بستن
کد خبر: ۱۰۱۴۹۴۵

یغمای کودکی در سطل‌های زباله

یغمای کودکی در سطل‌های زباله
آرمان ملی- منیره چگینی: شاید برای بسیاری از مردم که روزانه از کنار بسیاری از زباله‌گردان عبور می‌کنند، جالب باشد که بدانند آنها در تجارت روزانه 20 میلیون تومان مافیای زباله شرکت می‌کنند و آنچه که نصیب‌شان می‌شود پولی در حد یک شام است. طی چند سال اخیر مسئولان شهری فقط در ارتباط با رشد مافیای زباله‌گردی هشدار یا شعار داده‌اند، اما اقدام خاصی در این رابطه صورت نگرفته و پول میلیاردی جمع آوری زباله در جیب مافیای زباله می‌رود.

این موضوع را روز گذشته رئیس پلیس اسبق تهران و عضو شورای شهر تایید می‌کند و آن‌طور که مرتضی طلایی گفته است: «تنها در یک منطقه تهران با تولید ۱۵ درصد زباله خشک، روزانه ۳۰۰ میلیون تومان پول بین مافیای زباله جابه‌جا می‌شود و اگر این را به ۲۲ منطقه تهران تعمیم دهید، بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد تومان گردش مالی پسماند خشک در شهر تهران است.» او همچنین معتقد است که «۳۰ درصد از سرانه زباله در جهان زباله خشک است و اگر برای این زباله‌ها که امروز بچه‌ها تا نیم تنه داخل مخزن‌شان می‌روند و زباله خشک را جدا می‌کنند، مدیریت اعمال می‌کردیم تا تولید پسماند خشک از مبدا به چرخه بازیافت وارد شود، اکنون وضع این نبود.متاسفانه روزانه ۲۰ میلیارد تومان مابه التفاوت یا به عبارت دقیق‌تر رانتی است که در مافیای زباله بین افراد دست به دست می‌شود.» سوال این است، چرا این مسأله حل نمی‌شود؟ طلایی در پاسخش به سوال می‌گوید: «باندهای هفت سری در این مجموعه وجود دارد، اگر یک عضو شجاع داشتیم که زیر میز می‌زد و این بساط را به هم می‌زد، وضع اینگونه نبود.» این درحالی است که طبق پژوهشی اجتماعی با نام «یغمای کودکی» که در سال 98 انجام شد، مشخص گردید ٥٧ درصد زباله‌گردها نوعی از مواد مخدر را استفاده می‌کنند، ٨٩ درصد مهاجران غیرقانونی و تنها ١١درصد به صورت قانونی مشغول به کارند. ٧٣ درصد به هنگام کار زخمی و ٧٣ درصد خشونت را تجربه کرده‌اند که بیشترین خشونت را بخش بازیافت با ٦٩ درصد اعمال کرده، 3.54 درصد از آنها بی‌سوادند و 7.3 درصد سواد قرآنی دارند. این آمار بسیار زمانی ناگوارتر می‌شود که به خاطر بیاوریم، بخش قابل توجهی از این آمار را کودکان تشکیل می‌دهند. متاسفانه پدیده زباله‌گردی، آسیب‌های جدی فراوانی به جامعه تحمیل می‌کند که قطعا نیاز به بررسی و توجه ویژه‌ای دارد. سال گذشته بود که شهرداری در پی شیوع کرونا اعلام کرد که به‌کارگیری کودکان در مراکز بازیافت خلاف قانون است، اما هر روز بر تعداد این کودکان (برخلاف مصوبه شهرداری) افزوده شد. همچنین براساس قانون کار، به طورکلی به کار گرفتن افراد زیر ۱۵ سال ممنوع است و در مشاغل سخت این ممنوعیت شامل افراد زیر ۱۸ سال می‌شود، اما وجود این کودکان زباله‌گرد، از آسیب‌ها و مسائل پنهان جامعه ما نیست و همه ما آنها را کم ندیده‌ایم که کیسه‌ای بر کول دارند و گاهی با همراهی هم‌سن و سالان خود و گاهی با بزرگ‌ترها به زباله گردی مشغول هستند. حتما دیده‌اید که گاهی کودکان 7-8 ساله هم در میان آنها به چشم می‌خورند اما به قول یکی از مسئولان شهرداری تهران قد و قامت آنها معمولا باید به گونه‌ای باشد که بتوانند داخل مخازن زباله را بگردند. ضمن اینکه در پژوهش «یغمای کودکی» نیز اشاره شده است که زباله‌گرد‌های ۱۵ تا ۱۷ ساله، حدود ۳۰ درصد از این کودکان را تشکیل می‌دهند و آمار کودکان ۱۱ تا ۱۲ ساله نیز ۲۳ درصد است.
