امروزه کامپیوتر بدون نیاز به تخصص این کار را انجام میدهد. نمیدانم ظرف بیست روز میتوان به آنچه که اعضای شورای نگهبان نسبت به افراد پاکدست و مسلمانی که گناه انجام نمیدهند، دیگران هم برسند؟ آیا سیاستهای کلی باید به محدود کردن یک جریان تعریف و تفسیر شود. کشورهای توسعهیافته چگونه توسعه پیدا کردهاند؟ مگر توسعه یک کشور به معادن آن است، مگر به ثروت آن است؟ معادن و دیگر ثروتها زمانی میتوانند در زندگی مردم تاثیرگذار باشند که توسط افراد متخصص و کارآمد با برنامهریزی علمی و دادههایی که کشورهای توسعهیافته از این طریق به توسعهیافتگی رسیدند، به آن دست یافت؟ ایراد اساسی انتخابات ایران به اینکه اکثر روسای جمهور بعد از پایان دورههای ریاستجمهوری به حاشیه رانده میشوند و حتی بعضا با عناوینی مثل بیبصیرت و فتنهانگیز و دیگر عناوینی از این دست آیا میتواند نشانگر این باشد که برنامه دولتهایی که در همین بیست روزه با تبلیغات خود توانستند آرای مردم را بگیرند، درست بوده است یا غلط؟ در کدام کشور، مدیریت و تجربه و تخصص مدیران سابق را کنار میگذارند و از تخصص و مدیریتشان استفاده نمیکنند؟ اگر شاهد مثال از غرب بیاوریم
متهم به دوستی با غرب میشویم اما سیاست و توسعهیافتگی غرب و شرق نمیشناسد. رفاه مردم از هر مسیری که محقق شود، باید دنبال آن بود. متاسفانه این شیوه انتخاب کاندیداهای اصلح و فرصت اندکی که برای شناسایی این افراد در اختیار مردم میگذاریم خروجی آن در نهایت این خواهد بود که کاندیداهایی که امروز از هفتخوانی گذشتهاند که در نهایت توانستهاند نظر شورای نگهبان را جلب کنند و دولت بعد از انتخاب شدن تشکیل دهند، سرانجامی بهتر از روسای جمهور سابق و به حاشیه رانده شده، نخواهند داشت. سیاستهای کلی ابلاغی رهبری تنها محدود به مدرک و سن و مدیریت چهارساله و نداشتن سابقهای که بهزعم شورای نگهبان در جمع فتنهانگیزان قرار میگیرد باید فرصت کافی برای مردم هم باقی بگذارد تا بتوانند فردی را انتخاب کنند که در این بیست روزه ظاهرالصلاح نباشند بلکه واقعیت این است که در جوامع امروزی نیاز هست که برنامه کاندیداها در معرض افکار عمومی قرار بگیرند. بتوانند در رقابتی تنگاتنگ در مدتی طولای برنامههای خود را در معرض افکار عمومی قرار دهند. همین آمریکا حداقل یک سال طول میکشد تا کاندیداهای خود را مهیای توزین در روز رایگیری بنمایند. اول باید
در حزب خود رقبای حزبی را قانع کنند و نگاه طرفداران حزب را نیز به این مهم جلب کنند که برنامه ایشان از دیگر افراد بهتر است، بعد از آنکه حزب در نهایت کاندیدای اصلح خود را در انتخابات درون حزبی معرفی نمود، چندین ماه طول میکشد که دو کاندیدای معرفی شده از ناحیه دو حزب قدرتمند ایالت به ایالت برنامههای خود را در معرض افکار عمومی قرار دهند. در این صورت هم حزب مسئول تضمین انجام برنامههای کاندیدای حزبی است و هم فرد معرفی شده از ناحیه حزب در مقابل مردم و حزب مسئول است و چهار سال بعد رایدهندگان با یک پرسش و یا یک تحسین در مقابل رئیسجمهور منتخب قرار میگیرند. اگر برنامهها را درست پیش برده باشد برای دوره بعدی به او رای میدهند وگرنه مانند انتخابات اخیر آمریکا، دونالد ترامپ را به گفته یکی از مسئولان به زبالهدان تاریخ پرت میکنند. واقعیت این است در این مدت کم نمیتوان کاندیدای اصلح را از بین تعداد معدودی که شورای نگهبان معرفی میکند، انتخاب نمود. در 12 دوره گذشته، هر تعداد افرادی که شرکت کردهاند، شورای نگهبان برنامه خود را پیش برد و زیر 10 نفر را درنهایت به مردم معرفی کرد. در دوره گذشته 1600 نفر شرکت کردند و از
بین آنها، کمتر از 10 نفر معرفی شدند. امسال هم 595 نفر شرکت کردند، با مصوبه شورای نگهبان 450 نفر از آنها به گفته آقای کدخدایی بدون بررسی پرونده آنها به بایگانی سپرده شد. تنها 40 نفر باقی ماندند و از این 40 نفر، زیر 10 نفر یعنی به عدد دورقمی نمیرسد، معرفی خواهند شد.31 استان در کشور داریم کاندیداها در این بیست روزه چگونه تقسیم کنند که حداقل به مراکز استانها یک سر بزنند تا برنامه خود را که تا روز احراز صلاحیت مجاز نیستند در اختیار عموم بگذارند حداقل در یک روز سفر به استان بتوانند به صورت شفاهی برای مردم بخوانند. شورای نگهبان که چهار سال ناظر بر حرکت و اعمال افرادی که احتمالا در معرض کاندیداتوری قرار میگیرند، با آن همه ابزار و امکانات مثل هیاتهای دائمی نظارت، هیاتهای اجرائی بالقوه و بالفعل دائمی، تنها چند نفررا میتواند، احراز صلاحیت کند. اما منِ رایدهنده، چگونه میتوانم ظرف بیست روز فردی را انتخاب کنم که بعد از چهار سال آن فرد متهم به بیبصیرتی، فتنهگر یا سایرعناوین نشود و من رایدهنده هم در گناهی که کاندیدای برنده انتخابات ظرف چهار سال مرتکب میشود، شریک نباشم؟ قانون انتخابات ایران شاید برای شورای
نگهبان ابزاری باشد که فرد صالح را بتوانند انتخاب کند اما برای رایدهندگان طریقه و روشی نیست که بتوانند فردی را انتخاب کنند که بعد از چهار سال متهم به انواع اتهاماتی که نسبت به روسایجمهور سابق داشتهایم، از بیبصیرت و فتنه و غربزده گرفته تا بیتدبیر نشوند. کاش همین یک دغدغه را میداشتند که چرا اجازه نمیدهد در یک فرصت مستوفی مردم بتوانند فردی را انتخاب کنند که در آینده به جمع روسایجمهور سابق، نپیوندند.