چند ماهی است که اداره توسعه کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دست به قلع و قمع کتابهای ناشران زده است و کتابها یا غیرمجاز میشود یا آنان را آنچنان مثله میکنند که ناشر از چاپ آنها صرفنظر میکند؛ آنهم ناشرانی که تمام عمر و سرمایه خود را صرف نشر کتابهای کاغذی کردهاند و این ناشران که به سرمایهداران ورشکسته معروف شدهاند، بالقوه سرمایهدار و بالفعل ورشکسته هستند. در مورد بررسی، ممیزی و مثله کردن کتاب ناشران ذکر چند نکته ضروری است: 1- در اصل 24 قانون اساسی آمده است «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند؛ مگر آنکه مخل مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد تفصیل آنرا قانون معین میکند.»کتابهای زیادی داریم که نه مخل به مبانی اسلام هستند و نه حقوق عمومی، ولی آن کتاب را غیرمجاز اعلام یا آنچنان آن را مثله کرده که ناشر از آن منصرف شده است. آیا مطالب این کتابها، که تاکنون غیرمجاز و مثله و ممیزی شدهاند، مخل اسلام و حقوق عمومی است و دهها کتاب دیگر به عللی ناشران درباره آنها سکوت کردهاند؟ 2- باتوجه به ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز بند 2 ماده 19 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی که در آن از آزادی بیان بحث میکند آیا با این حال این کار قانونی است و مغایر با میثاقهای بین المللی نیست؟ 3- اگر نگاهی گذرا به اصل 20 قانون اساسی مشروطیت بیندازیم، خواهیم دید مفاهیم در این مورد صریحتر از آزادی بیان در قانون اساسی است که درآن آمده است. «عامه مطبوعات غیر از کتب ضلال و مواد مضره بهدین مبین آزاد و ممیزی در آنها ممنوع است ولی هرگاه چیزی مخالف قانون مطبوعات در آنها مشاهده شود نشر دهنده یا نویسنده بر طبق قانون مطبوعات مجازات میشوند.» 4- تمام این مسائل دلیل بر این است که قسمت بررسی سلیقهای عمل میکند و شاید با برندهتر شدن تیغ سانسور خوشخدمتی به جناح حاکم در مجلس و غیره است. 5- صنعت نشر کاغذی در ایران به اندازه افغانستان و عراق هم برای کارگزاران سیاسی ارزش ندارد، زیرا در این کشورها ممیزی و سانسور کتاب وجود ندارد. نمیدانم ما چگونه با این ممیزیها و سانسورها میخواهیم از نظر فرهنگی جهانی شویم؟ حالا مقایسه صنعت نشر کاغذی در ایران با کشورهای اروپایی و آمریکایی بماند. 6-سانسور بین خواننده کتاب، ناشر، نویسنده و مترجم فاصله میاندازد و خواننده را نسبت به کتابهای منتشره بیاعتماد میکند، به همین دلیل تیراژ کتاب در ایران به زیر 300 نسخه رسیده و جای تاسف است که انسانهای صدیق و بانفوذ اهل فرهنگ و کتاب، به ویژه اعضای اتحادیه ناشران و کتابفروشان، در این مورد سکوت کردهاند.