طلای کثیفی که هیچوقت ندیدم
یکی از مسائلی که برای حذف این پدیده زیان‌بار اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد، مساله تفکیک زباله در مبدا است که در کنار آن می‌تواند دست تفکیک نه در مبدا و نه در مقصد درست طراحی نشده و همین عامل ایجاد پدیده زباله‌گردی شده است. این پروسه در کنار آسیب‌های اجتماعی برای مدیریت شهری نه تنها سودی ندارد که هزینه‌بر است. هزینه جمع‌آوری، نگهداری، تفکیک و... که به پیمانکاران داده می‌شود تا آن را انجام دهند. متاسفانه شهرداری به صورت یک مساله مفید اقتصادی و سرمایه‌گذاری ارزشمند به زباله نگاه نمی‌کند. در این حوزه کم‌کاری و بی‌توجهی‌های زیادی صورت گرفته و می‌گیرد. اواسط دهه 70 شهرداری تهران وام ٧٠هزار دلاری بلاعوض از بانک جهانی گرفت و به وسیله آن با شرکت بی‌سی برلین قراردادی در حوزه مدیریت پسماند بست. براساس مطالعات این شرکت و ارتباط مدیران و کارشناسان شهرداری‌ها درنهایت طرحی ارائه کرد که شامل ٢٣٠پروژه مبنی بر رفت و روب، نظافت، جمع‌آوری، دفن و بازیافت می‌شد. براساس همین طرح در ابتدای دهه 80 قانون پسماند تصویب شد. در این قانون مساله مهمی که مطرح بود، تفکیک از مبدا و مشارکت مردمی بود که بسیاری از هزینه‌های شهرداری را کاهش می‌داد ولی متاسفانه از آن سال تاکنون این شیوه اجرایی نشد. در سال ٩٦ نود هزار مخزن زباله در تهران وجود داشت که شهرداری به دنبال افزایش آنها تا ١٥٠ هزار مخزن بود. این درحالی است که در طرح شرکت بی‌سی برلین اصلا مخزنی در کار نبوده و دریافت زباله از مبدا به صورت شبانه، اصل و مطرح بود.
تیغ دو لبه زباله در ایران
باید توجه کرد که هزینه نگهداری، ساخت، ترمیم، تعمیر، نظافت و سم‌پاشی این مخازن، که به صورت دوره‌ای صورت می‌گیرد، باری است که بر دوش شهرداری‌هاست که این مساله، خودش مبدایی برای پیدایش زباله‌گردی است. در واقع کشورهای توسعه یافته بیش از 80 درصد زباله‌ها را بازیافت می‌کنند که این رقم در ایران کمتر از 10درصد است که با توجه به آمار بالای تولید زباله در کشورما ٨٠٠ گرم، در مقایسه با سرانه جهان ٣٠٠ گرم یعنی تولید سالانه ٢٥میلیون تن زباله. 90 درصد این ٢٥میلیون تن دفن و سوزانده می‌شود که تیشه‌ای به ریشه محیط زیست است. بررسی این آمار و ارقام نشان می‌دهد چنانچه شهرداری با دقت نظر و تغییر نگاه خود به زباله به عنوان پدیده‌ای سودآور و سرمایه‌ای ارزشمند با برنامه‌ریزی، آموزش، مدیریت کارآمد و اجرای طرح مسکوت مانده شرکت بی‌سی برلین، می‌تواند با عملی کردن تفکیک زباله در مبدا و جلب مشارکت مردم علاوه بر سودآوری و تامین درآمد بالا، رقم بازیافت زباله را در کشور از کمتر از 10 درصد به رقم بسیار بالاتری رسانده و قطعا میزان گردش مالی و سودآوری این پدیده را افزایش دهد همچنین هزینه‌های خدمات پسماند را از دوش مردم برداشته و از همه مهم‌تر سبب حذف پدیده زیان‌بار زباله‌گردی و مافیای ناشی از آن شود. آیا این همه منافع و نتایج سودآور، ارزش توجه و دقت نظر بیشتر مدیران شهرداری و سیاستگذاران را ندارد؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی