در ۱۴ سال گذشته ۷۴ میلیارد متر مکعب بیشتر از چیزی که باید از سفرههای آب زیرزمینی برداشت می کردیم آب بیرون کشیدیم، یعنی ۷۴ میلیارد متر مکعب تراز منفی ایجاد کردیم و این هیچ سنخیتی با میزان سفره های آب زیر زمینی ما ندارد، به بهانه تولید بیشتر در بخش کشاورزی این کار را کردیم اما کشاورزی ما یکی از هدر دهنده ترین بخشها نه فقط در کشور ما بلکه در دنیاست یعنی ما نتوانستیم در این حوزه خوب عمل کنیم. آخرین آماری که شرکت مدیریت منابع آب ایران منتشر کرد تا اول خرداد ماه ۱۴۰۰، میزان بارندگی هایی که اتفاق افتاده ۳۶ درصد کمتر از میانگین ۵۲ ساله بود که بدترین وضعیت را حوضه آبخیز بخش شرقی دارد که در تقسیم بندی وزارت نیرو به آن مرز شرقی میگویند و بهترین وضعیت را حوضه آبریز دریاچه ارومیه دارد که میزان ریزش های آسمانی آن فقط هفت درصد کمتر از میانگین بلند مدت است، اما در حوضه شرقی ۵۵ درصد میزان ریزش های آسمانی کمتر از میانگین بلند مدت بود که بدترین وضعیت کشور اکنون در آن منطقه است که استان سیستان و بلوچستان در این حوضه قرار می گیرد. وضعیت حوضهای که بیشتر کلانشهرهای کشور مانند تهران، کرج، اصفهان، قم و قزوین در آن واقع شدهاند، شبیه میانگین کشوری است یعنی منفی ۳۶ درصد با کمبود بارندگی در آن حوضه روبهرو هستیم، بالاترین میزان بارندگی که اتفاق افتاده در شهرستان انزلی است که ۶۶۰ میلیمتر بوده و کمترین میزان بارندگی در بندرعباس با ۲۲ میلیمتر گزارش شده است. البته سال های به مراتب وخیم تر از امسال را هم تجربه کردیم و توانستیم جان سالم به در ببریم اکنون هم این امکان وجود دارد، با توجه به اینکه همه نیاز آب شرب کشور حدود هشت میلیارد متر مکعب است این میزان تقریبا یعنی همان هشت درصد آب قابل استحصال کشور، بنابراین اگر مدیریت درستی وجود داشته باشد قاعدتا نباید مشکلی به نام کمبود آب شرب داشته باشیم، فقط کافی است برخی اقدامات موثر انجام شود مثلا به کشاورزان اعلام شود که کشت دوم نداشته باشند، کشت های پرمصرف متوقف شود و اگر چیزی حدود ۳۰ درصد از حقابه بخش کشاورزی کم شود بقیه بخش های کشور می توانند به راحتی این دوره را پشت سر بگذارند. مثلا در زمستان خاموشیها بود چون می گفتند مجبوریم مازوت مصرف کنیم اما به خاطر آلودگی مصرف نمی کنیم پس خاموشی داریم، اکنون می گویند سدها آب ندارند در نتیجه نمی توانند نیروی برقابی تولید کنند در حالی که سدها کلا ۱۰ تا ۱۲ درصد برق کشور را تامین می کردند و مهمتر از همه اینکه چرا نرفتیم به سمت استحصال انرژی های خورشیدی و بادی که در چنین شرایطی با مشکل روبهرو نباشیم در حالی که از برنامه ۵ ساله چهارم دولت موظف بود سالانه ۵ هزار مگاوات برق تولید کند که اگر عملی می شد الان می توانستیم ۱۵ هزار مگاوات برق از طریق انرژی خورشیدی و بادی داشته باشیم. این یک پارادوکس جدی در کشور است که ۳۰۰ روز آفتابی داریم اما چرا باید فقط از نیروگاه های حرارتی برق تولید کنیم و چرا نمی رویم سراغ مزیت اصلی کشور که انرژی خورشیدی و بادی است. چرا همچنان ۳۰ درصد آب در شبکههای لوله کشی شهری باید هدر رود؟ چرا این لولهها مرمت نمیشود، چرا سالانه بیش از ۳۰ میلیارد متر مکعب آب در قالب پساب یا آب خاکستری ( آب ماشین ظرفشویی، شست و شوی میوه ) از دست می رود که علاوه بر آن کیفیت منابع زیرزمینی و آبهای سطحی ما را آلوده می کند، اگر واقعا با کمبود آب روبهرو هستیم چرا همچنان بالاترین میزان ضایعات بخش کشاورزی در ایران است که ۳۰ درصد است یعنی ۶ برابر استاندارد جهانی، با این هدررفت یعنی ۲۶ میلیارد متر مکعب از آبی که به بخش کشاورزی اختصاص می دهیم از بین می رود که در این میان نداشتن سردخانه به اندازه کافی، کمبود سیلو، روش های نادرست بشته بندی و حمل و نقل صحیح هم نقش دارند و این یعنی اینکه نیمی از ظرفیت سدهای کشور هدر می رود. اینکه گفته شده کشور از هشت سال پیش وارد یک دوره خشکسالی ۳۰ ساله شد درست نیست، اول می گفتند که کشور وارد دوره خشکسالی ۳۰ ساله شده اما ما دو سال ترسالی داشتیم یا در حوضه آبخیز دریاچه ارومیه سه سال ترسالی داشتیم، کلا در کشوری مانند ایران که در مناطق خشک قراردارد دوره های خشکسالی یا ترسالی قابل پیش بینی نیست.