بستههای حمایتی درکار نیست، کمک هزینه و وام در بایگانی موزهها قرار گرفتهاند. دیروز به مغازهداری که در لیست اماکن مجاز نبود با لبخند و لحن پدرانه گفتم پسرم شما چرا تعطیل نکردید؟ گویی چاشنی انفجاری یک بمب را کشیدم. مغازهدار با فریاد نزدیک به عربده گفت: «حاجی نفست از جای گرم درمیآید، ماهیانه شش میلیون اجاره مغازه، مالیات، بیمه و علاوهبر آنها چکها و بدهیها را شما پرداخت میکنی؟» وقتی متوجه نگاههای تلخ و شماتتآمیز عابران بهخودم شدم، من نیز شروع به تکان دادن سرم به علامت تاسف کردم. اگر دولت میخواهد اهداف قرنطینه محقق شود، باید به تامین اجتماعی دستور بخشش یا کاهش حق بیمهها را بدهد. طلبکاران و دارندگان چک تا شش ماه حق برگشتزدن چکها را نداشته باشند، مالیات و ارزشافزوده بخشیده شده یا ثلث یا نصف شوند، وامهای بدونبهره یا کمبهره به مستاجران خانه یا مغازه بدهند، هزینههای آب، برق و گاز بیش از 100هزار تومان تقسیط شوند. اقساط وام یا بدهی تاشش ماه راکد شوند و درصورت تحقق این موارد اگر کسی در خیابانها دیده شد با مجازات روبهرو شود. اما بدون هیچگونه مساعدت حمایت مخصوصا به صاحبان مشاغل آزاد، چگونه
میتوان توقع رعایت پروتکلهای قرنطینه را داشت؟