بستن
کد خبر: ۱۰۱۳۴۲۲

همکاری ایران و چین درآینده اقتصاد

همکاری ایران و چین 
درآینده اقتصاد
ابوذر مرادی پژوهشگر اقتصادی

چیــن در حــال حـاضر با 49 کشور و سه اتحادیه منطقه‌ای سند همکاری مشترک دارد. سند همکاری ایران و چین در بالاترین سطح یعنی مشارکت جامع استراتژیک تنظیم شده است. با توجه به سیاست خارجی محافظه کارانه چین، آیا امضای سند همکاری با ایران آن هم در چنین سطحی با وجود شدیدترین تحریم‌های ایالات متحده می‌تواند نشانه‌ای از نوعی چرخش در سیاست خارجی چین در مواجهه با ایالات متحده آمریکا باشد؟ یکی از شبهاتی که این روزها در مورد سند مذکور در فضای عمومی مطرح شده این است که «ایران به‌واسطه تحریم‌ها و شرایط نامناسب اقتصادی در مقایسه با چین در وضعیت ضعف قرار دارد، در چنین شرایطی ایران نباید با یک قدرت فرامنطقه‌ای در حد و اندازه‌های چین وارد یک توافق جامع در این سطح شود». باید در نظر داشت که اساسا توافق میان کشورها بر پایه نیاز دو طرف به یکدیگر شکل می‌گیرد. با وجود گسترش روابط چین و ایالات متحده از اوایل دهه1980 تاکنون، همواره تنش‌های سیاسی بین دو کشور وجود داشته، ولی عموما این تنش‌ها به‌واسطه منافع مشترک اقتصادی بین دو طرف در سطح کنترل شده‌ای باقی می‌ماندند. از سال 2015 به بعد به دلیل رشد سریع اقتصادی و بهبود جایگاه چین در زنجیره‌های ارزش جهانی تولید کالاها و خدمات ‌طی سه دهه گذشته، شرایط تغییر کرده است. در حال حاضر از 28 زنجیره ارزش عمده جهانی، ایالات متحده در 18 زنجیره کنترل بخش‌های با ارزش افزوده بالا(تکنولوژی، طراحی، برندها و ...) را در اختیار دارد در حالیکه چین توانسته است طی سال‌های گذشته در 12 زنجیره ارزش جایگاه خود را تقویت و به ایالات متحده نزدیک کند ادامه این روند منجر به برهم خوردن تقسیم کار بین‌المللی به نفع چین و قرار گرفتن چین در مدل مرکز - پیرامون نظم جهانی و حرکت سرمایه‌های مالی به سمت چین و انباشت سرمایه در این کشور می‌شود. از طرفی دیگر با دستیابی به تکنولوژی استخراج نفت شیل، از سال 2010 به بعد میزان وابستگی ایالات متحده به نفت خاورمیانه به شدت کاهش یافته و برآوردها از میزان تولید و مصرف نفت خام ایالات متحده بیانگر آنست که که در سال 2024 عملا ایالات متحده از بزرگترین مصرف‌کننده نفت خام به صادر کننده آن تبدیل می‌شود. در طرف مقابل میزان مصرف نفت خام چین بطور مداوم در حال افزایش است و در حال حاضر حدود 60 درصد نفت خام مصرفی چین نیز از منطقه خاورمیانه تامین می‌گردد. به این ترتیب اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواقتصادی منطقه خاورمیانه برای ایالات متحده کاهش و برای چین در حال افزایش است. در چنین شرایطی با توجه به احتمال افزایش سطح تنش‌ها میان ایالات متحده و چین، خروج نیروهای نظامی ایالات متحده از منطقه خاورمیانه و اهمیت استراتژیک بالای خاورمیانه برای چین در دوره جدید، به نظر می‌رسد برای این کشور، ایران یک جایگاه منحصربه فرد خواهد داشت. ایران به‌واسطه تاریخ طولانی‌اش دارای نفوذ فرهنگی گسترده در منطقه است و در حال حاضر بدون پشتوانه قدرت‌های بزرگ و تنها با اتکا به توان داخلی خود به یک قدرت برتر نظامی منطقه‌ای تبدیل شده و تنها کشور خاورمیانه است که هم پیمان ایالات متحده محسوب نمی شود. در کنار این موارد ایران خود دارای ذخایر عظیم نفت خام و گاز طبیعی نیز است. بنابراین زمینه برای همکاری‌های مشترک جهت تامین امنیت منطقه خلیج فارس توسط کشورهای منطقه و با نقش فعال‌تر ایران فراهم خواهد شد. از آنجایی که ایران صادر کننده نفت خام به‌عنوان یک کالای استراتژیک در زنجیره ارزش جهانی بود با وجود خروج از نظم بین‌الملل ارتباط اقتصادی‌اش کم و بیش با نظم موجود حفظ شد، هرچند که به‌واسطه تحریم‌های اولیه ایالات متحده آمریکا امکان بهره‌مندی ایران از بزرگترین مزیت رقابتی‌اش به‌عنوان یک کشور در حال توسعه یعنی مزیت متاخر بودن محروم ماند تا از طریق انتقال تکنولوژی‌های موجود و دستیابی به بازارهای بزرگ کشورهای توسعه یافته با ریسک بسیار پایین‌تر اقدام به ارتقای صنعتی و بازسازی اقتصادی خود کند با اعمال تحریم‌های ثانویه ایالات متحده علیه ایران به‌ویژه تحریم نفت خام و بانک مرکزی در سال 1390 عملا ایران بطور کامل از زنجیره ارزش جهانی تولید کالاها و خدمات به بیرون پرتاب شد. برای جبران عقب ماندگی‌های دهه 90 هجری شمسی، آنچه که بیش از هر عاملی دیگر برای توسعه اقتصادی کشور حیاتی است بازگشت سریع به زنجیره ارزش جهانی با از سرگیری مجدد صادرات نفت خام است. با توجه به اهمیت استراتژیک جایگاه ایران برای چین در نظم در حال شکل‌گیری جهانی جدید جهت تضمین دسترسی این کشور به انرژی‌های فسیلی منطقه خاورمیانه، تنظیم سند همکاری ایران و چین در بالاترین سطح با وجود شدید‌ترین تحریم‌های ایالات متحده می‌تواند نشانه‌ای از نوعی چرخش در سیاست خارجی چین در مواجهه با ایالات متحده آمریکا باشد. لازم به ذکر است که با وجود تغییر توازن قدرت در جهان با تقویت ساختار چندقطبی و ظهور قدرت‌های نوین جهانی نظیر چین و اهمیت استراتژیک جایگاه ایران برای این کشور در نظم جدید، ایران نباید تمام تخم‌مرغ‌هایش را در سبد چین قرار دهد. بهترین استراتژی برای ورود ایران به زنجیره‌های ارزش جهانی تولید بکارگیری نوعی موازنه بین گرایش به شرق و غرب است. افزایش سطح تنش بین چین و ایالات متحده این فرصت تاریخی را برای ایران ایجاد می‌کند که بطور همزمان از یکسو با استفاده از فرصت‌های اقتصادی موجود در سند همکاری جامع استراتژیک ایران و چین تحریم‌های ایالات متحده را تا جای ممکن بی‌اثر و از سویی دیگر با بازی با کارت چین در رقابت بین چین و ایالات متحده قدرت چانه‌زنی خود را در مذاکرات با ایالات متحده جهت وادار کردن این کشور به برداشتن تحریم‌های اولیه و ثانویه افزایش دهد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی