یک تحلیلگر بینالملل درخصوص رویکرد دولت آینده و تاثیر آن در نتیجه نوع تعامل ایران با نظام بینالملل گفت: مدیریت سیاست خارجی ایران در سطح کلان اتخاذ میشود و به همین دلیل با تغییر دولت، سیاست کلی خارجی، امنیت ملی یا برنامهریزیهای کلان هیچ تغییر و تحولی پیدا نخواهد کرد. درواقع تصمیمگیریها درخصوص نگاه کشور به جهان بر پایه یک اصول ثابت طراحی و پیشبینی میشود که در این صورت نقش افراد، گروهها یا جناحها در تغییر یا انتخاب آنها کمرنگ و بسیار ناچیز است. اعتماد آنلاین نوشت، مهدی ذاکریان اظهار کرد: یعنی آنچه افراد و گروهها در ایران ایفا میکنند نقشآفرینی در روش و سلیقه است و اینطور نیست که بتوانند در اصول و مبانی سیاستگذاری خارجی تغییری ایجاد کنند. بنابراین از آغاز انقلاب اسلامی تا امروز در نوع نگاه کشور نسبت به مسائلی همچون فلسطین، آمریکا، مسائل منطقه، اروپا و حقوق بشر تغییری رخ نداده است. وی افزود: پس باید بپذیریم که رویکرد ما در قبال منطقه، روابط با همسایهها، روابط با جهان اسلام، نوع نگاه به اتحادیه اروپا و حقوق بشر و همچنین نوع فعالیت در مسائل هستهای با تغییر دولتها حفظ خواهد شد. البته آن چیزی که رسیدن به اصول و مبانی را تسریع میکند روشها، دیپلماسیها و سیاستهایی است که با جابهجایی دولتها ممکن است دچار نزول یا صعود شود، چون سلیقههاست که کارآیی و کارآمدی خودش را نشان میدهد. این کارشناس سیاست خارجی بیان کرد: همه روشها در این ۴۰ سال تجربه و آزمایش شده است. باید ببینیم کدام فعالیت، در کدام دورهها به نغع کشور بوده و در نتیجه مردم در آرامش و آسایش بیشتری زندگی کردهاند؛ یعنی مطلوب بودن یا نبودن روشها و سلیقهها را در تاثیرشان بر زندگی مردم میتوان سنجید. به عنوان مثال مردم ایران بهطور ملموسی تجربه کردهاند که رفتارها و تصمیمگیریهای رادیکال و تندرویها نتوانسته است باعث حضور موثر بینالمللی ایران در دنیا شود و شرایط مردم را مطلوب کند. بهطوری که در یک دوره هشتساله ایران نفت را به جای ۲۰ دلار با نرخ ۱۵۰ دلار میفروخت و انبوهی از پول به خزانه عمومی واریز شد. اما در آن برهه فشارها برای دستیابی اهداف ایران در مجامع بینالمللی زیاد بود؛ چون سلیقه حاکم دولت وقت نهتنها دستیابی به سیاستها را تسریع نمیکرد؛ بلکه موانع متعددی در مسیر آن قرار میداد. مثلا طرح مباحث غیرضرروی مانند انکار هولوکاست و جهانِ بدونآمریکا که سببساز تنش و مشکل برای دستیابی به اصول سیاست خارجی ایران میشد. ذاکریان عنوان کرد: اما قبل از آن در دوره آقای خاتمی به میان آمدند. در این زمان مساله همکاری، بحث تنشزدایی و البته گفتوگوی تمدنها و... موجب شد دستیابی به اصول سیاست خارجی آسانتر و سادهتر شود؛ آن هم در حالی که هم در هشت سال دولتداری اصلاحطلبان و هم در هشت سال دولتمهرورز، اصول سیاستورزی ثابت بوده است؛ یعنی حمایت از آرمان فلسطین، مبارزه جدی با سلطه ایالات متحده آمریکا و تلاش برای غنیسازی بوده و با جابهجایی دولت در سال ۸۴ هیچ تغییری پیدا نکرده و فقط شیوهها فرق کرده است. حالا در پاسخ به این پرسش که کدام یک برای کشور بهره بیشتری داشته باید بگویم مردم در تمام دورههای انتخابات با مشارکت حداکثری نشان داده و میدهند که با انتخاب خوشان گزینه مطلوب و مناسب را برمیگزینند.