آرمان ملی - مطهره شفیعی: چراغ اتاق تخریب دلواپسان اصولگرا دیگر خاموشی ندارد؛ چرا که فرصت برای تخریب کاندیداهای اصلاحطلب با توجه به تعداد ثبتنامکنندگان اصلاحطلب برای انتخابات 1400 بیش از تصور آنها بوده، بنابراین شبانهروز مشغول برنامهریزی برای سیاهنمایی درباره این افراد هستند و باز هم ناتوان در اثربخش کردن این پروژهای تخریبی! فکری که به ذهن این دلواپسان اصولگرا برای حل مشکل کمبود وقت رسیده، اینگونه بوده که دو کاندیدا را در یک پروژه تخریب کنند تا بهزعم خود هم به سیاهنمایی پرداختهاند و هم میان کاندیداها اختلافافکنی کردهاند؛ اما غافل هستند آنچه در ذهن دارند حتی در دهه 70 و فضای سیاسی آن دوره هم تاثیر نداشته، چه برسد به سال 1400 که شرایط سیاسی سبب افزایش آگاهی جامعه شده و بهراحتی پذیرای هر ادعایی نیستند.
هراس از همراهی یاران هاشمی
یکی از دغدغههای انتخاباتی اصولگرایان دلواپس میزان اقبال جامعه به محسن هاشمی و اسحاق جهانگیری است. هر دو شخصیت دارای رای خوبی در جامعه هستند؛ چنانکه محسن هاشمی بیشترین رای را در انتخابات شورای شهر کسب کرد و از سویی ادامهدهنده مسیر اعتدال و آگاهی آیتا... هاشمی است که جامعه در این مقطع بیش از هر زمان به آن نیاز دارد. هدف او کرسی قدرت نیست چنانکه میگوید: «به شخصه ترجیح میدهم چهرهای مقبول وکارآمد، در صحنه انتخابات حضور پیدا کند و ما به او کمک کنیم.» محسن هاشمی در طول حضور در مسئولیتهای مختلف از سیاسیکاری پرهیز کرده و تنها رسیدن به نتیجه مطلوب برای سازندگی کشور برایش دارای اهمیت بوده است. مانند پدر نسبتی با قهر ندارد و میگوید: «ما به مشارکت فعال در انتخابات یعنی حضور جدی برای پیروزی معتقد هستیم و تنها راه بهبود شرایط کشور را صندوقهای رأی میدانیم.» یکی از ویژگیهای هاشمی تصمیمگیری بر اساس شرایط است و به همین دلیل بود که هرگاه از او درباره تصمیمش برای حضور در انتخابات ریاستجمهوری سوال میشد به جملاتی مانند «هنوز تصمیم نگرفتم» یا «امیدوارم گول نخورم که کاندیدا شوم» بسنده کرد که پس از درخواستهای
زیادی که از او شد، در نهایت برای ثبتنام به وزارت کشور رفت. این حضور اذهان را به انتخابات ریاستجمهوری 92 هدایت کرد؛ انتخاباتی که آیتا... هاشمی میلی برای حضور در آن نداشت؛ اما زمانی که با درخواستهای زیاد مردم مواجه شد، ثبتنام و تنها هدفش را تحقق خواست مردم عنوان کرد، به نحوی که تا آخر هم بر عهدی که با مردم بسته بود، باقی ماند. ردصلاحیت هاشمی در انتخابات 92 تلخ بود اما رویکرد هاشمی به این موضوع در اذهان ماند. فاطمه هاشمی چنین روایت کرده بود که «آقای روحانی و آقای علی لاریجانی یکی شب و دیگری صبح برای بابا پیغام آوردند و گفتند شما انصراف بدهید؛ اگر نه، رد صلاحیت میشوید، که ایشان در پاسخ گفتند «من انصراف نمیدهم؛ چرا که به مردم قول دادهام و نمیتوانم به آنها دروغ بگویم؛ من بر نظر خود باقی میمانم، من را ردصلاحیت کنند.» اکنون هم محسن هاشمی با خواست مردم به عرصه آمده و به نظر نمیرسد دلیلی برای ردصلاحیت او وجود داشته باشد؛ چرا که نشان داده نیروی خوشفکر و فعال است که جز به سازندگی و خدمت فکر نمیکند. اما از روزی که ثبتنام کرد تا امروز دلواپسان درصدد تخریب او هستند و از هر فرصتی برای نیل به این هدف
استفاده میکنند.
