رژیم صهیونیستی با توجه به هدف قرار گرفتن مواضع خود از سوی حماس هم اکنون بر اساس نظریه دفاع مشروع از خود، در پی سازماندهی هجومی عظیم و تخریبگر علیه مواضع حماس است. به هر تقدیر حملات موشکی حماس علیه مواضع رژیم صهیونیستی، این رژیم را در موقعیت معناداری قرار داده است تا با استفاده از هجمه و بهانه کردن این موضوع، حملات خود را توجیه کند. از همین رو این تحولات واکنش سریع اسرائیل برای ایجاد بازدارندگی به منظور حملات احتمالی بعدی را به همراه داشته است. واکنشی که برای دولت اسرائیل و نتانیاهوی تندرو اهمیت بسیار زیادی دارد. به طور طبیعی نتانیاهو با توجه به اوضاع منطقه با محوریت امنیت اسرائیل و تأثیرگذاری بر روندهای موجود منطقهای بعد از روی کار آمدن جو بایدن که تلاش دارد با نئورئالیسم تدافعی زمینههای توازن قوا بین ایران، عربستان، اسرائیل و ترکیه را به وجود آورد، از این تهدید به صورت فرصت استفاده میکند تا جهتگیری ایالات متحده آمریکا در منطقه را تغییر دهد. قرار دادن آمریکا در یک وضعیت گریزناپذیر در دفاع از اسرائیل به عنوان شریک استراتژیک آمریکا در مدیترانه و منطقه، با توجه به جهتگیری قالب سناتورهای جمهوری خواه و دموکرات در حمایت از تلآویو با توجه به حمله اخیر در دستور کار نتانیاهو قرار میگیرد. اسرائیلیها پس از جنگ ۳۳ روزه و ۲۲ روزه در این سالها تلاش خود را معطوف کردهاند تا زمینههای ایجاد جنگ فرسایشی را تمرین کنند. شکست های ناشی از جنگهای گذشته منجر به آن شد تا اسرائیلیها تمرینات مداوم و تجهیزات مورد نظر در این زمینه به علاوه آماده سازی افکار عمومی در اسرائیل را در دستور کار قرار دهند. لذا با توجه به تئوری جنگ نامتعادل، با بزرگنمایی تهدید ایران توسط نتانیاهو و ایجاد فضای مناسب برای اقدام علیه تهران، به عنوان مرکز مقاومت وارد عمل شدند. آنها مواضع ایران را در سوریه بارها مورد حمله قرار دادند و بالطبع مسئولیت بسیاری از این حملات را نیز پذیرفتند. همچنین تهران را در معرض ترور دانشمندان هستهای و ضربه نظامی وارد کردن به مراکز حساس اتمی قرار دادند. هماکنون حماس با توجه به سیگنالهای موجود در چارچوب حمایت ایران و مجهز شدن به موشکهای مورد نیاز، رژیم اسرائیل را در بافت موقعیتی تدافعی قرار میدهد. رژیم اسرائیل نیز استفاده از این بافت موقعیتی در جنگ نامتعادل برای بزرگنمایی قدرت رقیب و ورود به وضعیت جنگی در جهت نابودسازی زیرساختهای دولت خودگردان فلسطین و محدوده غزه بهره میبرد. بمبارانهای متعدد به منظور نابود کردن کامل غزه، تونلهای زیرزمینی و ترور نیروهای حماس در دستور کار اسرائیل قرار دارد. با ورود نیروهای حامی حماس به این جنگ، زمینههای گسترش این منازعه میتواند از غزه به محیطهای پیرامونی به شعاع بیشتر فراهم شود. این یک ریسک بزرگ برای اسرائیل، طرف های مقابل و همچنین جامعه جهانی است، چراکه گسترش این درگیری میتواند برای همه طرفین خطرناک و هزینههای بسیاری را متوجه نیروهای متفاوت درگیر در این مساله از نیروهای مرکزی و پیرامونی نماید و بهطور طبیعی بحران بزرگی را در وضعیت کنونی رقم بزند.