آرمان ملی- حمید شجاعی: هرچه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نزدیک میشویم جریانات سیاسی نیز تحرکات و جمع بندیهای خود را پیرامون چگونگی حضور در انتخابات و حمایت از کاندیداهای مورد نظر خود انجام میدهند. این در حالی است که گویا جریانات سیاسی تاکنون نگرش چندانی به بحث لزوم اقناع افکار عمومی برای مشارکت در انتخابات نداشتهاند. به ویژه اصلاحطلبان که همواره خود را با مردم تعریف میکنند بیشتر باید نگران حضور مردم در انتخابات باشند، چراکه به اذعان قاطبه فعالان سیاسی در صورت مشارکتی بودن انتخابات است که اصلاحطلبان موفقیتی کسب خواهند کرد، اما در صورت عدم مشارکت این کاندیدای جریان مقابل است که با رای حداقلی وارد پاستور میشود. برای بررسی شرایط انتخابات پیش رو، نوع نگرش جریانهای سیاسی و احتمال پیروزی اصلاحطلبان«آرمان ملی» با غلامعلی دهقان سخنگوی حزب اعتدال و توسعه و فعال سیاسی به گفت و گو پرداخته است که میخوانید.
با توجه به شرایط فعلی در عرصه سیاسی ایران و فــضای حـــاکم بــر انــتخابات و تحولات پیرامون آن آرایش نیروهای سیاسی در انتخابات را چگونه میبینید؟
هنوز آرایش نهایی انتخابات مشخص نشده است اما آنچه که تحلیلگران مطرح میکنند صرفا حدسیات است. قرائن و شواهد نشان میدهد که این انتخابات هم مانند دیگر انتخاباتهای ریاست جمهوری دوازدهگانه میتواند شاهد رقابت دیگری باشد. به خصوص که پس از انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری از دوم خرداد 76 به بعد ما شاهد رقابت بودهایم. به جز 1380 که رقابت آنچنانی شکل نگرفت ولی در دیگر موارد هر چهار سال شاهد رقابتی میان شخصیتها و گفتمانها بودهایم. به نظر میرسد استخوان بندی یا اسکلت بندی کاندیداهای نهایی مشخص است و قرائن و شواهد نشان میدهد میتوانیم شاهد رقابتی در مرحله آخر منتهی به انتخابات باشیم. یا اگر انتخابات به مرحله دوم کشیده شود همانند 3 تیر 1384 باز هم شاهد رقابت و دو قطبی بودیم اما همه سخن بر سر این است که این دو قطبی میتواند چگونه دو قطبی باشد. به نظر میرسد همچنان در میان سیاستمداران ما نسبت به ارتباط با غرب و جهان اختلاف سلیقههایی وجود دارد. یک جریان به دنبال آرمانگرایی محض است که بسیار هم مطلوب است اما واقعیتهای جهان معاصر و روابط بینالملل را هم باید در نظر گرفت و خیلی نمیتوان در این زمینه بلندپروازی
کرد. برای مثال محمود احمدینژاد در دولت نهم از همان آغاز گوش فلک را کر کرد و برخی اظهارات وی در سازمان ملل باعث شد که شش قطعنامه سنگین علیه ایران صادر شود که همچنان گرفتار تبعات آن قطعنامهها هستیم هرچند که دولت روحانی تلاش کرد و موفق هم شد که ایران را از ماده 41 فصل هفتم منشور ملل متحد خارج کند ولی بالاخره با آمدن ترامپ کشور دوباره دچار مشکلات مضاعفی شد. از طرفی جریان دیگر بر این عقیده است که با دیدن واقعیتهای صحنه جهانی باید بازی را ادامه داد که نهایتا بازی برد- برد باشد. آرمانها را باید با واقعیتها دید و به تعبیری ضمن احترام به رشد نظامیگری کشور که لازم است و به خوبی هم کشور در این زمینه رشد کرده است نباید راه مذاکره و دیپلماسی را هم بست. لذا به نظر میرسد یکی از این دو قطبیها حول این شکاف شکل بگیرد و شکاف فرهنگی که یک جریان معتقد به انقباض و جریان دیگر معتقد به انبساط فرهنگی است که در انتخاباتهای قبلی هم به شکل دیگری بوده است. نوع نگاه به توسعه سیاسی یا گشایش سیاسی برای احزاب میتواند شکافهای فرعی دیگری باشد که در این انتخابات خود را نشان میدهد. به نظر میرسد از آنجا که از 3 تیر 1384 بین دو
جریان اعتدالگرا و اصلاحات جریانی شکل گرفت که آغاز آن در حمایت از مرحوم آیتا... اکبر هاشمی رفسنجانی بود، در سال 92 با کنارهگیری نجیبانه دکتر عارف به پختگی رسید و در سال 96 نمود آن در دفاع اسحاق جهانگیری از حسن روحانی بود میتواند پیشبینی کرد که در نهایت انتخابات دو قطبی خواهد شد. در سال 92 یک اصلاحطلب از مواضع خود کوتاه آمد و به نفع یک اعتدالگرا کنار رفت و ممکن است این بار بر اساس نظرسنجیها شرایط بر عکس شود. هر چند هنوز پیش بینی سخت است، اما چارهای جز اتحاد نیست.