توهم یکتیر به دونشان!
پروژه جدید دلواپسان برای تخریب هاشمی چنین است که بهزعم خودشان میخواهند با یک تیر، دونشان بزنند اما تیرشان به سنگ میخورد. رسانههای دلواپس اصولگرا با تیتر «محسن هاشمی گول چه کسی را خورد؟!» نوشتند: «محسن هاشمی در حالی در آخرین روز انتخابات ریاستجمهوری ثبتنام کرد که پیشتر گفته بود: «توان ریاستجمهوری ندارم»، «آدم عاقل کاندیدا نمیشود» و «امیدوارم گول نخورم که کاندیدا بشوم»! در همین حال روزنامه آرمان ملی، رسانه خاندان هاشمی، در مطلبی به قلم دبیر سابق پایگاه اطلاعرسانی آیتا... هاشمی، ثبتنام محسن هاشمی را دارای برکات زیادی توصیف کرده و او را نفر احیاکننده «ادبیات هاشمی» یعنی پرهیز کامل از «تخریبهای داخلی و رجزخوانیهای خارجی» در مناظرات انتخاباتی معرفی کرده است! این ترفیع درجه به ادبیات هاشمی در حالی است که برخی تحقیرهای نمایندگان هاشمی در انتخابات سال 84 یا کمی عقبتر، رفتارهای خود او در انتخابات سال 72 در اذهان عمومی باقی است. حتی هاشمی بعد از پیروزی روحانی، او را هم تحقیر کرد که فقط سه درصد رای داشت و با حمایت هاشمی پیروز شد. محسن هاشمی در حالی نامزد انتخابات شد که شورای شهر تهران به ریاست وی و
شهرداران منصوب آن، یکی از ضعیفترین دورههای شورا و مدیریت شهری تهران را در کارنامه خود ثبت کردهاند. یادآور میشود که محسن هاشمی در روز ثبتنام گفت با جهانگیری مشورت کرده و او گفته برای نامزدی ثبتنام کند.» این جریان درصدد است جهانگیری را به نوعی رودرروی هاشمی قرار دهد که نمیداند همراهی این دو شخصیت سیاسی منحصر به انتخابات ریاستجمهوری نیست و جهانگیری از معتمدان ویژه آیتا... هاشمی بود و در نزد خانواده ایشان از جایگاه بالایی برخوردار است. هر دو شخصیت خبره و آگاه به ترفندهای نخنماشده دلواپسان هستند؛ دلواپسانی که نمیدانند چنین تخریبهایی میزان اعتماد جامعه به هاشمی و جهانگیری را به سبب همراهی و همفکری که با هم دارند، افزایش می دهد.
جهانگیری مشاوری امین برای هاشمی
جهانگیری هم بیش از هر زمانی در معرض هجمه تندروهای اصولگراست و با توجه به رزومه فعالیتها و همچنین منش و رفتاری که دارد و بهخوبی میتواند کاندیدای نهایی جریان اصلاحات شود، تخریب میشود. جهانگیری از نزدیکترین یاران آیتا... هاشمی است و مشی خود را بر اساس آموزههایش از آیتا... تعیین کرده چنانکه میگوید: «مشی آیتا... هاشمی، مشی به دور از هرگونه افراط و تفریط است که تنها به اعتدال فکر میکند. آیتا... هاشمی شجاعانه به میدان میآمد و از هیچ تهمت و اتهامی هراس نداشت و وقتی که یک جریان سیاسی حاکم میشد و میخواست رقبای خود را حذف کند در مقابل آنها میایستاد.» و محسن هاشمی میگوید: «داشتن پدری نظیر آیتا... هاشمیرفسنجانی، اثر عمیقی در زندگی فرد بگذارد و من هم برای لحظه لحظهای که در طول ۵۵ سال زندگی در کنار ایشان تجربه کردم، به خود میبالم و از مجاهدت، پشتکار، مدیریت، دلسوزی، صبر، نگاه به آینده، تدبیر و عقلانیت ایشان الگو میگرفتم و سعی میکردم که توصیهها و انتظارات ایشان را برآورده کنم و فرزند لایقی برای ایشان باشم.» بیتردید اگر محسن هاشمی و اسحاق جهانگیری به پاستور بروند، حامی و مشاور یکدیگر خواهند بود؛
بنابراین ترس دلواپسان از این همراهی بیعلت نیست.