویند فضا را برای بخش خصوصی فراهم میکنیم تا مسکن تولید کند. بر فرض که بسازند، خریدارش چه کسی است؟ مردمی که با این سطح پایین درآمدی از عهده حداقلهای زندگی خود برنمیآیند آیا توان و حتی فرصت فکر کردن به خرید مسکن را دارند؟ فقط هزینه آهنآلات برای احداث یک واحد مسکونی به متری یک میلیون تومان رسیده است و یک میلیون تومان هم به نهادها، دستگاهها و ارگانهای مرتبط با حوزه مسکن میرسد که تماما نگاه درآمدی به این حوزه دارند. مجلس هم با قوانین دست و پاگیر، شرایط را دوچندان سخت کرده است. به طور متوسط در کشور حدود سه میلیون تومان هزینه زمین و ساخت میشود و سود را هم که در نظر نگیریم، تا واحد تکمیل شود هزینه پنج تا شش میلیون تومان روی دست سازنده میگذارد. کدام یک از اقشار پایین و حتی متوسط توان پرداخت چنین مبالغی را برای خرید مسکن دارند؟ اغلب کاندیداهای فعلی از ساخت سالانه یک میلیون مسکن سخن گفتهاند که جزو بدیهیات است، اما برنامههایی که ارائه میدهند باید کاملا علمی، عملیاتی و اجرایی باشد. طی ۴۲ سال بعد از انقلاب اسلامی، طرحهای توسعه در دولتهای مختلف برای حوزه مسکن برنامهریزی شده و ماحصل تمام این گفتمانها چهره شلختهای است که در شهرها میبینیم. ما نه در شهرسازی موفق بودیم و نه در تولید مسکن. مصداق بارز این است که عمده جوانان ما از حداقل حق خود که داشتن سرپناه مناسب طبق قانون اساسی است محرومند. در بحث اشتغال هم دچار مشکل هستند. حاشیهنشینی دارد شهرهای ما را میبلعد. شهرها به مکاهایی غیراستاندارد تبدیل شده و از نظر شکل و ظاهر، نشانهای از فرهنگ ایرانی ـ اسلامی ندارند. طی ۲۴ سال گذشته طرحهایی برای بخش مسکن ارائه شد که از هر دو نظر کمی و کیفی ناموفق بودند. در ۱۲ سال اخیر هم ادغام دو حوزه مسکن و راه تحت عنوان وزارت راه و شهرسازی، منجر به غلبه طرحهای حمل و نقل بر طرحهای بخش مسکن شده و کام مردم از این ادغام شیرین نشده است. تجربه طرح شکست خورده مسکن مهر هم پیش روی ما است. درســت است که حدود ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار خانوار صاحب مسکن شدند اما ۱۴ سال طول کشید و هنوز تکمیل نشده است. این ضعف انسجام و برنامهریزی را در پروژه مسکن مهر نشان میدهد. ساخت یک میلیون واحد مسکونی در سال احتیاج به یک وزارتخانه مستقل، مدیران مستقل، بدنه کارشناسی متخصص و اجرای قوی دارد. فعالان خط تولید مسکن در بدترین شرایط جنگ اقتصادی، پرچمدار تولید این کشور هستند. دولت آینده باید به صورت واقعی سیاستهای تشویقی برای بخش خصوصی فراهم کند. اینکه در صحبتهای انتخاباتی از خانهدار کردن مسکن صحبت می شود بهنظرم مردم گوششان از این حرفها پر شده است.