بستن
کد خبر: ۱۰۱۳۶۲۱

آهنین‌جان؛ شعر به دقیقه اکنون

آهنین‌جان؛ شعر به دقیقه اکنون
سریا داودی‌حموله شاعر و منتقد

اندیشه­ زنده‌یاد قاسم آهنین‌جان هم سنگ هیچ شعری نیست... «نشانِ گورِ من نعلی ا­ست/ که هر شب با ماه می‌آمیزد و/ هر صبح/ بر پای مادیانی می‌نشیند/ تا کلیدِ گور مرا آن سوی رودها/ بی فکند.» شعر آهنین‌جان در دهه­­‌های مختلف مطرح بوده است. وی در طی همه­ سال­‌ها سعی کرده که از شبیه­‌نویسی­‌های رایج فاصله بگیرد. با این انگیزه سبب نوآوری­‌های بدیعی در تنه­ شعر نو شده است. گرچه جایگاه مستقل و ثابتی در شعر مدرن دارد، اما حضورش در «شعر دیگر» و «شعر ناب» با ابتکار و نوآوری همراه بوده؛ زیرا فضا و لحن شعرهایش متفاوت از دیگران بود.
به لحاظ اندیشه، شعر قاسم آهنین­‌جان هم‌سنــــگ هیـچ شعــری نیـــــست. گاهی مكانيزم شعرها با كليدهاي شعر ناب قابل تحلیل نیست، زیرا نسبت به شاعرانِ این جریان، رویکردی متفاوت به ساختار و جسارت­‌های زبانی دارد. در این آفرینه‌های عاشقانه و عارفانه، تصویرگر رنج، حسرت، تنهایی و خلوت زیبایی است. در موتیف­‌هایی نظیر «عشق ـ مرگ»، رنج مادر هستی است و در نگاه به «انسان ـ طبیعت» این اندوه است که دم‌به‌دم زاده می­‌شود.
جهانِ ذهنــــی شاعــر خصوصیــــتِ منحصربه‌فردی دارد، رگه‌های خلاقیت در شعرهایش آن‌چنان برجسته است که به گفته رضا براهنی در «گزارش به نسل بی‌سن فردا»، «قاسم آهنین‌جان با لحن نیرومند، در همه شعرها و تصویرهایش که حالت پرتابی شدید دارند، در «شعر به دقیقه اکنون» حضور دارد.»
آهنین‌جان با این همه زیبایی در آفرینه­‌های خویش در پاسخ به سوالی گفته است که اگر یکبار دیگر متولد شود هیچ‌گاه به سراغ شعر نمی‌رود. گویا زورش به این همه درد و رنج و تنهایی نمی‌­رسد: «به رویای تو خواهم مُرد/ با منشوری از راز و/ گل‌های سپیده‌دمان/ در علف حادثه/ به قطب آتش و/ پلک گشاده­ مهتاب/ به رویای تو خواهم مُرد/ با کاج بیکران و/ پولاد کشیده­ دریا/ در برق سیمین آسمان/ به رویای تو خواهم مُرد.»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی