جامعه شاد قطعا خانواده شاد میپروراند و بالعکس، وقتی خانوادهها عبوس و پرتنش باشند، جامعه نیز شاد نخواهد بود؛ چراکه این خانواده است که زیر بنای جامعه را تشکیل میدهد و طبیعتا وقتی خشم و ناامیدی در دل خانوادهها شکل بگیرد، سطح خشونت در جامعه نیز بالاتر میرود. وقتی ویروس خشم در یک خانواده ظاهر میشود، این ویروس به جامعه سرایت میکند، اساسا زمانی که خشونت در میان بخش زیادی از خانوادهها نهادینه میشود، طبیعتا شاهد بروز خشونت در سطح جامعه خواهیم بود. البته میزان بروز خشونت در خانوادهها عمدتا در سطح خُرد قرار دارد و وقتی این خشونت به جامعه میرسد، در سطح کلان رخ مینمایاند. طی چند وقت اخیر پروندههای زیادی از قتلهای خانوادگی به دلیل همین موارد تشکیل شده و قتل بابک خرمدین نیز یکی از فجیع ترین انواع قتلهای خانوادگی در ایران است. نحوه قتل این سینماگر میتواند نشانهای بر گستردهتر میزان بروز خشونتهای خانوادگی در سطح جامعه باشد. اما برای اینکه بررسی کنیم این میزان دقیقا چقدر رشد کرده است، نیاز به ارائه آمار دقیقی از سوی نهادهای مربوطه داریم، ولی متاسفانه کشورمان در حوزه آسیبهای اجتماعی با فقدان آمارهای دقیق مواجه است. متاسفانه وجود آمارهای دقیق مربوط به آسیبهای اجتماعی در کشور پنهان میشود، مثلا در سالهای اخیر شاهده آن بودهایم که نهادهای متولی حوزه اعتیاد، هرکدام یک آمار درباره تعداد معتادان متجاهر یا تعداد مصرف کنندگان مواد مخدر در کشورمان ارائه کردهاند و در بسیاری از موارد این آمارها در تناقض با یکدیگر قرار داشته است؛ از قضا، همین تناقضها گاهی منجر به بروز اختلافات زیادی در میان نهادهای متولی از جمله پلیس، بهزیستی، شهرداریها و ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز شده است، اما هنوز هم کسی به فکر سامان بخشیدن به آمارهای مربوط به حوزه اعتیاد نیست. در کشور ما یک مرکز جامع که بتواند به صورت مستقل از تمام نهادها، به ارائه آمارهای مربوط به آسیب های اجتماعی بپردازد، وجود ندارد. در این شرایط نیز راهکاری نداریم جز اینکه چنین نهاد مستقلی را تشکیل دهیم که رسالت آن فقط جمع آوری اطلاعات حوزه آسیبهای اجتماعی باشد. براساس آمارهای تهیه شده توسط نهادهای زیرمجموعه سازمان ملل، ایران جزو 15 کشور غمگین دنیاست و قطعا همین همیزان از نهادینه شدن غم در جامعه ما میتواند به بروز خشم نیز دامن بزند؛ کاهش میزان شادی در سطح جامعه نیز بیشتر ناشی از انتشار خبرهای منفی در رسانههاست. البته باید توجه داشت خود رسانهها در این زمینه نقشی ندارند و این حاکمیت است که باید با اقدامات موثر به تولید خبرهای شاد و دلگرم کننده بپردازد. صرف نظر از آمارهای جهانی، وقتی به آمارهای رسمی برخی مصادیق بروز خشونت توجه میکنیم، شاهد رشد آنها در سالهای گذشته هسیتم؛ به طور مثال مطابق آمار رسمی پزشکی قانونی، میزان مراجعه به مراکز پزشکی قانونی در سطح کشور در سال 99 نسبت به سال 98 رشدی 1.8 درصدی را نشان میدهد و این رقم نسبت به سال 95 با افزایش محسوس 7 درصدی مواجه شده است. در بیشتر نزاعهای خیابانی، مردم هیچ برنامه قبلی برای درگیر شدن با یکدیگر ندارند، اما چون موج عصبیتهای فروخفته در جامعه بالاست، این عصبیتها منتظر محملی برای بروز هستند؛ در واقع، چون آستانه تحمل آحاد جامعه بر اثر افزایش میزان خشم در سطح اجتماع کاهش یافته است، بسیاری از افراد با کوچکترین بهانهای به یکدیگر میپرند و در این میان حتی در موارد حاد شاهد بروز قتلهای خیابانی بدون برنامه ریزی قبلی هستیم که صرفا بر اثر خشم آنی افراد اتفاق میافتد.