بیش از یک سال از ورود کرونا به کشورمان میگذرد. در این مدت افراد بسیاری به این بیماری مبتلا و عدهای جان خود را از دست دادهاند. اما با این وجود همواره شاهد بیتوجهی بسیاری از مردم نسبت به رعایت پروتکلهای بهداشتی در اماکن عمومی شهر هستیم. هر چند درباره چرایی بی توجهی مردم به پروتکلهای بهداشتی بحثهای بسیاری از سوی کارشناسان شده است؛ اما با این حال ریشهیابی عادی انگاری کرونا در جامعه میتواند تا حدودی زیادی از تبعات ان کاسته و به اتخاذ راهبردهای مناسب و مطلوب منجر شود.
دلایلی که باعث عادی انگاری میشود
رضا عبدالرسولی دکترای جامعه شناسی در خصوص دلایل عادی انگاری کرونا در جامعه گفت: عادی انگاری به این معنا است که فکر میکنیم در زندگی با بحران یا مسالهای مواجه نیستیم و یا اگر مسالهای وجود داشته باشد آن را جدی نمی انگاریم. عادی انگاری مردم در رابطه با کرونا دلایل متعددی دارد. از مهمترین دلایل آن میتوان به طولانی بودن حضور کرونا در جامعه اشاره کرد. بیش از یکسال است که مردم با مساله کرونا رو به رو هستند و این امر منجر به کاهش تاب آوری مردم شده است. خستگی ناشی از ماسک زدن، رعایت فاصلههای اجتماعی، عدم برگزاری دور همیها، عدم مسافرت و... موجب خستگی روحی و روانی بخش عمدهای از مردم شده است و همین دلیل سبب شده کمتر به رعایت پروتکلهای بهداشتی کرونا بپردازند. وی گفت: دلیل دیگر عدم آگاهی مردم از خطراتی است که در اثر ابتلا به کرونا ممکن است متوجه آنها باشد. همه ما فکر میکنیم اگر کرونایی وجود دارد برای دیگران است نه برای ما. عبدالرسولی افزود: نکته دیگری که در رابطه با عادی انگاری کرونا میتوان اشاره کرد مساله اقتصادی است. مردم به ویژه قشر محروم و پایین جامعه حاضر هستند بهرغم وجود خطرات ناشی از کرونا برای تامین
مایحتاج زندگی روزانه خود تا پاسی از شب به کار در محیطهای پرخطر مشغول شوند. از این رو رعایت پروتکلهای بهداشتی و خرید اقلام بهداشتی به سختی برای آنها امکانپذیر است. بنابراین نمی توان انتظار رعایت این مسائل را از این افراد داشت.
پیامدهای عادی انگاری کرونا
عبدالرسولی پیرامون پیامدهای ناشی از عادی انگاری کرونا در جامعه گفت: افزایش ابتلا به کرونا منجر به افزایش مرگ و میر ناشی از آن و از طرف دیگر افزایش ابتلا به کرونا باعث خستگی مفرط کادر درمان و آسیب به خانواده های این افراد میشود. همچنین احتمال ابتلای کادر درمان به کرونا و مرگ و میر ناشی از آن از نتایج عادی انگاری کرونا است. وی گفت: صرف هزینههای بسیار برای درمان مبتلایان و درگیری نیرو و توان کشور به جای توجه به پیشرفت جامعه معطوف به بیماران شده و علاوه بر این موارد، مرگ و میر افراد ناشی از ابتلا به کرونا به خصوص سرپرستان خانوادهها، بحران جبران ناپذیر در تامین معیشت خانواده به وجود میآورد. مخصوصا وقتی سرپرستان خانواده رابطه ای با سازمانها و نهادهای جامعه نداشته باشند و روزمزد باشند. لذا این امر می تواند انواع احتمال آسیبهای اجتماعی را در جامعه افزایش دهد و برای خود افراد و بازماندگان بحرانهای روحی و روانی را به وجود آورد.عبدالرسولی افزود: برای درمان هر فرد مبتلا به کرونا مجموعهای از شبکههای اجتماعی از قبیل خانوادهها، اقوام و خویشاوندان به طور مستقیم و غیر مستقیم درگیر هستند تا بهبودی فرد بیمار حاصل
شود. لذا باید گفت که این امر طیفی از خستگیها و هزینهها را برای اطرافیان به دنبال میآورد. وی گفت: عدم تامین نیازهای عاطفی و روانی خانوادهها در نتیجه بروز انواع آسیبها برای بازماندگان متوفی یکی دیگر از پیامدهایی است که میتوان برای عادی انگاری ناشی از کرونا در نظر گرفت. خانواده هایی که فردی را در اثر کرونا از دست می دهند مدت های مدیدی در حسرت و ناراحتی ناشی از فقدان او به سر میبرند و این امر می تواند منجر به انواع مشکلات روحی و روانی برای بازماندگان شود. از پیامدهای دیگر عادی انگاری کرونا میتواند شیوع گسترده آن و حذف بسیاری از مشاغلی شود که این امر تبعات منفی بسیاری برای جامعه دارد. فوت هر فرد علاوه بر هدر رفت نیروی انسانیاش به معنای از دست دادن یک فرصت اقتصادی برای جامعه نیز هست.
راهکارهایی برای برون رفت
عبدالرسولی درباره راهکارهایی برای دوری از عادی انگاری کرونا در جامعه گفت:راهکارها را میتوان در سه سطح مورد بررسی قرار داد. سطح اول مسئولان اجرائی هستند که با تمام تلاش و کوشش خود باید به واکسینه کردن مردم در کوتاه مدت اقدام کنند تا مرگ و میر ناشی از کرونا به حداقل برسد . ثانیا باید با برنامه ریزیهای دقیق و دارای نظام نسبت به فرهنگ سازی و اطلاع رسانی در رابطه با کرونا همت مضاعف داشته باشند. اگر قرار است پروتکلهای بهداشتی رعایت شود، قوانین دقیق تنظیم و نظارت نظام مند در اجرای این قوانین صورت پذیرد. نباید قوانین در تضاد هم باشند.رسانهها و شبکههای اجتماعی نیز که در سطح جامعه وجود دارند، میتوانند در آگاهی دهی و فرهنگ سازی نقش مهمی داشته باشد. در مجموع میخواهم بگویم راهکارهای متصور بسیار است و در اینجا مهمترین آنها مورد توجه قرار گرفته و به نظر من باید یک عزم جدی و ملی ایجاد شود زیرا حتی مرگ یک عزیز بر اثر بیتوجهی و بی احتیاطی جبران ناپذیر است. لذا برای حل این مسال باید در سطوح مختلف و از تمام اقشار جامعه استفاده کرد تا بتوان از این بحران گذشت.