دو قطبی انتخاباتی که فرمودید چگونه و میان چه افراد و جریاناتی شکل خواهد گرفت؟
واقعیت این است که در شرایط سیاسی امروز 3 طیف سیاسی داریم. طیف بر اندازان که مرکز ثقل آن در خارج کشور است و بر موج نارضایتیهای داخلی سوار میشوند. طیف دیگر اصولگرایان مدعی انقلابی گری است که بخشی توانستند به مجلس یازدهم بروند و در این انتخابات نیز از کاندیداهای شاخصی برخوردارند و با توجه به فضای سرد حاکم بر انتخابات مجلس پیش بینی میشد که برنده انتخابات ریاست جمهوری هم باشند. جریان دیگری که میتوان آن را طیف میانه نامید طیفی است که دارای اضلاع سهگانه اصلاحطلبان، اعتدالیون و اصولگرایان معتدل است. این سه ضلع در انتخابات 92، 94 و 96 با هم متحد بودند و در قضیه برجام علی لاریجانی به عنوان رئیس مجلس، حسن روحانی رئیس جمهور و اصلاحطلبانی که نماینده بودند از برجام دفاع کردند. به نظر میرسد گزینههای اصلاحطلبان که میتوانند 2 یا 3 نفر باشند در نهایت میتوانند در کنار گزینه تک اصولگرایان معتدل در کنار هم قرار بگیرند. البته مدلی که پیشنهاد میشود مدل نظرسنجی است که در هفته منتهی به انتخابات هرکدام آرای بیشتری داشتند بقیه به نفع او کنار بروند. در حقیقت رقابت میان یک گزینه از طیف میانه که میتواند اصولگرای معتدل
یا اصلاحطلب باشد با یک گزینه از اصولگرایان انقلابی و ارزشمدار است.
بـــا تــوجه به شرایط جامعه و برخی نارضایتی موجود اصلاحطلبان و اعتدالیون چه میزان از شانس موفقیت برخوردارند و در این راستا باید چه اقداماتی صورت بگیرد؟
طبق آخرین نظرسنجیهای معتبر فعلا آنهایی که قصد جدی برای مشارکت در انتخابات دارند حدود 43 درصد هستتند که با فرض 60 میلیون واجد شرایط چیزی نزدیک به25 میلیون میشود. میتوان حدس زد که با گرم شدن مناظرات تلویزیونی در سه هفته آخر و همچنین مشخص شدن کاندیداها نسبت شرکتکنندگان تا 50 درصد هم برسد یعنی چیزی نزدیک 30 میلیون نفر از واجدین شرایط. به نظر میرسد با این فرض که قطعا آقای رئیسی تایید صلاحیت خواهد شد و با توجه به رای خوبی که در انتخابات گذشته داشت بخت اول و بهتر را آقای رئیسی دارد. اما فراموش نکنیم که آن انتخابات دو قطبی بود و تمام دو قطب آمدند. بنابراین اگر انتخابات گرم نشود قرار نیست که رای آقای رئیسی همان رای انتخابات قبلی باشد. نکته دیگر اینکه دیگر اصولگرایانی که شرکت کردند میخواهند تا آخر بمانند یا خیر که این هم در شکل گیری آرای آقای رئیسی تاثیرگذار است، بنابراین اگر انتخابات را با همین 30 میلیون هم در نظر بگیریم بازهم اصلاحطلبان و اصولگرایان معتدل شانس دارند و اگر ده درصد هم به شرکتکنندگان در انتخابات اضافه شود میتوان بخت طیف میانه را بالا دانست و نباید نا امید بود. به نظر من برای اینکه امید به
پیروزی همچنان وجود داشته باشد کاندیداهای سه ضلع طیف میانه نباید یکدیگر را تخریب کنند و حامیان آنها باید توجه داشته باشند که چه بسا مصلحت آن باشد که از کاندیدای ضلع دیگر حمایت کنند. البته واقعیت این است که مردم نشان دادهاند که قابل پیشبینی نیستند. همانطور که در انتخابات ریاست جمهوری هفتم بخش قابل توجهی از تحلیلگران آقای ناطق نوری را برنده پیشاپیش انتخابات میدانستند اما در هفته آخر موج شکل گرفته سبب شد تا سید محمد خاتمی پیروز شود. لذا میتوان اینگونه گفت که هر هشت سال میتوانیم شاهد پدیدههای انتخاباتی باشیم و نتیجه از قبل مشخص نیست.